پنجمین دوره جایزه ادبی «ارغوان» با معرفی برگزیدگان و بزرگداشت پرویز دوایی به ایستگاه پایانی رسید.

میترا الیاتی و فرشته احمدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، پنجمین دوره جایزه ادبی «ارغوان» با معرفی برگزیدگان و بزرگداشت پرویز دوایی شامگاه جمعه ۲۰ خرداد ماه در پردیس موسیقی و تئاتر باغ کتاب تهران و با یک دقیقه سکوت برای همدردی با هم‌وطنانی که در چند وقت اخیر در حادثه‌های غم‌انگیز متروپل آبادان، قطار مشهد و ساختمان کرمانشاه جان باخته‌اند، به کار خود پایان داد.

در ابتدای این برنامه پژمان بازغی که همچون دوره‌های گذشته، اجرای این برنامه را بر عهده داشت، گزارش اوژن حقیقی، دبیر این جایزه را درباره روند کار پنجمین دوره جایزه «ارغوان» با موضوع «دروغ» خواند، در ادامه نیز قطعات موسیقی با هنرمندی امید نعمتی، شقایق صادقیان و سردار سرمست اجرا شد همچنین پخش کلیپی درباره پنجمین دوره «ارغوان»، بخش بعدی این برنامه بود.

سپس فرشته احمدی به عنوان نماینده هیأت انتخاب با ابراز خوشنودی از همکاریش با این جایزه ادبی در چند سال اخیر گفت: در این سال‌ها جایزه ارغوان توانسته ویژگی‌های خاص خود را پیدا کند که گاهی با اعتراض‌هایی مانند محدودیت گروه سنی، تعیین سوژه و … رو به رو شده است در حالی که اینها وجه تمایز این جایزه در قیاس با جوایز دیگر است.

وی داستان‌های امسال را که با موضوع «دروغ» نوشته شده‌اند، اعجاب‌آور و در عین حال غم‌انگیز توصیف کرد که آئینه تمام‌نمای ایران امروز هستند اما انتشار آثار برگزیده و برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای برگزیدگان را از دیگر وجوه مثبت این جایزه خواند.

سپس جوایز برگزیدگان با همراهی میترا الیاتی و فرشته احمدی به ترتیب زیر اهدا شد:

برگزیده دهم: دنیا چهرازی از تهران؛ نهم: واله ساجدی از تهران؛ هشتم: سعید قلی زاده از تبریز؛ هفتم: محدثه سارانی از گلستان؛ ششم: مهران صفرخانی از تهران؛ پنجم: مهسا شاملو از تهران؛ چهارم: رحمان حسینی از افغانستان

در ادامه، برگزیدگان اول تا سوم با حضور احمد پوری، حسین سناپور و لیلی گلستان، که اعضای هیأت داوران جایزه ارغوان هستند معرفی شدند:

سوم: پردیس خلجی از همدان؛ دوم: آرمان عابدیان و اول: نوید عظیمی از کرج.

در این بخش پوری، به عنوان نماینده هیأت داوارن، توضیحی درباره اضافه شدن بخش برنده برندگان و ضرورت برگزاری جوایز ادبی در معرفی جوانان مستعد ارائه کرد.

این داستان‌نویس و مترجم با تعریف خاطراتی از دوره جوانی خود و انتشار اولین داستانش در مجله فردوسی گفت: حق جوانان مستعد ماست که شناخته شوند و در این مسیر، جایزه «ارغوان» با مستقل بودن خود توانسته محبوبیت بسیاری به دست آورد؛ از بین برندگان این جایزه، برنده‌ای داریم که توانست خودش کتابش را منتشر کند در حالی که باور نداشت روزی نویسنده شود.
پوری خطاب به جوانان علاقه‌مند به داستان‌نویسی گفت: هرچند همه به تشویق نیاز داریم ولی به سماجت و استقامت هم احتیاج داریم.

در ادامه برنامه، بزرگداشت پرویز دوایی با حضور هوشنگ گلمکانی، منتقد و پژوهشگر سینما برگزار شد.

وی، دوایی را توصیف‌کننده و ستایشگر عشق، زیبایی، رؤیا و خاطره دانست و گفت: هرچند به دوایی نقد می‌شود که همواره از گذشته و نوستالژی می‌گوید در حالیکه موضوع نوشته‌های غیرسینمایی او فقط خاطره‌های دوران کودکی و نوجوانی نیست بلکه او گاه چنان آدمی را در یک لحظه خاص غرق می‌کند که هیچ ارتباطی هم به نوستالژی ندارد.

گلمکانی افزود: از میان همه هنرمندان تمام رشته‌ها و در همه دوران‌ها هیچ کس برایم جایگاه پرویز دوایی را ندارد.

او در ادامه از حال نامساعد دوایی خبر داد و با ابراز تأسف گفت: ایشان چند ماه پیش گرفتار حادثه‌ای شد و وقتی حالش را پرسیدم، گفت حال مرا نپرس! اما فکر کردم از حال بد او به شما خبر بدهم. شاید امواج مثبت شما در بهبود حال او مؤثر باشد.

