برگزیدگان و شایستگان تقدیر پنجمین دوره جام باشگاه‌‏های کتابخوانی در بخش‌های نامه به نویسنده، فیلم کوتاه، باشگاه منتخب، معرفی نویسنده منتخب اعضای باشگاه‌ها، مدارس، کتابخانه‌های فعال، باشگاه‌های روستایی، مهدکودک‌ها و کتابفروشی‌های فعال معرفی شدند. ​

برگزیدگان پنجمین دوره‎ جام باشگاه‎های کتابخوانی کودک و نوجوان

به گزارش کتاب نیوز به نقل ازایلنا، مراسم اختتامیه پنجمین دوره‎ جام باشگاه‎های کتابخوانی کودک و نوجوان برگزار شد.

برگزیدگان این پنجمین دوره جام باشگاه‌های کتابخوانی در بخش‌های نامه به نویسنده، فیلم کوتاه، باشگاه منتخب، معرفی نویسنده منتخب اعضای باشگاه‌ها، مدارس، کتابخانه‌های فعال، باشگاه‌های روستایی، مهدکودک‌ها و کتابفروشی‌های فعال به شرح زیر انتخاب و معرفی شدند.

در بخش باشگاه‌های کتابخوانی، باشگاه کتابخوانی سردار دل‎‌ها از محمدآباد (بوشهر)، باشگاه کتابخوانی عشق و اندیشه از نیشابور (خراسان رضوی) و باشگاه کتابخوانی کفشدوزک از تربت جام (خراسان جنوبی) باشگاه‌های برگزیده کتابخوانی شناخته شدند. همچنین باشگاه‎های باهم بخوانیم از گنبد کاووس (گلستان)، بادگیر از ابرکوه (یزد)، مشق دانایی از مروست (یزد)، کوک از بندعباس (هرمزگان)، نوگلان کتاب‎ یار از منوجان (جنوب کرمان)، انارستان کتاب از شهرضا (اصفهان)، خوره‌ها از فردیس (کرج)، پروانه‌های سفید از رفسنجان (کرمان) و کافه کتاب شاهد از آمل (مازندران) باشگاه‎های برگزیده معرفی شدند.

در بخش نامه به نویسندگان نیز محمدصادق میرشکار از کلاله (گلستان)، محمدصالح صائمی از سمنان (سمنان) و ژیلا خسروی از زبرخان (خراسان) به عنوان برگزیدگان این بخش شناخته شدند.

در بخش فیلم فاطمه دارابی از بوشهر، زهرا زراعت پیشه از بهبهان (خوزستان) و محمدعرشیا آقایی از نظرآباد (البرز) به عنوان نفرات برگزیده انتخاب شدند.

در بخش تسهیلگران برگزیده لیلا رستمی از گورک سادات تنگستان (بوشهر) و امیرادیب فومنی شاد از فومن (گیلان) به عنوان تسهیلگران برگزیده معرفی شدند.

مدارس هوای تازه از دیر تنگ خوش (بوشهر) و مدرسه قائم (عج) از شهرستان نور (مازندران) نیز به عنوان مدارس فعال پنجمین دوره جام باشگاه‎های کتابخوانی معرفی شدند.

سرکار خانم افسانه شعبان نژاد و محمدرضا شمس نویسندگان منتخب اعضای باشگاه‎ها شناخته شدند.

در بخش کتابفروشی‎‌های فعال نیز خانه کتاب از اردکان (یزد)، نشر فرهنگ از سنندج (کردستان) و کتابسرای دانشجو از رامهرمز (خوزستان) کتاب‌فروشی‎‌های فعال این دوره معرفی شدند.

کتابخانه مرکزی همدان (همدان)، کتابخانه مرکزی تبریز (آذربایجان شرقی) و کتابخانه عمومی آیت‎ الله دستغیب از شاهین شهر و میمه (اصفهان) نیز کتابخانه‌های فعال این دوره معرفی شدند.

در بخش باشگاه‌های مهدکودک فعال نیز باشگاه‎‌های باران۳-۱ از کنگاور کرمانشاه و تتی از نور (مازندران) به عنوان باشگاه‌های فعال شناخته شدند.

حسین کشاورزان از اسلامشهر (تهران)، علیرضا سیدآبادی از زبرخان (خراسان رضوی)، فروغ هاشمی از اوز (فارس) و سیدحسن لوح موسوی از نجف‎آباد (اصفهان) به عنوان مدیران فعال ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی معرفی شدند.

................ هر روز با کتاب ...............

دختر به پدر می گوید: برای تو همه جا میدون جنگه، ولی برای من نه... درباره‌ی یک زخم ناسور ملی ست، که این بار، از یک دعوای مضحک دونفره، سر باز کرده است. یک زخمی قومیتی، یک زخم مذهبی، یک زخم به پشتوانه‌ی سالها جنگ داخلی... فهمیدن اینکه همیشه و همه جا و در برابر همه کس نیاز به روحیه جنگاوری و سلحشوری نیست، و هر اختلافی را نباید تبدیل به جنگ حیثیتی کرد؛ سخت است ولی لازم ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...