پخش ویژه‌برنامه‌ رمضانی «کتاب باز» با اجرای سروش صحت از امشب ۶ اردیبهشت ماه همزمان با اولین شب ماه مبارک رمضان آغاز می‌شود.

کتاب باز سروش صحت

به گزارش آنا، «کتاب‌باز» در ایام ماه مبارک رمضان هر شب ساعت ۱۹ پخش خواهد شد. «کتاب‌باز» طبق روال گذشته میزبان هنرمندان، شاعران، ورزشکاران و چهره‌های معتبر حوزه‌های مختلف خواهد بود.

پیام دهکردی مهمان اولین قسمت این برنامه‌ تلویزیونی است. همچنین این بازیگر و کارگردان هر شب روایت‌هایی از «عارفه لک» را می‌خواند.

با توجه به تغییری که ویروس کرونا در سبک زندگی امروز بوجود آورده است، برنامه‌ «کتاب‌باز» هر شب یک بسته‌ پیشنهادی فرهنگی متناسب ایام به مخاطبان معرفی خواهد کرد.

برنامه‌ «کتاب باز» از سال ۹۵ تاکنون در ۴ فصل به کارگردانی و تهیه‌کنندگی محمدرضا رضائیان روی آنتن رفته است. فصل پنجم این برنامه پس از ویژه‌ برنامه‌ ماه مبارک رمضان در ماه‌های آینده تولید و پخش خواهد شد.

برنامه‌ تلویزیونی «کتاب‌باز» در ساعات ۴، ۹ و ۱۳ بازپخش می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...