جایزه یادبود آسترید لیندگرن 2023، به لوری هالسه آندرسون [Laurie Halse Anderson] نویسنده آمریکایی اهدا شد.

 لوری هالسه آندرسون [Laurie Halse Anderson] speak

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، بزرگ‌ترین جایزه کتاب کودک جهان با اهدای ۵ میلیون کرون سوئد (بیش از ۴۷۵ هزار دلار) به لوری هالسه آندرسون نویسنده کتاب کودک آمریکایی وی را به عنوان برنده امسال خود برگزید.

برنده امسال در مراسمی که در نمایشگاه کتاب کودک بولونیا برگزار شد، معرفی شد.

به گفته هیات داوران این جایزه، لوری هالس آندرسون با رمان‌هایی که به دقت خلق شده‌اند برای نوجوانان در جستجوی معنا، هویت و حقیقت؛ هم در حال و هم در گذشته است و رئالیسم تاریک آثار وی نقش حیاتی زمان و حافظه را در زندگی نسل جوان آشکار می‌سازد. درد و اضطراب، اشتیاق و شور، طبقه و جنسیت همه و همه با دقت و در عین حال شوخ‌طبعانه در آثار وی تجلی می‌یابند و وی هرگز از ابراز سخت‌ترین احساسات هراسی ندارد.

لوری هالسه آندرسون (1961- ) اولین بار در سال ۱۹۹۶ با کتاب مصور «ان‌دیتو می‌دود» با تصویرگری آنیتا ون‌درمروی به یک دختر کنیایی پرداخت که با پای برهنه در سراسر حومه شهر مسابقه می‌دهد. وی سال ۱۹۹۹ اولین رمان نوجوانان خود را با نام «سخن بگو» منتشر کرد که نوجوانی بازمانده از تجاوز جنسی را در مرکز داستان داشت که به کمک ادبیات بر این درد غلبه می‌کند. انتشار این رمان موفقیت بزرگی برای وی محسوب و به چندین زبان ترجمه شد و فیلمی اقتباسی هم برمبنای آن ساخته شد.

از دیگر کتاب‌های برجسته وی درباره موضوع‌های سخت اجتماعی «دختران زمستان» در سال ۲۰۰۹ است که درباره ۲ دختر است که اختلال خوردن بر زندگی‌شان سایه می‌اندازد. «چاقوی غیرممکن خاطره» در سال ۲۰۱۴ هم درباره نوجوانی است که زیر سایه اعتیاد به الکل پدرش بزرگ می‌شود.

جایزه یادبود آسترید لیندگرن به یاد خالق «پی پی جوراب بلند» از سال ۲۰۰۲ توسط دولت سوئد ایجاد شد. این جایزه به نویسندگان، تصویرگران و نهادهای سوادآموزی و ترویج ادبیات کودکان اهدا می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...