نرم‌افزارهای این شرکت قادر هستند صدای گویندگان و بازیگران را شبیه‌سازی کنند و متون کتاب‌های الکترونیک را به صدا تبدیل کنند.

شرکت دیپزن (Deepzen)

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، صنعت کتاب‌های صوتی در میان فرمت‌های نوظهور کتاب یکی از سریع‌ترین پیشرفت‌ها را در چند سال اخیر داشته است؛ ولی هزینه‌های بالای تولید این کتاب‌ها، چالش اصلی ناشران در سراسر جهان محسوب می‌شود. اجاره استودیو و استخدام گویندگان حرفه‌ای نیاز به صرف هزینه‌های گزافی دارد که بسیاری از ناشران را از تولید کتاب‌های صوتی منصرف می‌کند.

به نظر می‌رسد شرکت دیپزن (Deepzen) توانسته با تولید کتاب‌های صوتی به کمک هوش مصنوعی این چالش را تا حدودی رفع کند و شاید آینده کتاب‌های صوتی فناوری همین شرکت باشد. نرم‌افزارهای این شرکت قادر هستند صدای گویندگان و بازیگران را شبیه سازی کنند و متون کتاب‌های الکترونیک را به صدا تبدیل کنند.

هوش مصنوعی به‌کارگرفته‌شده توسط این شرکت انگلیسی قادر است همه عناصر صدای انسانی را کپی کرده و آنها را تقلید کند. اخیراً قراردادی بین دیپزن و اینگرام بزرگترین توزیع‌کننده کتاب در بریتانیا امضا شده است که قرار است تنها کتاب صوتی تولید شود.
 

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...