دانشگاه آیووای آمریکا (UNI) مسابقه شعری را تحت عنوان "جایزه شعر سلینا تری" برگزار می‌کند که شرکت‌کنندگان امسال آن باید اشعاری را به سبک اشعار حکیم "عمر خیام"، شاعر و فیلسوف بزرگ ایرانی بسرایند و برای دبیرخانه جایزه ارسال کنند.

جایزه شعر سلینا تری هر سال توسط دانشگاه آیووای شمالی برگزار می‌شود و توسط "اوژن بووی"، فارغ‌التحصیل سال 1939 این دانشگاه، در گرامیداشت استاد شعرش بنیان گذاشته شده است.
به گزارش میراث خبر، بووی هر سال فرم اشعاری را که می‌توانند در مسابقه شرکت داده شوند، تغییر می‌دهد و برای فرم اشعار امسال این مسابقه، رباعیات "عمر خیام" را انتخاب کرده است. البته بووی چون اشعار خیام را به طور مستقیم از زبان فارسی مطالعه نکرده است، از شرکت کنندگان مسابقه خواسته که برای آشنایی با فرم رباعی به ترجمه "ادوارد فیتزجرالد" از اشعار خیام مراجعه کنند.
فیتزجرالد در رباعیات خیام را به قطعاتی که هر کدام از چهار سطرِ ده هجایی تشکیل شده اند برگردانده است.
قانون مسابقه شعر امسال دانشگاه آیووای شمالی این گونه تعیین شده است: هر شعری که در مسابقه شرکت داده می‌شود، باید دست کم شامل ده قطعه رباعی به سبک خیام باشد. البته برای آسان‌تر شدن کار ادبی شاعران به کار بردن قافیه های ناقص (قافیه نیمه یا قافیه نادرست) در این اشعار مجاز است.
شاعر برنده این مسابقه 100 دلار به عنوان جایزه دریافت می‌کند و شعر برنده در مجله ادبی دانشگاه آیووای شمالی به چاپ می‌رسد. شعرهای شرکت داده شده نباید پیش از این به چاپ رسیده باشند و شرکت کنندگان جایزه همگی باید از دانشجویان دانشگاه آیووای شمالی باشند.
آخرین مهلت ارسال شعر به این مسابقه سوم آوریل (14 فروردین ماه) بوده است.

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...