کتاب «و شعر چیست؟» با زیرعنوان (نقد و نظر نوین شعر) نوشته فیض شریفی به‌کوشش معصومه فتحی منتشر شد.

و شعر چیست؟» نقد و نظر نوین شعر) فیض شریفی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از هنرآنلاین، این کتاب در ۲۳ فصل در پاسخ به پرسش‌هایی درباره‌ «ایجاز در شعر»، «زبان در شعر»، «حصر شعر در نظریه»، «فرم در شعر»، «حواس‌پرتی‌های شاعرانه»، «مضمون‌های ماندگار و تعقیدات شاعرانه»، «شکل و موضوع در اشعار سعدی و حافظ (سهل محال)، «حرکت از روایت گزارش‌ به سمت روایت توصیفی و وصفی»، «عاشقانه‌ها کدام؟»، «هنر برای هنر و اجتماع»، «طنز در شعر»، «تاثیر از بزرگان»، «حافظ، گوته و سمبولیسم»، «شعر و جریان‌ها و موج‌های ادبی»، «آیا شعرهای ایدئولوژیک نمی‌مانند؟»، «شعر و فلسفه»، «شعر و سیاست ناب»، «شعر و شاعر نجیب و نجس»، «شعر و اسطوره»، «شعر و جامعه‌شناسی»، «شاعران مستقل و شاعران حزبی»، «فرم کوچک (نظم و شعر)» و «کلمه و مفهوم» تنظیم شده است.

معصومه فتحی ویراستار و تنظیم‌کننده این مباحث می‌گوید: «با خواندن این کتاب دریافتم که گاهی یک واژه چنان جادوگری می‌شود که در میدان کلمات، به شعبده‌بازی می‌پردازد و نثری را به شعری تبدیل می‌کند. مثلا فیض شریفی به تشریح این بیت سعدی پرداخته است:

من دست نخواهم برد الا به سر زلف‌اش
گر دسترسی باشد یک روز به یغمایی

به «کلمه» دسترسی در شعر نگاه کنید، ببیند چه تلاطمی در نظم ایجاد کرده است وقتی این نوع کارها را از سعدی می‌بینیم ، متوجه می‌شویم که گاهی استعاره هیچ کاره است».

فیض شریفی پس از بررسی موج‌ها و جریان‌های ادبی می‌گوید: «در هر سبک و جریانی ممکن است شعرهای خوبی هم به دیده برآید ولی هیچ شاعر خلاقی شعر را براساس‌ نظریات نمی‌گوید. فردوسی، خیام، نظامی، مولوی، سعدی، حافظ و حتی نیما و سایرین ننشستند که بر بنیاد نظریات روز شعر بگویند».

حافظ سروده:

سخن‌ات رمز دهان گفت و کمر سر بیان
از میان تیغ به ما آخته‌ای یعنی چه

شما می‌توانید همین بیت را ملاک تعریف شعر قرار دهید. شعری که «رمز دهان» و چگونگی و «سر بیان» دارد و مثل تیغ تاثیر گذارد، شعر واقعی است.

شریفی درباره طنز و فلسفه گفته است: «شعر نباید به تمام طنز و فلسفه باشد، شاعران اصیل به قول هایدگر: در قرب خود هستی می‌اندیشند و شعر می‌گویند. فلسفه باید در شعر حل شود. بسیاری از شعرا هیچ فیلسوفی را نخوانده‌اند و چیزی از فلسفه نمی‌دانند. آن‌ها از لحظه‌ای که می‌نویسند، همان لحظه را می‌نویسند و فلسفی‌ می‌نویسند:

نه من به اختیار آمدم
نه دوست دارم به جبر بروم
مرا که روی دست خودم باد کرده‌ام
دست که بسپارم..»

شریفی در این اثر به حواس‌پرتی‌های شاعرانه و سایر مقولات هم پرداخته و برای همه آن‌ها شاهد شعری آورده است.

کتاب «و شعر چیست؟» با زیرعنوان (نقد و نظر نوین شعر) اثر فیض شریفی به‌کوشش معصومه فتحی توسط انتشارات کتاب هرمز با قیمت ۸۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...