مجموعه چهارجلدی «مهارت‌های بهداشت فردی و اجتماعی» نکات بهداشت فردی، اجتماعی و روانی را ساده و سرگرم‌کننده به کودکان آموزش می‌دهد.

مهارت‌های بهداشت فردی و اجتماعی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، سلامت موهبتی است که رعایت بهداشت و پیشگیری از بیمار شدن بهترین و موثرترین راه برای حفظ و نگهداری آن است. آموزش به کودکان گامی مهم در ارتقای سلامت فردی و به دنبال آن سلامت اجتماعی است. مجموعه چهارجلدی «مهارت‌های بهداشت فردی و اجتماعی» سعی دارد نکات بهداشت فردی، اجتماعی و روانی را ساده و سرگرم‌کننده به کودکان آموزش دهد.

در این مجموعه ثمین و امین خواهر و برادری هستند که با پرسش‌ها و کنجکاوی‌های کودکانه کمک می‌کنند کودکان به طور غیرمستقیم با عوامل بیماری‌زا و روش‌های پیشگیری و مراقبت آشنا شده تا با سبک زندگی در ایام قرنطینه خانگی بهتر مواجه شوند و برای پیشگیری از هر نوع آزار جنسی، حریم خصوصی خود را بشناسند.

«بهداشت من سلامتی من»، «من ویروس فسقلی را می‌شناسم»، «من از کرونا قوی‌ترم» و «به من دست نزن» عنوان‌های این مجموعه چهارجلدی است که به قلم طاهره شاه‌محمدی و تصویرگری ساناز کریمی طاری از سوی بخش کودک و نوجوان موسسه نشر و تحقیقات ذکر (کتاب‌های قاصدک) برای کودکان 5 تا 8 ساله منتشر شده است.

در «بهداشت من سلامتی من» کودکان با مراقبت‌های بهداشتی که برای سلامتی‌شان ضروری است، آشنا می‌شوند. در «من ویروس فسقلی را می‌شناسم» بچه‌ها با انواع ویروس‌ها و بیماری‌های واگیردار آشنا می‌شوند. در «من از کرونا قوی‌ترم» نیز کودکان با ویروس کرونا و سبک زندگی در قرنطینه خانگی آشنا می‌شوند.

در بخشی از کتاب «من از کرونا قوی‌ترم» می‌خوانیم: «بعضی از انسان‌ها چون بدنشان زیاد مقاوم نیست، در مقابل کرونا در خطر بیشتری هستند... مثل پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها و همه افرادی که سن بالای هفتاد سال دارند یا کسانی که بیماری‌های دیگری مثل سرطان یا دیابت دارند. ممکن است آن‌ها برای ادامه زندگی به دستگاه تنفس مصنوعی نیاز داشته باشند! ما باید برای حفظ سلامتی آن‌ها از پخش شدن کرونا جلوگیری کنیم.»

بخش کودک و نوجوان موسسه نشر و تحقیقات ذکر (کتاب‌های قاصدک)، مجموعه «مهارت‌های بهداشت فردی و اجتماعی» را با شمارگان دوهزار نسخه منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...