تجربه‌های ناب انسانی | الف


پیتر هاندکه [Peter Handke] نویسنده، مترجم، شاعر و فیلمنامه‌نویس اتریشی متولد 1942 و برنده نوبل 2019، همواره چهره‌ای جنجالی در عرصه‌ی ادبیات بوده است. در عین این‌که رنج‌های انسان امروزی را در داستان‌هایش به تصویر کشیده و به سبب این مهارت مورد ستایش منتقدین قرار گرفته، اما اظهارنظرهایش درباره‌ی برخی وقایع تاریخی معاصر، به‌ویژه جنگ بوسنی، او را در معرض انتقادات و واکنش‌های مخاطبین‌اش به‌ویژه در حوزه‌ی بالکان قرار داده است. آن‌چنان که هیأت انتخاب آثار جایزه‌ی پن، کتاب او را از لیست خود حذف کرد و مطبوعات ترکیه، بوسنی، کرواسی و آلبانی او را به‌خاطر قضاوت یکسویه درباره‌ی تحولات منطقه‌شان محکوم کردند. گرچه او در مصاحبه‌هایش بارها گفته که نگاهی منتقدانه به تمامی طرف‌های متخاصم در جنگ‌های اروپای معاصر داشته و این در آثارش نیز تبلور یافته است، اما همچنان مناقشه بر سر تحلیل‌های او در دنیای ادبیات داغ و پرسروصداست.

پیتر هاندکه [Peter Handke] چنان ناکام که خالی از آرزو» [A Sorrow Beyond Dreams یا Wunschloses ungluck]

تمرکز هاندکه همیشه بر تجارب ناب انسانی است که خود را در موقعیت‌های گوناگون اجتماعی و بحران‌های اجتماعی و سیاسی متجلی کرده است. شخصیت‌های داستانی او را نمی‌توان با عنوان‌های مطلقی همچون «قوی»، «منفعل»، «بدذات»، «لجوج» و «فرشته‌سیرت» طبقه‌بندی کرد. آن‌ها از هرکدام از خصلت‌های انسانی نسبتی را در خود دارند و این بر نگاه نقادانه‌ی او به انسان صحه می‌گذارد. قهرمان‌های داستان او نه آن‌قدر بی‌باک و عاری از تعقل به دل آتش می‌زنند و نه چندان محتاط و محافظه‌کارند که دست روی دست بگذارند تا سیل حوادث آن‌ها را در خود ببلعد. آن‌ها به اقتضای شرایط مسائل را حل می‌کنند یا لاینحل باقی می‌گذارند تا دیگران را به همراهی وادارند. گاهی اما روی این طیف در جایی قرار می‌گیرند که چاره‌ای جز ترک میدان و دست شستن از زندگی در خود نمی‌بینند. این همان ویژگی است که در رمان کوتاه «چنان ناکام که خالی از آرزو» [A Sorrow Beyond Dreams یا Wunschloses ungluck] به شکلی بارز دیده می‌شود.

راوی داستان سفری را برای شناخت مادرش آغاز می‌کند که مبدأ آن واقعه‌ی خودکشی اوست. مادری که با خوردن مقدار زیادی قرص به زندگی خود خاتمه داده است. زنی پنجاه و یک ساله که به نظر نمی‌آید چندان مستأصل و افسرده بوده که دست از ادامه‌ی حیات شسته باشد. فرزند سوگوار می‌کوشد تا با نوشتن هرروزه از او، این فقدان را تسلی ببخشد. اما شطحیاتی که روی کاغذ می‌آورد تنها بر شدت خشم و ناتوانی‌اش از بازگرداندن مادر می‌افزاید. او همدردی دیگران را نیز پس می‌زند. کیست که بتواند عمق اندوهی را که از مرگ عزیزی گریبانِ بازماندگان‌ را می‌گیرد، در ذهن تصور کند و مطابق با آن حرفی همدلانه بزند؟ این پرسش که تلویحاً پاسخ را نیز در دل خود دارد، راوی را از پذیرش هرگونه کلامی تسلیت‌آمیز از هر دوست و آشنایی بازمی‌دارد. او بیش‌تر می‌پسندد که با سماجت و لجاجت ذاتی خود در عزلت بنشیند و مویه‌هایش را بنویسد. اما زمانی می‌رسد که از این روند خسته می‌شود و تصمیم می‌گیرد در این فرآیند سوگواری تغییری سازنده ایجاد کند. به‌همین‌خاطر سراغ خاطرات و نوشته‌های مادر می رود تا براساس آن‌ها قصه‌ای با محوریت او بنویسد. به نظرش می‌رسد که قصه، هم او را به درک بهتری از رفتار مادرش در خودکشی می‌رساند و هم او را به شناخت عمیق‌تری از مادر سوق می‌دهد.

