کتاب «خوشبختی‌های خانواده‌ خوشبخت» نوشته سپیده خلیلی توسط انتشارات به‌نشر منتشر و راهی بازار نشر شد.

خوشبختی‌های خانواده‌ خوشبخت سپیده خلیلی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، سپیده خلیلی مولف این‌کتاب، نویسنده، مترجم و روزنامه‌نگار سال ۱۳۳۸ در شمیران به دنیا آمد و از سال ۱۳۶۸ فعالیت خود را در عرصه نویسندگی و ترجمه آغاز کرد. او دارای مدرک دکترا در رشته‌ روانشناسی بالینی از دانشگاه براون شوایگ آلمان، عضو انجمن روانشناسان کودک ایران عضو شورای دفتر تالیف کتب درسی، کارشناس کتاب‌های خارجی کتابخانه ملی کودک و نوجوان است و در کارنامه‌ خود بیش از ۱۵۰ عنوان کتاب برای مخاطبان خردسال، کودک، نوجوان و بزرگسالان در زمینه‌تالیف و ترجمه دارد که جوایز جشنواره‌های کتاب کانون پرورش فکری کودکان، جشنواره مطبوعات کودک، دوچرخه طلایی و ... را کسب کرده است.

«قصه‌های شب»، «سفرهای گالیور»، «ماجراهای وروجک و سگ مرموز»، «مثل هیچکس»، «امیل و سه پسر دوقلو»، «۱۵۰ نکته برای خواب راحت» ازجمله آثار سپیده خلیلی هستند. کتاب «قصه‌های مهربانی» و مجموعه ۵جلدی «داستان‌های نوید و ندا» هم از خلیلی توسط به‌نشر (انتشارات آستان قدس رضوی) منتشر شده‌اند.

کتاب «خوشبختی‌های خانواده‌ خوشبخت» ماجراهای فرزندان یک‌خانواده است که هربار با یک مساله مواجه می‌شوند و شیوه برخورد با آن‌مشکل و حل آن را به‌طور ضمنی آموزش می‌بینند. در انتهای هر قصه پرسش‌هایی مطرح می‌شود که ذهن مخاطبان را فعال می‌کند و از طریق قراردادن مخاطب به جای شخصیت داستان کودکان را به تفکر و تامل وا می‌دارد و همچنین صفحه‌ایی برای درج پاسخ توسط کودک پیش‌بینی شده است.

هدف این‌کتاب، آموزش مهارت‌های زندگی است و در قالب مجموعه کتاب‌های پروانه ویژه گروه سنی ب و ج منتشر شده است. در این کتاب کودکان با مسائلی چون دوست‌یابی، اهمیت کار گروهی و ... آشنا می‌شوند. تصویرگری این‌کتاب هم توسط سمیه صالح شوشتری انجام شده است.

این‌کتاب با ۴۰ صفحه، شمارگان ۲ هزار نسخه و قیمت ۲۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...