کتاب «لی‌لی کجایی؟» نوشته طراوت جلالی‌ فراهانی توسط انتشارات فاطمی برای کودکان منتشر و راهی بازار نشر شد.

لی‌لی کجایی؟ طراوت جلالی‌ فراهانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل ازمهر،‌ این‌کتاب داستان پیرمرد عروسک‌سازی به‌نام پاپا را روایت می‌کند که در کارگاه خود مشغول عروسک‌سازی برای بچه‌هاست. او تا حالا هزار و ۱۵ عروسک ساخته اما به‌تازگی عروسکی ساخته که با همه قبلی‌ها فرق دارد. این‌عروسک، برای خودِ خودش است. او اسم این‌عروسک را که لباسش را از لباس همسر خودش دوخته، لی‌لی می‌گذارد.

در ادامه داستان، پاپا که خیلی لی‌لی را دوست دارد و همیشه مراقب اوست، متوجه می‌شود عروسکش گم شده است. به‌همین‌خاطر به کوچه و محله می‌رود و دنبال لی‌لی می‌گردد...

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

پاپا عصرها لی‌لی را می‌نشاند روی شانه‌اش و دوتایی می‌رفتند پیاده‌روی. پایا حواسش بود که لی‌لی روی بلندی جا نماند، کسی لگدش نکند و موقع نوشیدن چای، چیزی روی پیراهنش نریزد.
یک روز که پاپا به خانه برگشت، لی‌لی روی شانه‌اش نبود! توی جیبش هم نبود! انگار آب شده بود و رفته بود توی زمین...

این‌کتاب با ۳۲ صفحه مصور رنگی، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۳۲ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...