مجموعه کامل شعرهای نیمایی «قیصر امین‌پور» در بیست و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران منتشر و توزیع خواهد شد.

به گزارش فارس، این کتاب با هماهنگی خانواده‌ مرحوم امین‌پور و با حمایت دفتر شعر جوان منتشر می‌شود.
محمدرضا عبدالملکیان، مدیرعامل دفتر شعر جوان به خبرنگار فارس گفت: از آنجایی که قیصر امین پور در حدود 18 سال عضو و همکار ما در دفتر شعر جوان بود تصمیم گرفتیم با هماهنگی خانواده ایشان مجموعه کامل شعرهای نیمایی وی را منتشر کنیم.
وی همچنین از انتشار 20 مجموعه شعر از شاعران جوان عضو دفتر شعر جوان خبر داد و افزود: از مجموع 50 مجموعه شعری که مورد بررسی قرار دادیم در حدود 20 مجموعه شعر از 20 شاعر زیر 30 سال انتخاب شده که در دست چاپ هستند و به احتمال زیاد تا نمایشگاه کتاب سال آینده آماده خواهند شد.

عبدالملکیان افزود: این 20 مجموعه شعر اولین کتاب این شاعران جوان است ضمن اینکه همچنان در حال اطلاع‌رسانی هستیم که اگر دفترهای شعر دیگری از شاعران جوان کشور موجود است برای دفتر شعر جوان فرستاده شود.
وی در پایان اضافه کرد: دفتر شعر جوان در پی 12 دوره فعالیت خود در حدود 1200 نفر عضو دارد که همچنان در حال افزایش هستند.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...