آثار برگزیده شورای کتاب کودک برای فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان IBBY) ۲۰۲۰) معرفی شدند.

به گزارش ایسنا، شورای کتاب کودک اعلام کرد: کمیته جوایز شورای کتاب کودک از میان آثار برگزیده در دو دوره گذشته این کتاب‌ها را برای قرار گرفتن در فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان سال ۲۰۲۰ برگزیده است:

بخش ترجمه:
«همه آن‌ها یک گربه دیدند»، مترجم کیوان عبیدی آشتیانی، انتشارات فاطمی، کتاب طوطی

بخش تالیف:
«سایه هیولا»، نوشته عباس جهانگیریان، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

بخش تصویر:
«چتری با پروانه‌های سفید»، تصویرگر غزاله بیگدلو، انتشارات فاطمی، کتاب طوطی

بنا بر اعلام شورای کتاب کودک، معرفی پدیدآروندگان برای دریافت لوح افتخار و درج اطلاعات آثارشان در فهرست افتخار، فرصتی استثنایی برای معرفی کتاب‌های برتر ایرانی به ۷۷ کشور عضو IBBY است. الواح افتخار طی مراسمی در سی و هفتمین کنگره بین‌المللی ادبیات کودک و نوجوان (مسکو، روسیه) به پدیدآورندگان اهدا خواهد شد.

فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوانIBBY، فهرستی از آثار برجسته و برگزیده و تازه منتشرشده‌ای است که هر دو سال یک‌بار، به منظور تجلیل از نویسندگان، تصویرگران و مترجمان کشورهای عضو ارائه می‌شود. گزینش این آثار تنها از سوی شعبه‌های ملی صورت می‌گیرد.

بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...