«مخزن‌الاسرار» نظامی گنجوی با صدای ساعد باقری منتشر شد. این اثر که توسط انتشارات نیستان تولید شده، روایتگر یکی از بهترین آثار ادبیات فارسی است.

مخزن‌الاسرار ساعد باقری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ یکی از زیباترین و بهترین آثار ادبیات فارسی است که نظامی گنجوی آن را سروده و بسیاری از آموزه‌های اخلاقی و عرفانی خود را در قالب شعری مثنوی بیان کرده است.

«مخزن الاسرار» قدیمی‌ترین مثنوی نظامی به شمار می‌رود. مخزن‌الاسرار شامل 2260 بیت است و در حدود سال 570 هجری قمری به نام فخرالدین بهرامشاه بن داود (متوفی 622) به نظم درآمد. این کتاب از 20 مقاله تشکیل شده که هر کدام مملو از اندیشه‌های حکیمانه، اخلاقی و عرفانی‌ است و پس از شرح عنوان مقاله، نظامی برای تأثیرگذاری بیشتر داستانی کوتاه اما پرمغز و جذاب نیز روایت کرده است.

این مجموعه شعر که با بیت مشهور: «بسم الله الرحمن الرحیم/ هست کلید در گنج حکیم» آغاز می‌شود، یکی از بهترین آثار در ادبیات تعلیمی و غنایی محسوب می‌شود که انسان‌های تمام اعصار را به خودشناسی، خداشناسی و عمل به رفتارهای نیکو دعوت کرده و اصول تصوف و عرفان را نیز در لابه‌لای داستان‌های خود بیان نموده است.

نظامی از جمله شاعرانی بود که در انتخاب کلمات و استفاده از صنایع ادبی سلیقه به خرج می‌داد و زبانی استوار، هنرمندانه، خیال‌انگیز و زیبا را به عرصه ظهور می‌گذاشت. او همچنین به توصیف طبیعت اهمیت فراوانی می‌داد و برای خلق مضامین نو و دلپسند از ترکیبات خاص و ابداعی استفاده می‌کرد و درعین حال موسیقی شعر را از یاد نمی‌برد.

از دیگر ویژگی‌های خاص ادبیات حکیم نظامی می‌توان به وجود ابهاماتی در کلام خود اشاره کرد؛ علاوه بر این‌ها کثرت «لغات عربی» و «اصطلاحات علوم» و «اصول و مبانی فلسفه و معارف اسلامی» سخن این شاعر را دشوار و پیچیده کرده است.

کتاب صوتی «مخزن‌الاسرار» با صدای ساعد باقری به مدت شش ساعت و 38 دقیقه توسط انتشارات نیستان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...