شماره ۱۴۳ مجله «آزما» و هفتمین «فصل آزما» منتشر شد.

به گزارش ایسنا، در بخش نگاه مجله آزما نیز مطالبی با عنوان «آن‌ها همچنان از کتابخانه می‌پرسند» و «اشراف پوشالی و لاکچریزم مبتذل» و در بخش رویداد  هم «کانون گروه شعر معاصر ۳۵ ساله شد»، «کاوه چقاشی کرد، عشق را نقاشی کرد» و «هزاره خیام در اسپانیا برگزار می‌شود» منتشر شده است.

«وطن، فرهنگ است و زبان» گفت‌وگو با حورا یاوری و «چه اتفاقی خواهد افتاد، همین!» گفت‌وگو کوتاه با ژان کلود کریر در بخش گفت‌وگو درج شده است.

«خاطره‌بازی با اهل هنر و اندیشه» عنوان پرونده اول این فصلنامه است که خاطراتی از محمدرضا باطنی، فیروزه مظفری، سیدعلی آل‌داود، نصرالله حدادی، عبدالجبار کاکایی، واهه آرمن، اسدالله امرایی، گیتا گرکانی، پرویز خطیبی، مجدالدین کیوانی، محمود حسینی‌زاد، انجوی شیرازی، دکتر محمد سریر و احمد پوری  در این بخش منتشر شده است.

«ریشخند زمانه، با ترانه‌های شوخ!» گپ‌و گفت با محمدرضا شرایلی کارشناس موسیقی، «ترانه‌های طنز، پوزخند به چهره عبوس دیکتاتوری» گفت‌وگو با رضا مهدوی پژوهشگر موسیقی از مطالب بخش نگاه این شماره از آزماست.

در پرونده دوم این شماره با این مطالب همراه است: «شکست توسعه بدون هنر و ادبیات» گفت وگو با ناصر فکوهی، «منتتظر باشید اتفاق می‌افتد» گفت‌وگو با محمدرضا اصلانی و «خشونت تازیانه بیداری جهان معاصر» نگاهی به سیر خشونت در تاریخ سینما.

 «نوشتن، زیر آوار زباله‌های صوتی» نوشته حسین رسول‌زاده در بخش مقاله و نقد حافظ موسوی برای کتاب «آذرخشی از جنبش‌های ناگهان» نوشته سیدحمید شریف‌نیا و ابرراهیم رئیسی در بخش نقد این شماره آمده است.

 همچنین «صدای سوت زدن به زبان مادری»  عنوان گفت‌وگویی با علیرضا بهرامی است که به بهانه انتشار ترجمه‌های عربی و اوکراینی شعرهایش در فصلنامه «آزما» چاپ شده است.

«ترجمه، پل رابطه میان فرهنگ‌ها» گفت‌وگو با مسعود میری و «بدون ترک و شکستگی» گفت‌وگو با پژمان سلطانی از دیگر گفت‌گوهای این فصلنامه است.

در بخش داستان ایرانی این شماره از آزما داستان‌های «ولد مولد»، «مجید» و «نخ اول!»  و در بخش داستان خارجی، داستان «ژاندارک» نوشته بن لوری آمده است.

شعر خودمان و پیشخوان کتاب از دیگر بخش‌های این فصلنامه است.

شماره ۱۴۳ فصلنامه «آزما» با صاحب‌امتیازی و مدیر مسئولی ندا عابد و سردبیری  هوشنگ اعلم  در ۷۴ صفحه و قیمت ۱۵ هزارتومان منتشر شده است.

هچنین هفتمین شماره فصل آزما ویژه‌نامه فصلی ماهنامه فرهنگی آزما منتشر شد.

این شماره فصل آزما مجموعه‌ای از داستان های کوتاه ایرانی و خارجی است که در ۸۲ صفحه و ۱۶ داستان از سمیه کاظمی حسنوند، محمد جواد لسانی، روح الله داتلی بیگی، هوشنگ اعلم، مسعود میری، مهتاب دره شیری، زهره حسینی، مری روچ، بن لوری، ریک براگ،ولفگانگ بورشرت و... به بازار آمده است.

................ هر روز با کتاب ...............

منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...