کتاب «دریچه‌ای به شعر سپید پارسی؛ از آغاز تا دهه ۱۳۷۰» نوشته کامیار عابدی توسط انتشارات جهان کتاب منتشر و راهی بازار نشر شد.

دریچه‌ای به شعر سپید پارسی؛ از آغاز تا دهه ۱۳۷۰ کامیار عابدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کامیار عابدی نویسنده این‌کتاب و پژوهشگر شعر فارسی، پیش‌تر «مهدی حمیدی شیرازی؛ شاعر و عاشق»، «سیمین بهبهانی شاعر و تکاپوگر مدنی»، «بیژن جلالی، شعرهایش و دل ما» و ... را با همکاری این‌ناشر درباره شاعران معاصر فارسی منتشر کرده است. عابدی در کتاب جدید خود که دو بخش دارد، تلاش کرده در بخش اول که ۳۰ فصل را شامل می‌شود، ریشه‌ها، جوانب، شاخه‌ها، گروه‌ها و تقسیم‌بندی‌های دوره‌ای یا شکلی شعر سپید را از ابتدای تولد تا پایان دهه ۱۳۷۰ بررسی کند. در بخش دوم هم نویسنده آرا و نظرات موافق و مخالف بین ۳۰ شاعر و ادیب را درباره شعر سپید از منابع مختلف گرداوری و تدوین کرده است.

بخش اول این‌کتاب، «شعر سپید: تحلیل‌ها و نمونه‌ها» است که این‌عناوین را شامل می‌شود:

آینده تجدد در شعر فارسی از نگاه شاعری سنت‌گرا در سال ۱۳۳۲، آرای قدما در زمینه وزن و قافیه در شعر، خروج از معیارهای متعارف عروض در دوره‌های متقدم، خروج از معیارهای متعارف عروض در دوره‌های متاخر، شعر منثور ایران در پرتو شعر منثور فرانسوی، از عروض کهن به عروض نیمایی از عروض نیمایی به عروض منعطف، تجربه‌های منثور در شعر نیما و نسل نخست شعر نیمایی، نحله ادبی سخن و شعر منثور، احمد شاملو و شعر منثور،‌ شعر منثور یا شعر سپید؟، دوره‌های شعر سپید در ایران، رنگین‌کمانی از سپیدسرایان: از شاملو تا دهه ۱۳۷۰، چند سپیدسرا به انتخاب محمدعلی سپانلو، چندسپیدسرا به انتخاب محمدمختاری، چندسپیدسرای موج نو شعر دیگر شعر حجم موج ناب و شعر به دقیقه اکنون، چند سپیدسرای ساختارگرا و ساختارگریز، چند سپیدسرا به انتخاب تورج رهنما، چند سپیدسرای شعر مهاجرت، چند سپیدسرای شعر مذهبی-انقلابی، چند سپیدسرای منفرد، شعر سپید در تجربه شاعران نیمایی متاخر، آبشخورهای شعر سپید: نثر کهن فارسی، تحلیل‌ها و پیشنهادهای ملک‌الشعراء بهار ناصرالدین صاحب‌الزمانی رضا براهنی و شفیعی کدکنی، شعر سپید و سرودهای باستانی: اوستایی مانوی و پهلوی، شعر سپید و ترجمه عهد عتیق و عهد جدید به فارسی، شعر سپید ایران و شعر فرنگی، چرایی نضج و رواج شعر سپید در ایران، برخی ویژگی‌های شعر سپید پارسی،‌ فرجام سخن.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم؛

انتشار مجله بهار (۱۲۸۹) به مدیری یوسف اعتصام‌الملک (پدر پروین اعتصامی) یک واقعه ادبی پراهمیت در تاریخ زبان فارسی و ادبیات ایران محسوب می‌شود. زیرا، این مجله آغازگر انتشار ترجمه‌هایی از شعر و نثر اروپایی به نثر فارسی بود. این کار کم‌سابقه در سال‌ها و دهه‌های بعد در مجله‌ها و روزنامه‌های ادبی، فرهنگی و حتی اجتماعی و سیاسی مختلف پی گرفته شد. برخی از شاعران و نویسندگان با الهام از این‌ترجمه‌ها (یا گاه با توجه به متن اصلی شعرها و نثرها) به نگارش نثر یا سرودن شعر پرداختند. چنین سروده‌هایی در آغاز در قالب‌های غزل و قصیده و به‌ویژه مثنوی و قطعه، و به تدریج در قالب‌های نوظهور عروضی مانند دوبیت‌ها (چهارپاره) یا چندبیت‌های پیوسته بود. در مَثَل، شعر پُرشهرتِ «گلدان شکسته» سروده سولی پرودوم (برنده نخستین جایزه ادبی نوبل: ۱۹۰۱) در طول سال‌های ۱۲۹۵ تا ۱۳۲۵ دست‌کم، چهاربار به‌صورت مستقیم و یک‌بار به نحو غیرمستقیم دستمایه سروده‌هایی در قالب‌های پیش‌گفته شده است. (ر.ک: گلدان شکسته پرودوم، صص ۴۳_۴۱) بیت‌های نخست این پنج شعر به ترتیب تاریخ سرایش بدین ترتیب است:...

این‌کتاب با ۲۵۲ صفحه، شمارگان ۴۰۰ نسخه و قیمت ۷۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...