گلمکانی در آخر افزود: همواره یکی از عشق‌های من این بوده که برای تمام کسانی که دوست‌شان دارم، قطعه‌ای از پرویز دوایی بخوانم هرچند که همیشه متأثر می‌شوم و نمی‌توانم نوشته او را تا به آخر بخوانم.

 احمد پوری، حسین سناپور و لیلی گلستان

بعد از این بزرگداشت، برگزیدگان بخش برنده برندگان با حضور احمد پوری، حسین سناپور و لیلی گلستان به این شرح اعلام شد:

برگزیده دهم: ندا جبراییلی؛ نهم: عباس عظیمی از افغانستان؛ هشتم: منوچهر زارع‌پور؛ هفتم: مهیا مرادی‌نسب؛ ششم: احسان منصف خوش حساب؛ پنجم: سید رحیم حسینی‌نژاد؛ چهارم: امیر محمد محدثی؛ سوم: زهرا گودرزی؛ دوم: غزل محمدی و اول: فرناز قربانی.

ابراهیم حقیقی، حسن معجونی، مسعود فروتن، عباس یاری، بهرام دهقانی، محمدرضا غفاری، کاوه سمندریان، جوانه دلشاد، کیوان کثیریان، میلاد صدر عاملی، آرش صادق بیگی و …نیز در این برنامه حضور داشتند.

................ هر روز با کتاب ................

شناخت ما از خودمان را معطوف به نوشته‌های غیرایرانی کردند... سرنوشت تاسیس پارلمان در ایران با مشاهدات سفرنامه‌نویسان گره خورده... مفهوم و کارکرد پارلمان در اواخر دوره ناصری... مردم بیشتر پیرو و تابع بودند، یعنی متابعت و اطاعت از دالِّ سیاسی مرکز قدرت، امری پذیرفته شده تلقی می‌شده ... مشورت برای نخبگان ایرانی اغلب جنبه تاسیسی نداشته و تنها برای تایید، ‌همفکری و یاری‌دهندگی به شاه مورد استفاده قرار می‌گرفته... گفت‌وگو و تعاملی بین روشنفکران ملی‌گرا و روحانیون مشروطه‌خواه ...
با خنده به دنیا آمده است... به او لقب سفیر شادی، خنده و گشاده‌رویی می‌دهند... از لرزش بال حشره‌ای تا آه زنی در حسرت عشق را می‌تواند بشناسد و تحلیل کند... شخصیتی که او به‌عنوان معجزه‌گر در روابط انسانی معرفی می‌کند و قدرت‌اش را در برقراری و درک ارتباط با آدم‌ها و سایر موجودات به‌تفصیل نشان می‌دهد، در زندگی شخصی خود عاجز از رسیدن به تفاهم است ...
سرچشمه‌های ایران‌دوستی متعدد هستند... رفتار دوربین شعیبی در مکان مقدسی مثل حرم، رفتاری سکولاریستی است... جامعه ما اما جامعه بیماری است و این بیماری عمدتا محصول نگاه سیاسی است. به این معنا که اگر گرایش‌های دینی داری حتما دولتی و حکومتی هستی و اگر می‌خواهی روشنفکر باشی باید از دین فاصله بگیری... در تاریخ معاصر همین روس‌ها که الان همه تکریم‌شان می‌کنند و نباید از گل نازک‌تر به آنها گفت، گنبد امام رضا (ع) را به توپ بستند اما حرم امن ماند ...
با بهره‌گیری از تکنیک کات‌آپ و ‌تکه‌تکه کردن روایت، متن‌هایی به‌ظاهر بریده‌ و ‌بی‌ربط را نوشته ‌است، تکه­‌هایی که در نهایت همچون پازلی نامرئی خواننده را در برابر قدرت خود مبهوت می‌کند... با ژستی خیرخواهانه و گفتاری مبتنی بر علم از هیچ جنایتی دریغ نمی‌کند... مواد مخدر به نوعی تسلط و کنترل سیستم بدن ‌ِفرد معتاد را در دست می‌گیرد؛ درست مانند نظام کنترلی که شهروندان بدون آن احساس می‌کنند ناخوش‌اند، شهروندانی محتاج سرکوب امیال­شان... تبعید‌گاهی‌ پهناور است که در یک کلمه خلاصه می‌شود: مصونیت ...
آمریکایی‌ها از این شرایط بسیار بیمناک بودند و فکر می‌کردند ممکن است در ایران هم یک حکومت کمونیستی دایر شود... کیانوری به مصدق پیغام داده بود که اگر شما موافقت کنید می‌توانیم کودتا را خنثی کنیم... مصدق خودش را قربانی کرد ... حزب توده ایران و همه احزاب کمونیستی به‌خصوص در جهان‌سوم این اشکال را از اول داشتند که برای استالین جایگاه دیگری قائل بودند و او را مثل بُت می‌پرستیدند... حضور مستشاران آمریکایی یکی از بهانه‌های حزب توده در کارشکنی به ضد مصدق بود ...