رمان «وقتی اسکیتم گربه شد» نوشته حمید اباذری از سوی نشر پیدایش برای مخاطب کودک منتشر شد.

وقتی اسکیتم گربه شد حمید اباذری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، رمان کودک «وقتی اسکیتم گربه شد» نوشته حمید اباذری و با تصویرگری پریا لرستانی از سوی نشر پیدایش برای کودکان 6 تا 12 سال منتشر شده است.

در این کتاب، پارسا به تازگی مادربزرگش را از دست داده و هرشب خواب‌های عجیبی می‌بیند. یک روز صبح اسکیتش را برمی‌دارد و به خیابان می‌رود؛؛ اما اتوبوسی ناگهان گربه سفیدی را زیر می‌گیرد و پارسا به خاطر سرعت زیاد اسکیت نمی‌تواند بایستد و از روی گربه مرده می‌پرد. از این لحظه به بعد هم پارسا و هم اسکیت کارهایی عجیب و غریب می‌کنند؛ کارهایی که در کنترل پارسا نیست.

در بخشی از این رمان کودک می‌خوانیم: «یک ماشین قرمز از مسیر مخصوص اتوبوس به سرعت باد به چهارراه نزدیک می‌شد. یکهو دلم ریخت کف پام. اگر روی اسکیتم بودم، دلم افتاده بود کف جاده. معلوم بود نمی‌خواهد پشت چراغ قرمز بماند. انتهای خط عابر پیاده به جای اینکه به پیاده‌رو وصل باشد به جوی آب می‌رسید. یکهو کمی پایین‌تر از جوی آب گربه سفیدی پرید بیرون و توی خیابان راه افتاد. می‌شناختمش. گربه‌سفیده محبوب مامان‌بزرگ ندا بود...»

نشر پیدایش، کتاب «وقتی اسکیتم گربه شد» را در 108 صفحه با شمارگان هزار نسخه و قیمت 270 هزار ریال منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

دختر به پدر می گوید: برای تو همه جا میدون جنگه، ولی برای من نه... درباره‌ی یک زخم ناسور ملی ست، که این بار، از یک دعوای مضحک دونفره، سر باز کرده است. یک زخمی قومیتی، یک زخم مذهبی، یک زخم به پشتوانه‌ی سالها جنگ داخلی... فهمیدن اینکه همیشه و همه جا و در برابر همه کس نیاز به روحیه جنگاوری و سلحشوری نیست، و هر اختلافی را نباید تبدیل به جنگ حیثیتی کرد؛ سخت است ولی لازم ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...