«ما چگونه به اكنون رسيديم؟» [How we got to now : six innovations that made the modern world] به تاريخ پنهان وسايل روزمره امروزين مى‌پردازد. استيون جانسون [Steven Johnson] ارتباط غيرمنتظره حوزه‌هاى به ظاهر نامربوط را بررسى مى‌كند: چگونه اختراع دستگاه تهويه مطبوع موجب بزرگ‌ترين مهاجرت انسان‌ها در تاريخ به شهرهايى مانند دوبى يا فينيكس در آريزونا شده است، كه در غير اين‌صورت قابل سكونت نبود.

«ما چگونه به اكنون رسيديم؟» [How we got to now : six innovations that made the modern world]  استيون جانسون [Steven Johnson]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «ما چگونه به اکنون رسيديم؟» نوشته استيون جانسون با ترجمه محمدرضا توکلی صابری توسط انتشارات معین منتشر شد.

اين کتاب تاريخچه ارتباط نوآورى مختلف به همديگر و اين‌که چگونه يک نوآورى منجر به ابداع بعدى و تغييرات عظيم اجتماعى مى شود. در اين کتاب استيونسن به شش ابداع بشرى در زمينه شيشه، سرما، -صدا، پاکيزگى، زمان، و نور مى‌پردازد و نشان مى‌دهد چگونه در هريک از اين شش زمينه‌ها هر نوآورى و کاربرد آن باعث چه تغييرات بزرگ اجتماعى شده است.

استيونسن نشان مى‌دهد که تغييرات اجتماعى هميشه نتيجه مستقيم توانايى و تصميم‌گيرى انسان نيست. گاهى وقت‌ها تغيير در اثر عمل رهبران سياسى يا مخترعان يا جنبش‌هاى اعتراضى پيش مى‌آيد، که به طور عمدى نوعى واقعيت جديد را با برنامه‌ريزى آگاهانه شان پيش مى‌آورند. مثلا در ايالات متحده آمريکا يک سيستم بزرگراه ملى به هم پيوسته ايجاد شد بيشتر به اين خاطر که رهبران سياسى آمريکا تصميم گرفتند که لايحه کمک فدرال بزرگراه‌ها را در سال ١٩۵۶ را تصويب کنند اين کار باعث تغيير بزرگى در گسترش و پراکندگى جمعيت در آمريکا شد.

ولى در موارد ديگر به نظر مى‌رسد که انديشه‌ها و اختراعات روند خودشادن را دارند و تغييراتى را در جامعه ايجاد مى‌کنند که بخشى از ديدگاه خلق کنندگان آن نبوده است. مخترعان تهويه مطبوع هنگامى تصميم گرفتند که اتاق خانه‌ها و ساختمان‌هاى ادارات را خنک کنند سعى نداشتند که نقشه سياسى آمريکا را از نو ترسيم کنند، آن فناورى را که آنها به جهانيان عرضه کردند تغييرات زيادى را در الگوى سکونت آمريکايى‌ها ايجاد کرد، که به نوبت خود ساکنان کنگره و کاخ سفيد را تغيير داد. يعنى در مناطق گرم جنوبى افراد بيشترى سکنى يافتند و توانستند نمايندگان بيشترى را به کنگره بفرستند و در تصميم‌هاى سياسى کشور سهم بيشترى پيدا کنند.

براى مثال، ماشين چاپ يوهانس گوتنبرگ يک افزايش تقاضا براى عينک ايجاد کرد، اين رسم جديد کتاب خواندن، اروپايى‌ها را در سراسر قاره ناگهان متوجه اين کرد که دوربين هستند. تقاضاى بازار براى عينک تعداد زيادى از افراد را تشويق کرد به اينکه عدسى‌ها را توليد کرده و با آنها دست به آزمايش بزنند، که منجر به اختراع ميکروسکوپ شد، که به زودى کمى پس از آن ما را قادر ساخت که دريابيم بدنمان از سلول‌هاى بسيار کوچکى ساخته شده است. شما فکر نمى‌کرديد که فناورى چاپ هيچ ربطى به گسترش ديد ما تا مقياس سلولى داشته باشد، همان طور که فکر نمى‌کرديد که تکامل گرده، طرح بال مرغ مگس‌خوار را تغيير دهد. ولى اين شيوه وقوع تغييرات است.

در اين کتاب مصور استيون جانسون تاريخ اختراعات را در چند قرن بررسى مى‌کند و جنبه‌هاى مختلف زندگى امروزين (مانند يخچال، ساعت، عدسى عينک، راديو، تلفن، کامپيوتر)را از آغاز ييدايش توسط افراد غيرحرفه‌اى، آماتور، و سرمايه‌گذاران تا نتايج ناخواسته آنها را در طى تاريخ دنبال مى‌کند. اين کتاب حاوى گزارش اشتباهات تصادفى و هوشمندانه‌اى است- از ناشر فرانسوى که پيش از اديسون فونوگراف را اختراع کرد تا بازيگر سينمايى هاليوود که به فناورى مربوط به وايفاى و بلوتوث کمک کرد. از پليسى که فلاش عکاسى را اختراع کرد تا پرتو ليزر که گرمايى معادل گرماى هسته مرکزى خورشيد را توليد مى‌کند.

«چگونه ما به اکنون رسيديم» به تاريخ پنهان وسايل روزمره امروزين مى‌پردازد. استيون جانسون ارتباط غيرمنتظره حوزه‌هاى به ظاهر نامربوط را بررسى مى‌کند: چگونه اختراع دستگاه تهويه مطبوع موجب بزرگ‌ترين مهاجرت انسان‌ها در تاريخ به شهرهايى مانند دوبى يا فينيکس در آريزونا شده است، که در غير اين‌صورت قابل سکونت نبود. چگونه ساعت پاندولى به آغاز انقلاب صنعتى کمک کرد، چگونه آب تميز و سالم به توليد تراشه‌هاى کامپيوترى کمک کرد و چگونه ساعت اتمى به پيداکردن مسيرمان در هنگام رانندگى کمک مى‌کند.

کتاب «ما چگونه به اکنون رسيديم؟» (شش نوآورى که جهان مدرن را ساخت) نوشته استيون جانسون با ترجمه محمدرضا توکلی صابری در 273 از سوی انتشارات معین به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...