شماره‌ بیست و چهارم مجله‌ی «وزن دنیا» با مروری بر تحولات و دستاوردهای شعر اعتراضی ـ انتقادی زنان در دو دهه‌ اخیر و تحلیلی بر جهان شعری شاعران متولد دهه‌ هشتاد منتشر شد.

شماره‌ بیست و چهارم مجله‌ی «وزن دنیا»

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، سرمقاله‌ این شماره به قلم پوریا سوری، با عنوان «رمزی به شعر»، آغاز کننده مطالب این مجله است.

سپس در بخش «یاد» این شماره یادداشت‌هایی در وداع با یدالله رویایی با عنوان «دربی رویایی» نوشته سپیده جدیری، مفتون امینی با تیتر «از صاحب‌خانه‌های شعر امروز» نوشته علیرضا بهرامی، محمد شعبانی با عنوان «شاعر، مرگ خویش می‌داند» نوشته رادقنبری و جلال خسروی با تیتر «موجیم که آسودگی ما عدم ماست» نوشته یداله شهرجو را می‌خوانیم.

در این شماره‌ از شاعران استان‌های تهران، کرمان، مازندران، مرکزی، هرمزگان، همدان و شاعران آن‌سوی مرزها هم می‌توانیم شعر بخوانیم.

در بخش «تعریف و تبصره» شماره‌ ۲۴، در پرونده‌ای مفصل به مرور تحولات و دستاوردهای شعر اعتراضی ـ انتقادیِ زنان ایران در دو دهه‌ی اخیر پرداخته‌ شده است. میترا فردوسی در گفت‌وگویی با محمدحسین دلال رحمانی، مفهوم شعر اعتراضی و فرم‌ها و مضامین آن در شعر فارسی را مورد بررسی قرار داده‌ است.

در میزگردی با عنوان «مواجهه‌ی نزدیک با ماهیت شعر اعتراضی زنان ایران» رویا تفتی، فرزانه قوامی، سولماز نراقی و نگین فرهود، از تجربیات، دشواری‌ها و مسیر سرودن اشعاری با مایه‌های انتقادی ـ اعتراضی گفته‌اند.

در بخش نظرسنجی این پرونده، از شرکت کنندگان پرس‌وجویی در «ردیابی نماینده‌های شعر اعتراضی ـ انتقادیِ زنان شاعر ایرانی در دو دهه‌ی اخیر» شده و فهرست نام‌های پرتکرار و اثری از آنها نیز در ادامه آورده شده است.

سپیده جدیری در بخشی با عنوان «زنان ایران و شاعران جهان» با سه شاعر آوانگارد امریکایی به گفت‌وگو نشسته است. دیگر نویسندگان پرونده «یک انقلاب زنانه» گلاله هنری، حمید ناصحی، فرشته ساری، هادی حسینی‌نژاد، سهند آدم‌عارف، نگار حسینخانی، آناهیتا رضایی، عاطفه اسدی و بهنود بهادی هستند.

در بخش «تولدی دیگر» در پرونده‌ای با عنوان «نسل ضد» تحلیلی بر جهانِ شعری شاعران متولد دهه‌ هشتاد انجام شده است. آنوشا نیک‌سرشت در گفت‌وگویی با کامیار عابدی، روجا چمنکار، صابر محمدی و با همراهی دو تن از شعرای دهه‌ی هشتاد، به بررسی گرایش‌های گفتمانی در شعر شاعران این دهه پرداخته‌ است.

دیگر نویسندگان این پرونده حسن فرامزی، نیما جم و فاطمه شمس هستند. در بخش «در دوردست» قسمت دوم و پایانی، جهان شعری سوررئالیست‌ها را از نظر گذرانده است. در این پرونده نویسندگان و مترجمانی چون سعدی گل‌بیانی، مهسا سهرابی، سارا خلیلی‌جهرمی و علی ثباتی حضور دارند.

شماره‌ بیست و چهارم «وزن دنیا»، در ۲۶۴ صفحه و به قیمت ۱۰۰ هزار تومان در دسترس مخاطبان شعر است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...