"احمد دهقان" مسئول دفتر ادبیات کودک و نوجوان و "حسین فتاحی" مسئول دفتر آموزش‌های ادبی حوزه هنری شد.

دهقان نویسنده آثار کودک و نوجوان و همچنین ادبیات بزرگسال - بویژه در حوزه دفاع مقدس - کتاب‌هایی چون «گردان چهار نفره» ، «پرنده و تانک»، «روزهای آخر»، «من قاتل پسرتان هستم»، «ستاره‌های شلمچه»، «ناگفته‌های جنگ»، «نگین هامون»، «هجوم» و «سفر به گرای 270 درجه» را در کارنامه دارد. مسئول قبلی دفتر ادبیات کودک و نوجوان حوزه محمدرضا بایرامی بود.

حسین فتاحی - داستان نویس - نیز که به جای احمد دهقان مسئول دفتر آموزشهای ادبی حوزه هنری شده، در حوزه های تألیف، ترجمه و بازنویسى آثار کلاسیک فعال است. از او آثاری چون «آتش در خرمن»، «پسران جزیره»، «عشق سالهای جنگ» و بازنویسى «قصه‌هاى شاهنامه» و «سمک عیار» منتشر شده است.

انتشارات سوره مهر در نظر دارد آثار منتشر شده خود را در حوزه ادبیات انقلاب و دفاع مقدس با سرپرستی احمد دهقان برای کودکان و نوجوانان بازآفرینی کند. بعضی از این کتابها خلاصه و گزیده کتابهای موفق و مهم دوران انقلاب و عمدتا شامل خاطرات مبارزانی است که پیش از این در چارچوب خاطره یا گفتگو به چاپ رسیده اند.

با توجه به حجم آثار و ویژگی‌های فنی خاص تولید کتاب برای کودکان و نوجوانان، اولین زمان ممکن برای ارائه تعدادی از این کتب نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در سال 87 است.
 

ایده مدارس خصوصی اولین بار در سال 1980 توسط رونالد ریگان مطرح شد... یکی از مهم‌ترین عوامل ضعف تحصیلی و سیستم آموزشی فقر است... میلیاردرها وارد فضای آموزشی شدند... از طریق ارزشیابی دانش‌آموزان را جدا می‌کردند و مدارس را رتبه‌بندی... مدارس و معلمان باکیفیت پایین، حذف می‌شدند... از طریق برخط کردن بسیاری از آموزش‌ها و استفاده بیشتر از رایانه تعداد معلمان کاهش پیدا کرد... مدرسه به‌مثابه یک بنگاه اقتصادی زیر نقاب نیکوکاری... اما کیفیت آموزش همچنان پایین ...
محبوب اوباش محلی و گنگسترها بود. در دو چیز مهارت داشت: باز کردن گاوصندوق و دلالی محبت... بعدها گفت علاوه بر خبرچین‌ها، قربانی سیستم قضایی فرانسه هم شده است که می‌خواسته سریع سروته پرونده را هم بیاورد... او به جهنم می‌رفت، هر چند هنوز نمرده بود... ما دو نگهبان داریم: جنگل و دریا. اگر کوسه‌ها شما را نخورند یا مورچه‌ها استخوان‌هایتان را تمیز نکنند، به زودی التماس خواهید کرد که برگردید... فراری‌ها در طول تاریخ به سبب شجاعت، ماجراجویی، تسلیم‌ناپذیری و عصیان علیه سیستم، همیشه مورد احترام بوده‌اند ...
نوشتن از دنیا، در عین حال نوعی تلاش است برای فهمیدن دنیا... برخی نویسنده‌ها به خود گوش می‌سپارند؛ اما وقتی مردم از رنج سر به طغیان برآورده‌اند، بدبختیِ شخصیِ نویسنده ناشایست و مبتذل می‌نماید... کسانی که شک به دل راه نمی‌دهند برای سلامت جامعه خطرناک‌اند. برای ادبیات هم... هرچند حقیقت، که تنها بر زبان کودکان و شاعران جاری می‌شود، تسلایمان می‌دهد، اما به هیچ وجه مانع تجارت، دزدی و انحطاط نمی‌شود... نوشتن برای ما بی‌کیفر نیست... این اوج سیه‌روزی‌ست که برخی رهبران با تحقیرکردنِ مردم‌شان حکومت کنند ...
کسی حق خروج از شهر را ندارد و پاسخ کنجکاوی افراد هم با این جمله که «آن بیرون هیچ چیز نیست» داده می‌شود... اشتیاق او برای تولید و ثروتمند شدن، سیری ناپذیر است و طولی نمی‌کشد که همه درختان جنگل قطع می‌شوند... وجود این گیاه، منافع کارخانه را به خطر می‌اندازد... در این شهر، هیچ عنصر طبیعی وجود ندارد و تمامی درختان و گل‌ها، بادکنک‌هایی پلاستیکی هستند... مهمترین مشکل لاس وگاس کمبود شدید منابع آب است ...
در پانزده سالگی به ازدواج حسین فاطمی درمی‌آید و کمتر از دو سال در میانه‌ی اوج بحران‌ ملی شدن نفت و کودتا با دکتر زندگی می‌کند... می‌خواستند با ایستادن کنار خانم سطوتی، با یک عکس یادگاری؛ خود را در نقش مرحوم فاطمی تصور کرده و راهی و میراث‌دار او بنمایانند... حتی خاطره چندانی هم در میان نیست؛ او حتی دقیق و درست نمی‌دانسته دعوی شویش با شاه بر سر چه بوده... بچه‌ی بازارچه‌ی آب منگل از پا نمی‌نشیند و رسم جوانمردی را از یاد نمی‌برد... نهایتا خانم سطوتی آزاد شده و به لندن باز می‌گردد ...