«شرح قصاید فارسی و مراثی سعدی» نوشته کوروش کمالی سروستانی منتشر شده است.

شرح قصاید فارسی و مراثی سعدی کوروش کمالی سروستانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در معرفی این کتاب که در نشر چشمه عرضه شده، آمده است: این شرح که دربرگیرنده دو بخش اصلی است، در بخش نخست، در ابتدا به خاستگاه و نمود قصیده پرداخته و در ادامه، ضمن تبیین تاریخچه قصاید و مراثی فارسی، به چگونگی ساختار زبانی سعدی در قصاید اشاره کرده و تفاوت ساختاری زبان سعدی در قصاید فارسی را با دیگر شاعران قصیده‌سرا، مورد بررسی قرار داده است.

ساختار زبانی و ادبی در قصاید و مراثی فارسی نیز در قالب بررسی ویژگی‌های عروضی و ساختار قافیه و ردیف در قصاید، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

در بخش تحلیل محتوایی نیز که در مقدمه مبسوط شرح آمده، به مضامین قصاید، ساختار تمثیل، ضرب‌المثل‌ها و مثل‌های رایج و چگونگی تکرار مضامین در قصاید سعدی پرداخته شده و تاثیرات آیات و احادیث در این اشعار، مورد بررسی قرار گرفته است. در بخش مدیحه‌سرایی سعدی نیز، کوروش کمالی سروستانی در پاسخ به پرسش چراییِ پرداختن سعدی به امر مدح در عین ذم آن، با دو رویکرد مدحیات از منظر اخلاقی و مدحیات از منظر مصلحت اجتماعی، به این امر پرداخته است.

در ادامه نیز با توجه به ساختار صوری و محتوایی قصاید سعدی، بهره‌مندی‌های شاعران از قصاید سعدی تبیین شده است.

در بخش دوم کتاب که در آن به شرح قصاید فارسی و مراثی سعدی پرداخته شده؛ کلیه ابیات به لحاظ فرم و محتوا شرح شده؛ ویژگی های ادبی، زبانی و هنری ابیات مورد بررسی قرار گرفته است. معانیِ واژگان، عبارات، اصطلاحات و ابیات در ذیل ابیات نگاشته شده، به صنایع بدیعی و بیانی آن‌ها اشاره شده است.

از نکات در خور توجه در این شرح؛ معرفی ممدوحین قصاید سعدی به لحاظ تاریخی و فرهنگی است که با توجه به منابع اصیل و مرجع نگاشته شده و فرصت مراجعه به منابع دست اول را برای مخاطبان فراهم کرده است.

کشف الابیات موجود در این شرح نیز، دسترسی مخاطب را به کشف سریع ابیات و منابع پایانی این کتاب، دسترسی به منابع بیشتر را در این خصوص امکان‌پذیر ساخته است.

آنچه که اهمیت این اثر را بیشتر می‌کند، توجه بدین امر است که علی‌رغم چاپ و انتشار مکرر و متنابعه شروح گلستان، بوستان و غزلیات سعدی، شرح کامل قصاید فارسی و مراثی سعدی، نخستین بار است که صورت پذیرفته و در دسترس مخاطبان قرار گرفته است. قصایدی که به باور مولف، برای سعدی«جولانگاهی است برای تبیین اندیشه‌های سیاسی، اجتماعی و اخلاقی که از سویی ذهن او را به خود مشغول داشته و از سوی دیگر به عنوان ناصحی اجتماعی خود را ملزم به بیان این مفاهیم می‌دانسته، نه اندیشه مال و مکنت و کسب آن، در این مسیر اما، به اغراق و مبالغه و گزافه‌گویی نیفتاده و شعر را به خدمت قدرت در نیاورده؛ گاه نیز ممدوحان خویش را از عواقب ظلم و ستم بر هراس داشته است».

«شرح قصاید فارسی و مراثی سعدی» نوشته کوروش کمالی سروستانی در 838صفحه و به قیمت 350هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...