شانزدهمین جشنواره شعر فجر در مراسمی با حضور وزیر ارشاد برگزیدگان خود را شناخت.

آنیماه عالیه مهرابی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ هیئت داوران در گروه «شعر کلاسیک» کتاب‌های «آنیماه» اثر عالیه مهرابی (انتشارات سوره مهر) و «عید در تبعید» اثر علیرضا رجبعلی‌زاده کاشانی (انتشارات سوره مهر) را به صورت مشترک اثر برگزیده معرفی کردند.

در این بخش از علی انسانی برای نگارش کتاب «رخصت: مرام‌نامه ورزش زورخانه‌ای» که توسط انتشارات شهرستان ادب منتشر شده است به صورت ویژه تجلیل شد. هم‌چنین نشان درجه یک هنری نیز توسط وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به این شاعر اهل‌بیت(ع) اهدا شد.

کتاب «سفر بخیر ناخدا» نوشته رحمت حقی‌پور (نشر سپیدرود) در گروه «شعر نو» به عنوان اثر شایسته تقدیر معرفی شد.

همچنین اثر شایسته تقدیر بخش محاوره نیز کتاب «رد زنجیرهای بازشده» اثر مهدی نقبایی (انتشارات ریما) معرفی شد.

در بخش شعر کودک و نوجوان،‌ هیئت داوران کتاب «سکوت به‌زبان مادری» نوشته مهدی مردانی (انتشارات سوره مهر) را به عنوان اثر شایسته تقدیر این بخش معرفی کرد.

در بخش «درباره شعر» شانزدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر کتاب‌های «آذربایجان و شاهنامه» اثر سجاد آیدنلو و «تلفظ در شعر کهن فارسی» اثر وحید عیدگاه طرقبه‌ای (انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار با همکاری سخن) از سوی هیئت داوران به صورت مشترک برگزیده این بخش اعلام شد.

بخش ویژه این دوره از جشنواره بین‌المللی شعر فجر به «پارسی‌گویان دیگر ملل» اختصاص داشت که عسگر حکیم با نگارش کتاب «آهنگ باد و باران»، محمدشریف سعیدی با نگارش کتاب «سماع محشر» و مهدی باقرخان با نگارش کتاب «شیراز هند» به عنوان برنده این بخش معرفی شدند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...