مادر راوی در خانواده‌ای کشاورز و اسلوونی‌تبار به دنیا آمده است، در زمانه‌ای که رعیت‌داری اگرچه ملغی شده، اما همچنان سایه‌اش بر مناسبات اشراف و زمین‌داران و کشاورزان خرده‌پا سنگینی می‌کند. راوی اذعان می‌کند که زن بودن در چنین جامعه‌ای که پدر و برادرهای او هم از حقوق شهروندی چندانی برخوردار نیستند، چه‌اندازه می‌تواند دشوار و توانفرسا باشد. معیار تقسیم واحدهای زمانی برای مادر، جشن‌های کلیساست. تنها جایی که به دختران مجال اندکی شادی داده می‌شود و آن‌ها مدام به خاطر رفتنِ پنهانی به مجالس مهمانی، سیلی می‌خورند و در خانه محبوس می‌شوند. منبع مطالعه‌ای جز روزنامه‌های مخصوص مناطق اسقف‌نشین ندارند و حتی انتخاب‌شان در خوردن یا نخوردن غذا بسیار محدود است.

در چنین محیطی است که مادر راوی که تشنه‌ی آموختن است، به تحصیل در شهری بزرگ می‌اندیشد. دردهه‌های آغازین قرن بیستم، مادر فرصت بزرگی برای جداشدن از خانواده و رهسپاری به شهری که می‌تواند آزادی‌هایی نسبی برای او فراهم آورد، پیدا می‌کند. مهاجرت از او فولادی آبدیده می‌سازد که قادر به انجام هر کاری از آشپزی حرفه‌ای در رستوران تا حسابداری در مغازه می‌شود. بی‌محابا رابطه‌ای را آغاز می‌کند که خیلی زود به سرخوردگی ختم می‌شود. با شتابی بیش‌تر از پیش درباره‌ی ازدواج با یک افسر نازی تصمیم می‌گیرد. ازدواج به ناکامی‌های او دامن می‌زند. شروع دوباره از صفر اما همیشه او را قبراق و پرانرژی به مسیر خودش در زندگی بازمی‌گرداند.

زندگی مادر با افت‌وخیزهای بی‌شماری همراه است. هر واقعه‌ای شوک‌آورتر و ناتوان‌کننده‌تر از دیگری است. جنگ، شرایط سخت اقتصادی و پیچیدگی‌های زمانه‌ی آلمانِ پساجنگ، قصه‌ی او را پر از حوادث غیرمنتظره می‌کنند. او اما همواره راهی برای مدیریت اوضاع پیدا می‌کند که برای دیگران حیرت‌آور است. رویکردی که برای همه‌ی وقایع در پیش می‌گیرد رها کردن خود و به دل ماجرا زدن است. او ترجیح می‌دهد شهامت و آزادی عمل خود را در عرصه‌ی بحران‌ها محک بزند تا این‌که بنشیند و تماشا کند. چنین روحیه‌ای از او شخصیتی پر از جذابیت‌های ریز و درشت داستانی می‌سازد و مخاطبین راوی را با خود تا پایان قصه همراه نگه می‌دارد.

هاندکه در این رمان به آسیب‌شناسی شخصیت آدم‌هایی می‌پردازد که جنگ و بحران‌های اجتماعی که در پی آن رخ می‌دهند زندگی‌شان را زیرورو کرده است. او در کنار سختی‌هایی که انسان در عصر حاضر متحمل می‌شود، توفان‌های ذهنی و درماندگی‌های روانی او را زیر ذره‌بین می‌گذارد. از نگاه او، بشر هیچ‌گاه موجود پیش‌بینی‌پذیر و تابع قواعد جمع نیست. او اتفاقا در شرایط حساس می‌تواند برخلاف آن‌چه از خلق‌وخوی‌اش انتظار می‌رود رفتار کند. جنگ‌ها، بن‌بست‌های سیاسی، گره‌های کور اجتماعی و از آن طرف ارزش‌هایی انسانی از قبیل ایثار، سعه‌ی صدر و تشریک مساعی به نظر هاندکه از همین روحیه و رفتار انسان برمی‌آیند و این مسأله شاید قضاوت درباره‌ی او به‌عنوان نویسنده‌ای جامعه‌دوست با پیچیدگی و دشواری همراه می‌کند.

