دوره جدید سلسله نشست‌های ادبی با عناوین "سعدی، آموزگار اخلاق شهروندی" و "مثنوی‌خوانی" در فرهنگسرای خانواده برگزار می‌شود.

به گزارش کتاب‌نیوز به نقل از روابط عمومی مراکز فرهنگی هنری منطقه هشت؛ در نشست‌های "سعدی ، آموزگار اخلاق شهروندی" ، دکتر احمد تمیم داری، استاد دانشگاه علامه طباطبایی به بررسی گلستان سعدی و آموزه‌های آن برای شهروندان می‌پردازد. سلسله جلسات "مثنوی خوانی" با حضور عرفان نظر آهاری نیز از برنامه‌های ادبی فرهنگسرای خانواده است.

این نشست‌ها با هدف فراهم آوردن امکانی برای آشتی دوباره مخاطبان امروز با آثار کلاسیک ادبیات فارسی به عنوان میراث ارزشمند و بهره برداری و لذت از این آثار، بازخوانی حکایت‌های و قصه‌های "سعدی" و "مولانا" و درک تازه‌ای از آموزه‌های اخلاقی، عرفانی، تربیتی و معرفتی ایشان و ارتباط با زندگی امروزو همچنین مجالی برای تعامل مخاطبان با یکدیگر و بحث و بررسی و تحلیل و نقد این آثار در مواجهه با دنیای معاصر برگزار می‌شود.

همچنین کارگاه "داستان نویسی خلاق" از مرداد ماه با حضور حسین بکایی تشکیل می‌شود. در این کارگاه که با هدف پرورش استعداد و خلاقیت جوانان، بالا بردن مهارت داستان خوانی و داستان نویسی، افزایش مهارت تجزیه و تحلیل جهان پیرامون و کمک به شناخت بهتر محیط برگزار می‌شود، حسین بکایی نویسنده و منتقد ادبی به بررسی مسائلی چون چیستی داستان، سوالات داستانی، موضوع، شخصیت پردازی، زبان و پرداخت در داستان می‌پردازد.

رده‌های مختلف سنی؛ کودکان، نوجوانان و بزرگسالان، جهت ثبت نام و شرکت در این برنامه‌ها می‌توانند به کانون ادبی فرهنگسرای خانواده واقع در نارمک ـ میدان هلال احمر ـ خیابان گلستان مراجعه و یا با شماره تلفن 77815173 تماس بگیرند.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...