رولف دوبلی در کتاب «‌پی‌گیر اخبار نباشید» [Stop reading the news : a manifesto for a happier, calmer and wiser life] به مانند دیگر آثارش در پی راهی برای رسیدن به زندگی شاد و آرام است.

پی‌گیر اخبار نباشید» [Stop reading the news : a manifesto for a happier, calmer and wiser life]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «پی‌گیر اخبار نباشید» تازه‌ترین اثر رولف دوبلی نویسنده کتاب‌های «هنر شفاف اندیشیدن» و «هنر خوب زندگی کردن» است که هر دو کتاب هم پیش از این به همت عادل فردوسی‌پور و دو همکارش بهزاد توکلی و علی شهروز ترجمه شده است.

در این کتاب دلایل زیادی برای اینکه چرا نباید اخبار را دنبال کنیم؟ آورده شده که اشاره به همه آن‌ها امکان پذیر نیست. به طور خلاصه باید به این نکات توجه داشت که اخبار در شکل‌های مختلف چندان قصد آگاه‌سازی ندارند، بلکه در واقع نوعی کسب و کار هستند که توجه ما را به سوی خود جلب می‌کنند؛ خصوصا در فضای آنلاین که کلیک کردن مخاطبان برای رسانه‌ها ارزشمند است و منجر به کسب درآمد به واسطه تبلیغات می‌شود.

رولف دوبلی به این نکته مهم هم اشاره دارد که اخبار به این دلیل که فاقد تحلیل‌های عمیق است و معمولا محتوای آن به صورت گزینشی انتخاب می‌شود باعث شده تا باورهای نادرستی در مخاطبان شکل گرفته و این باورها مبنای رفتارها و واکنش‌های نادرست شود.

رولف دوبلی در این کتاب به توضیح دلایلی می‌پردازد که طبق آن‌ها برای داشتن یک ذهن آرام نیازمند یک رژیم سخت خبری هستیم و اینکه پیگیری هر نوع خبری را در هر شکل رها کنیم. او درباره اعتیاد خودش به اخبار چنین می‌گوید: «اخبار در زندگی من به همان اندازه پررنگ بود که اوالتین (پودر طعم‌دار کننده شیر) در صبحانه‌ام. با این حال حتی آن زمان حس غریبی به من می‌گفت که یک جای کار می‌لنگد. برایم حیرت‌آور بود که روزنامه‌ها هر روز و هر روز در یک قطع و با ضخامتی یکسان تحویل داده می‌شدند.»

نویسنده برای مشکلاتی که اخبار در ذهن افراد ایجاد می‌کند مثال‌های متفاوتی می‌زند؛ برای مثال اینکه اخبار درست به اندازه الکل خطرناک است. در این باره می‌نویسد: «برای مصرف الکل باید از موانعی بگذرید اما همواره به خبر خواندن ترغیب می‌شوید. اخبار رایگان است و به نرمی و به صورت ناخودآگاه به درون مغزتان می‌خزد. لازم نیست آن را جایی انبار کنید یا بعد از مصرف دورش بیندازید. همین مضرات نامحسوس هستند که باعث می‌شوند اخبار این چنین مخرب باشد.»

یکی از مهم‌ترین دلایل برای پاسخ به اینکه چرا نباید اخبار را دنبال کنیم موضوع بی‌ربط بودن اخبار به مسائل مهم زندگی ماست. نویسنده در این باره به مخاطبان خود می‌گوید: «تردیدی نیست که اخباری هر روز به خورد ما داده می‌شود نه تنها مطلقا بی‌ارزش بلکه جدا برای ما مضرند. طی چند دهه اخیر یاد گرفته‌ایم که مضرات فراوان تغذیه ناسالم را به رسمیت بشناسیم: مقاومت در برابر انسولین، چاقی، افزایش احتمال ابتلا به بیماری‌های التهابی و خستگی. تمام این عوامل می‌توانند منجر به مرگ زودرس شوند. ما رژیم غذایی خود را تغییر داده‌ایم و یاد گرفته‌ایم که در برابر وسوسه مصرف شکر و سایر کربوهیدرات‌های ساده مقاومت کنیم. اکنون در مورد اخبار هم به نقطه مشابهی رسیده‌ایم. امروزه اخبار همان قدر ذهن‌مان را مشغول کرده که بیست سال پیش درگیر شکر و فست‌فود بودیم. اخبار برای ذهن مانند شکر است، برای بدن اشتها‌آور، بسیار زودهضم و بی‌نهایت زیان‌آور.»

یک راه حل نرم در پیش رویتان است
برای ترک اخبار به جای روزنامه، از یک مجله هفتگی استفاده کنید و نسخه چاپی را بخوانید نه آنلاین. مجله هفتگی‌تان را یک بند و پشت سر هم بخوانید و مطالعه آن را به چند نوبت تقسیم نکنید و به هیچ وجه به چند روز نیندازید.

