کتاب «قلدری در مدارس؛ راهنمای عملی مقابله برای مدارس و والدین با رویکرد پیشگیری رشد مدار» نوشته سیدعدنان حسینی و حسن بابایی توسط انتشارات خرسندی منتشر و راهی بازار نشر شد.

قلدری در مدارس؛ راهنمای عملی مقابله برای مدارس و والدین با رویکرد پیشگیری رشد مدار

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر،‌ نویسندگان این‌کتاب می‌گویند قلدری زیرمجموعه‌ای از رفتارهای پرخاشگرانه است که در هر سنی و بین گروه‌ها و اجتماعات مختلف انسانی قابل مشاهده است و به‌طور عام به‌عنوان الگوهای ثابت رفتارهای آسیب‌رسان که واجد نوعی عدم توازن قدرت میان فرد یا افراد قلدر و فرد قربانی هستند تعریف می‌شود. سیدعدنان حسینی، روانشناس تربیتی و مدرس دانشگاه است و حسن بابایی نیز حقوق‌دان و جامعه‌شناس است. این‌دو معتقدند قلدری با تاریخ پیدایش مدارس در هم آمیخته و برای نسل‌های زیادی، دانش‌آموزان عادت به آزار رساندن به همسالان و همکلاسی‌های خود داشته‌اند.

حسینی و بابایی هدف از نگارش این‌کتاب را ضرورت توجه اساسی به این‌پدیده و خلا وجود یک‌منبع مناسب درباره آن عنوان می‌کنند و می‌گویند تلاش کرده‌اند با نوشتن این‌کتاب، زمینه‌ای برای کسب آگاهی‌های اساسی درباره قلدری و راهکارهای پیشگیری و مقابله با آن فراهم کنند.

کتاب پیش‌رو ۵ فصل اصلی دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از «آشنایی با پدیده قلدری در مدرسه»، «راهکارهای عملی ضدقلدری برای عوامل و کارکنان مدرسه»، «راهکارهای عملی ضدقلدری برای معلمان»، «راهکارهای عملی ضدقلدری برای دانش‌آموزان» و «راهکارهای عملی ضدقلدری برای والدین».

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

مواظب باشید که دانش‌آموزان قلدر را طرد نکنید. متاسفانه گاهی دانش‌آموزان قلدر هم به دلیل پیشنه رفتاری نامناسب آنها در کلاس و هم به واسطه اینکه بسیاری از آنها از نظر تحصیلی وضعیت نامناسبی ندارند به طور خواسته یا ناخواسته به گوشه‌های کلاس رانده می‌شوند، کمتر مورد خطاب قرار می‌گیرند، کمتر به مشارکت و همکاری در فرایند کلاس دعوت شده و یا به عنوان عضوی از کلاس شناخته می‌شوند و در یک کلام حضور آنها فراموش شده و به نوعی از کلاس طرد می‌شوند. همین شیوه برخورد با این گروه از دانش‌آموزان خود یکی از دلایل گرایش آنها به انجام سوءرفتارهای بیشتر می‌شود که در برخی مواقع می‌تواند نوعی حالت انتقام‌گیری از معلم و کل کلاس را به خود بگیرد. به جای چنین برخوردی اگر در کنار اینکه به آنها به طور صریح رفتار نامناسب‌شان و پیامدهای آنرا به آنها نشان داده و قوانین ضدقلدری کلاس را در صورت لزوم در مورد آنها اجرا می‌کنیم، همچنان آنها را در فرایند کلاس مشارکت داده، رفتاری و تحصیلی مثبت‌تری را از آنها می‌توانیم انتظار داشته باشیم. به یاد داشته باشیم که طرد کردن دانش‌آموز چیزی جز وخیم‌تر شدن وضعیت رفتاری و تحصیلی آنان را در پی نخواهد داشت.

این‌کتاب با ۲۸۷ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۵۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...