«شاید هم آدمی در تنگدستیِ بی‌شکل حال خوش‌تری می‌داشت و به اعتماد‌به‌نفسِ پرولتری ناچیزی دست می‌یافت. اما در آن حوالی پرولتری وجود نداشت، حتی بی‌سروپایی هم وجود نداشت، دست بالا خانه‌های بی‌ارزشِ خوش‌نشین‌های فقیر. کسی نبود گستاخ بشود. آنهایی که دستشان پاک خالی بود، فقط شرم می‌کردند. فقر واقعاً ننگ بود.»

[این کتاب ابتدا با عنوان «از غم بال درآوردن‮‬‏‫» با ترجمه پویا رفویی و سپس با عنوان «اندوهی فراتر از رویا» با ترجمه سونیا سینگ در ایران منتشر شده است.]

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

آثاری از این دست فقط ما را عالم‌تر یا محقق‌تر نمی‌کنند، بلکه حال ما را خوش‌تر و خوب‌تر می‌کنند... می‌گوید مفاهیم اخلاقی 8 تاست... ما نخست قهرمانان اخلاقی و قدیسان اخلاقی و فرزانگان اخلاقی (به صورت خلاصه اسوه‌های اخلاقی) را تشخیص می‌دهیم، سپس می‌گوییم هر چه در اینها هست، از نظر اخلاقی خوب یا درست یا فضیلت است... اما ما نمی‌توانیم به احساسات و عواطف صرف تکیه کنیم... ممکن است کسی از یک جنبه الگو باشد و از جنبه‌های دیگر خیر... پس ما معیاری مستقل از وجود الگوها یا اسوه‌ها داریم! ...
شناخت ما از خودمان را معطوف به نوشته‌های غیرایرانی کردند... سرنوشت تاسیس پارلمان در ایران با مشاهدات سفرنامه‌نویسان گره خورده... مفهوم و کارکرد پارلمان در اواخر دوره ناصری... مردم بیشتر پیرو و تابع بودند، یعنی متابعت و اطاعت از دالِّ سیاسی مرکز قدرت، امری پذیرفته شده تلقی می‌شده ... مشورت برای نخبگان ایرانی اغلب جنبه تاسیسی نداشته و تنها برای تایید، ‌همفکری و یاری‌دهندگی به شاه مورد استفاده قرار می‌گرفته... گفت‌وگو و تعاملی بین روشنفکران ملی‌گرا و روحانیون مشروطه‌خواه ...
با خنده به دنیا آمده است... به او لقب سفیر شادی، خنده و گشاده‌رویی می‌دهند... از لرزش بال حشره‌ای تا آه زنی در حسرت عشق را می‌تواند بشناسد و تحلیل کند... شخصیتی که او به‌عنوان معجزه‌گر در روابط انسانی معرفی می‌کند و قدرت‌اش را در برقراری و درک ارتباط با آدم‌ها و سایر موجودات به‌تفصیل نشان می‌دهد، در زندگی شخصی خود عاجز از رسیدن به تفاهم است ...
سرچشمه‌های ایران‌دوستی متعدد هستند... رفتار دوربین شعیبی در مکان مقدسی مثل حرم، رفتاری سکولاریستی است... جامعه ما اما جامعه بیماری است و این بیماری عمدتا محصول نگاه سیاسی است. به این معنا که اگر گرایش‌های دینی داری حتما دولتی و حکومتی هستی و اگر می‌خواهی روشنفکر باشی باید از دین فاصله بگیری... در تاریخ معاصر همین روس‌ها که الان همه تکریم‌شان می‌کنند و نباید از گل نازک‌تر به آنها گفت، گنبد امام رضا (ع) را به توپ بستند اما حرم امن ماند ...
با بهره‌گیری از تکنیک کات‌آپ و ‌تکه‌تکه کردن روایت، متن‌هایی به‌ظاهر بریده‌ و ‌بی‌ربط را نوشته ‌است، تکه­‌هایی که در نهایت همچون پازلی نامرئی خواننده را در برابر قدرت خود مبهوت می‌کند... با ژستی خیرخواهانه و گفتاری مبتنی بر علم از هیچ جنایتی دریغ نمی‌کند... مواد مخدر به نوعی تسلط و کنترل سیستم بدن ‌ِفرد معتاد را در دست می‌گیرد؛ درست مانند نظام کنترلی که شهروندان بدون آن احساس می‌کنند ناخوش‌اند، شهروندانی محتاج سرکوب امیال­شان... تبعید‌گاهی‌ پهناور است که در یک کلمه خلاصه می‌شود: مصونیت ...