مدی مورتیمور [Maddie Mortimer] جایزه ادبی «دزموند الیوت» سال ۲۰۲۲ را برای نخستین‌ رمان خود دریافت کرد.

مدی مورتیمور [Maddie Mortimer] نقشه‌های بدن‌های فوق‌العاده ما» [Maps of Our Spectacular Bodies]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، جایزه ادبی «دزموند الیوت» که هر ساله به نخستین اثر یک نویسنده اعطا می‌شود به مدی مورتیمور برای رمان نوآورانه «نقشه‌های بدن‌های فوق‌العاده ما» [Maps of Our Spectacular Bodies] رسید، داستانی که روایتگر رابطه این نویسنده با مادرش است که در سال ۲۰۱۰ به دلیل ابتلا به سرطان درگذشت.

جایزه ۱۰هزار پوندی «دزموند الیوت» ویژه نویسندگان نوقلم است و سالانه به بهترین اثر داستانی که به زبان انگلیسی نوشته شده و در بریتانیا به چاپ رسیده باشد، تعلق می‌گیرد.

این رمان با الهام از شخصیت «لیا» مادر «مورتیمور» و سرطان در حال تغییر شکل درون بدنش نوشته شده و روایت داستان بین گذشته و حال شخصیت اصلی حرکت می کند و نگاهی به موضوعاتی چون خاطرات، روابط مادر و دختر و کنار آمدن با مرگ دارد.

مدی مورتیمور این رمان را «مرثیه‌ای برای مادرم و رابطه ما» توصیف کرد و افزود: «من این کتاب را به عنوان راهی برای گذراندن وقت با او نوشتم، غم و اندوه و دوره شدید تجربه مرگ یک نفر را تجربه کردم. بنابراین انتشار کتاب در جهان به عنوان بخشی از ما و رابطه ما و در کنار آن کسب جایزه «دزموند الیوت» فوق العاده و عمیقاً تکان دهنده است. کاش او اینجا بود تا آن را ببیند.»

سال گذشته «ای‌کی بلیکمور» برای رمان تاریخی «جادوگران مانینگتری» که داستانی مربوط به دهکده‌ای در انگلستان در حوالی قرن هفدهم میلادی را روایت می‌کند، موفق به کسب جایزه ادبی «دزموند الیوت» شده بود.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...