به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، جایزه ادبیات صلح دیتون [Dayton Literary Peace Prize] اولین بار در سال 2006 در کشور آمریکا تاسیس شد و هرساله از بهترین کتاب‌های داستان و مستند نوشته‌شده با موضوع صلح تقدیر می‌کند. برندگان این جایزه 10هزار دلار جایزه نقدی دریافت می‌کنند و هر کدام از نامزدها نیز 5هزار دلار جایزه می‌گیرند.

جایزه ادبیات صلح دیتون در واقع از جایزه صلح دیتون انشعاب گرفته شده است که بعد از اتمام جنگ بوسنی تاسیس شده بود. بنیاد دیتون برندگان رشته‌های مختلف خود را طبق زیر انتخاب کرده است که قرار است در تاریخ 13 نوامبر جوایز آنها اعطاء شود:

ما آلمانی‌ها [We Germans] نوشته الکساندر استاریت [Alexander Starritt

داستان
برنده: ما آلمانی‌ها [We Germans] نوشته الکساندر استاریت [Alexander Starritt] / انتشارات لیتل براون
نامزدهای نهایی:
دیکون کینگ کونگ، نوشته جیمز مک‌براید/ انتشارات ریورهد
شاگی بین، نوشته داگلاس استوارت/ انتشارات گرو
آواز کوهستان، نوشته نگوین فان کومای/ انتشارات الگونکوین
ولنتاین، نوشته الیزابت واترمور/ انتشارات هارپرکالینز

مستند
برنده: وقتی زمان ایستاد: خاطرات جنگ پدرم، نوشته آریانا نیومن/ انتشارات اسکریبنر
نامزدهای نهایی:
کری: خاطره حیات در سرزمین دزدیده‌شده، نوشته تونی جنسون/ انتشارات بالانتین
قبیله: اصلیت ما معترضان، نوشته ایزابل ویلکرسون/ انتشارات رندوم هاوس
هیچ بیگانه‌‌ای نبین: خاطرات و بیانیه عشق انقلابی، نوشته والری کائور/ انتشارات وان ورلد
زیبایی در طلوع، نوشته میشل هارپر/ انتشارات ریورهد
جاده‌ای از رقه: داستان برادری، مرزها و تعلق، نوشته جوردن ریتر/ انتشارات بالانتین

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...