به اعتقاد رولف دوبلی «اخبار به درد نخور است» چون آرامش ذهن شما را از بین می‌برد. بدون شك یكی از مهمترین ملاك‌های داشتن یك زندگی خوب آرامش ذهنی و درونی است كه لازمه این آرامش، دوری كردن از احساسات سمی مانند ترس، دلخوری، حسادت و ترحم بی‌جا داشتن نسبت به خودمان است . زمانی كه شما یك خبر یا مقاله آنلاین را می‌خوانید كافی است به نظرات منفی زیر آن (که تازه از فیلتر اولیه هم عبور کردند) دقت كنید. به وضوح متوجه شوید كه چه میزان از احساسات منفی در شما ایجاد می‌شود.

همانطور كه قبلا اشاره شد بیشتر محتوای اخبار مربوط به مسائل و موضوعاتی است كه خارج از اختیار و كنترل ما قرار دارند و توجه كردن به آن‌ها باعث ایجاد احساسات منفی شده و آرامش ذهنی ما را به هم می‌زند. این وظیفه ماست كه انتخاب كنیم به وسیله اخباری كه وانمود می‌شود مهم و جدید هستند پریشان نشویم و مغزمان را از این اخبار پاكسازی کرده و ایجاد آرامش ذهنی یکی از مهم‌ترین دلایلی است که ما را متقاعد می کند چرا نباید اخبار را دنبال کنیم؟

«اخبار منفی» میراث اجداد ما
سازمان‌های خبری می‌خواهند متقاعدتان کنند که به شما یک مزیت رقابتی می‌دهند. بسیاری از مردم فریب آن را می‌خورند. در حقیقت پی‌گیری اخبار نه‌تنها هیچ مزیت رقابتی‌ای برای شما ندارد، بلکه مدام به شما آسیب می‌زند.

نسل حاضر ما انسان‌ها، باقی مانده اجدادی هستند كه برای بقای به اطلاعات منفی بیشتر توجه می‌كردند و واكنش نشان می‌دادند. در روان‌شناسی نیز بر همین اساس قاعده‌ای داریم به نام «سوگیری منفی» یعنی ما به محرك‌های منفی حساسیت بیشتری نشان می‌دهیم تا محرك‌های مثبت. به بیان دیگر ما معمولا‌ زمانی كه چیزی را از دست می‌دهیم دو برابر ناراحت می‌شویم نسبت به زمانی كه چیزی را به دست می‌آوریم و خوشحال می‌شویم.

رسانه‌های خبری از این ضعف به خوبی بهره‌برداری می كنند و جریانی از اخبار و داستان‌های تكان‌دهنده برای ما ارائه می‌كنند كه برای مغز ما ساخته شده است و حال نویسنده در واکنش به این موضوع این توصیه را می‌کند: «خواننده عزیز شما نیز دوست ندارید قربانی سیل اخبار شوید. شما به خوبی می‌دانید که با «حقیقت و باز هم حقیقت» کیفیت تصمیم‌گیرتان کاهش خواهد یافت. اگر دست از خبر خواندن بکشید، برای اولین‌بار خواهید پذیرفت که قرار نیست دنیا را بفهمید. هنگامی که با معلومات‌تان سر و کار دارید، متواضعانه‌تر، محتاطانه‌تر و حساب‌شده‌تر عمل خواهید کرد و در دام اعتماد به نفس بیش از حدتان نخواهید افتاد.

اخبار؛ سد راه تفکر
اخبار سد راه تفکر است. استدلالی که نویسندهِ کتاب در آن معتقد است اخبار آنلاین از اخبار چاپی هم بدترند. پژوهش نیکلاس کار نشان می‌دهد که با افزایش تعداد لینک‌های ارجاعی موجود در یک متن، درک ما از آن مطلب کاهش پیدا می‌کند؟ چرا. چون هربار که به یک لینک جدید برمی‌خورید، مغزتان باید تصمیم بگیرد که آیا روی آن کلیک کند یا نه. این یک عامل حواس‌پرتی دائمی است، انگار یک نفر مدام به در خانه‌تان بکوبد یا تلفن‌تان هر دو ثانیه یک بار زنگ بخورد.

چند نکته درباره کتاب
کتاب «پی‌گیر اخبار نباشید» همان‌گونه که از ناشر و مترجمانش انتظار می‌رود چاپی مناسب و ترجمه‌ای قابل فهم برای مخاطبان دارد. اما یکی از مهم‌ترین مشکلات آن این است که گروه مخاطبان خود را مشخص نکرده است. (مخاطبان کتاب افراد تحصیلکرده هستند؟ و یا همه افراد بزرگسال می‌توانند مخاطب این کتاب باشند.)

نویسنده برای بیان مضرات اخبار در عصر جدید از هیچ مثالی فروگذار نکرده است تا جایی که بیان این مورد به درازا می‌کشد و چه بسا می‌توان گفت اطناب و مثال‌های متعدد برای ضررهای اخبار خواننده را خسته می‌کند. در مواردی لحن کتاب تندتر می‌شود تا جایی که مترجمان هم سعی کرده‌اند یا امانت‌داری کنند و یا به خواننده تاکید بیشتری درباره مشکلات اخبار بکنند؛ برای مثال در صفحه 106 کتاب آمده است: «از رسانه‌ها انتظار می‌رود که برای خوانندگان، شنوندگان و بینندگانش نقش فیلتر را در برابر چرندیات ایفا کند. با این حال، رسانه‌های خبری بیش از پیش در خلاف این جهت حرکت می‌کنند و هر نوع مزخرفی را مثل آهن‌ربا جذب می‌کنند. مزخرفات نه تنها تحمل، بلکه تکرار می‌شوند و در کانون توجه نیز قرار می‌گیرند. تولیدکنندگان مهملاتی از این دست خوب می‌دانند که رسانه‌ها از آن‌ها استقبال خواهد کرد و به همین ترتیب، دیگران هم تشویق به تولید مقدار بیش‌تری از آن می‌شوند.»

در جهانی زندگی می‌کنیم که رویدادها ثانیه‌ای حائز اهمیت هستند و انسان بی‌خبر ـ با وجود شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های آنلاین ـ هیچ تفاوتی با فرد غارنشین ندارند و در نهایت نمی‌دانیم چرا در کل این کتاب اصرار می‌شود که افراد از اخبار روز فاصله بگیرند. به جرات می‌توان گفت دیگر تمام شد زمانی که بی‌خبری خوش‌خبری بود!

ماجراهای عادل و ترجمه‌هایش
یکی از مترجمان کتاب (عادل فردوسی‌پور) چهره‌ای شناخته شده در عرصه گزارشگری و اجرا برای مردم است و همین کافیست که کتاب در مدت زمان کوتاهی (کمتر از یک ماه) به چاپ دوم برسد و شاید اگر این کتاب با مترجمی ناشناس منتشر شده بود در میان قفسه‌های کتاب‌های انگیزشی کتابفروشی‌ها بدون استقبال می‌ماند؛ همانگونه که چاپ قبلی کتاب با عنوان «اخبار را دنبال نکنید» با ترجمه امید کرم‌پور از سوی نشر مهرگان خرد راهی بازار شده بود.

کتاب «پی‌گیر اخبار نباشید» نوشته رولف دوبلی ترجمه عادل فردوسی‌پور، بهزاد توکلی و علی شهروز در 142 صفحه به بهای 30 هزارتومان از سوی نشر چشمه منتشر شده است.

[این کتاب برای نخستین بار با عنوان «هنر بی‌خبر زیستن» در ۱۱۸ صفحه و توسط نشر آرادمان منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...
جهل به ماهیت درد باعث انواع نظریه‌پردازی‌ها و حتی گمانه‌زنی‌ها شده... دوگانه‌انگاری باعث شده آثار مربوط به درد غالباً یا صرفاً به جنبه‌ی فیزیکی بدن بپردازند یا فقط به بعد ذهنی-روانی... درد حتی سویه‌های فرهنگی هم دارد و فرهنگ‌های مختلف در تجربه‌ی درد و شدت و ضعف آن تأثیرگذارند... انسان فقط با درد خودش سروکار ندارد. او با درد دیگران هم مواجه می‌شود... سازوکار درمان نیز به همان اندازه اهمیت دارد؛ یعنی بررسی این مسئله که چگونه سازوکار درد متوقف می‌شود ...
من با موراکامی (بی‌آنکه روحش خبر داشته باشد!) صیغه برادرخواندگی خوانده‌ام!... اغلب شخصیت‌های موراکامی، به‌ویژه در رمان‌ها جوان‌های ۳۵، ۳۶‌ساله‌ای هستند منزوی، زخم‌خورده، گریزان از زندگی عادی کارمندی مثلا و در جست‌وجوی هویت و حل مشکل خود... دست به چه کاری می‌زنی که معنای وجود خود را در دنیایی آشکارا بی‌معنا دریابی؟ آیا آن را چنان‌که هست، می‌پذیری، یا با تمام قوا می‌کوشی دریابی چرا چنین است؟... رمان شبیه جنگل‌کاری است و نوشتن داستان کوتاه مثل ایجاد باغ ...