پرویز جاهد گفت: داستان‌های مجموعه «پسر بچه» [Boy] به عنوان یک اثر ادبی مستقل مطرح‌اند و وابسته به سینمای تاکه‌شی نیستند، و خواننده برای ارتباط برقرارکردن با آنها نیازی به دیدن فیلم‌های کیتانو ندارد. به هر حال این کتاب وجه دیگری از فعالیت هنری تاکه‌شی کیتانو و دنیای ذهنی او را معرفی می‌کند.

پسر بچه» [Boy]  تاکه‌شی کیتانو [Takeshi Kitano]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، تاکه‌شی کیتانو [Takeshi Kitano] نویسنده، کمدین و فیلمساز ژاپنی است که در ایران بیشتر او را با آثار سینمایی‌اش می‌شناسند؛ اما اخیرا یکی از مجموعه داستان‌هایش با عنوان «پسربچه» از سوی نشر کتاب پارسه منتشر شده است؛ این اثر سه داستان نسبتا بلند را شامل می‌شود که با زبانی ساده درباره دنیای نوجوانی نوشته شده است و درونمایه یکسانی دارند. با مترجم این اثر، پرویز جاهد گفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خواند.

اگر موافق باشید گفت‌وگو را از نویسنده کتاب «پسربچه» شروع کنیم؛ تاکه‌شی کیتانو را بیشتر با فیلم‌هایش می‌شناسند، به واقع او ابتدا نویسنده بود و بعد به ساخت فیلم روی آورده است؟ یا به صورت موازی این دو کار را با هم انجام می‌داد؟
تا که شی کیتانو بیشتر به عنوان کارگردان سینما در ایران مطرح است تا نویسنده. در واقع «پسربچه» اولین کتابی است که از کیتانو در ایران ترجمه و منتشر می‌شود. از کیتانو بیش از 14 جلد رمان، مجموعه داستان و مجموعه مقاله در ژاپن منتشر شده که برخی از آنها به زبان فرانسوی هم ترجمه شده؛ اما در زبان انگلیسی هم متاسفانه فقط مجموعه داستان «پسربچه» از او منتشر شده است.

کیتانو، کارش را به عنوان بازیگر نقش‌های کمدی بر روی صحنه تئاتر ژاپن و تلویزیون این کشور شروع کرد. یکی از اولین کارهای او، مجموعه طنز و کمدی بود با نام «دو بیت» (Two Beats)، یک کمدی دو نفره در ژانر نمایش‌های منزای (Manzai) بود که محبوبیت زیادی کسب کرد. متن این نمایش ها را تاکه‌شی خود می‌نوشت و در آن با همه اقشار ملت ژاپن از پیرها بگیر تا بچه‌ها و زن‌ها و افراد فقیر و یا معلول شوخی می‌کرد و به دلیل جنبه‌های توهین‌آمیز و رکیک آن سانسور شد و باعث شد که تاکه‌شی پنج سال از حضور در تلویزیون محروم شود.

بیشتر داستان‌های اولیه تاکه‌شی از جمله همین مجموعه داستان «پسربچه» مربوط به خاطرات کودکی اوست که پر از رنج و ناراحتی بوده چرا که او در خانواده‌ای فقیر با پدری الکلی بزرگ شد. اما نکته جالب این داستان‌ها این است که با اینکه اغلب نوستالژیک و تلخ‌اند؛ اما با لحن طنزآمیزی نوشته شده‌اند که آن تلخی را تا حدی تلطیف می‌کند.

به نظر شما آیا کتاب‌ها و فیلم‌های تاکه‌شی کیتانو تاثیر و تاثراتی بر یکدیگر دارند یا فضای هرکدام جداگانه است؟
خب ارتباط تماتیک زیادی بین نوشته‌ها و فیلم‌های تاکه‌شی هست. مثلا کتاب «میخانه» این نویسنده مجموعه‌ای از گفتارهای او درباره جنبه‌های مختلف زندگی، آموزش، روابط عاطفی، مرگ و سینماست. در بخش آموزش این کتاب او خطاب به والدین می‌گوید که بیایید از گفتن حرف‌های ریاکارانه به بچه‌هایمان خودداری کنیم و به جای آن، آنها را از سنین پایین، با حقایق و واقعیت‌های زندگی آشنا کنیم. هیچ‌کس آدم کامل و بی‌عیب‌ونقصی نیست و اگر بچه‌ها این را بدانند، قطعا در آینده افراد موفق‌تری در برخی زمینه‌ها خواهند شد و این همان درونمایه داستان‌های «پسربچه» است.

تم‌هایی مثل برادری، تنهایی، شرارت و آزار که در این داستان‌ها وجود دارد، جزو درونمایه‌های مهم فیلم‌های کیتانو است؛ اما تفاوت این داستان‌ها با فیلم‌های او در این است که فیلم‌های کیتانو پر از خشونت و خونریزی است که تحمل دیدن آن برای برخی از تماشاگران غیرممکن است. این نوع خشونت در این داستان‌ها نیست؛ هرچند کیتانو، شرارت و خشونت دنیای کودکان را هم نشان می‌دهد؛ اما این خشونت با خشونت عریان و بی‌پروای فیلم‌های کیتانو متفاوت است.

از دیدگاه شما آیا مطالعه آثار کیتانو به شناخت سینمای این هنرمند کمک می‌کند و در این زمینه می‌تواند موثر باشد؟
حتما کمک می‌کند. به هر حال بین آثار یک هنرمند و سینماگر مولف و صاحب سبک مثل تاکه‌شی، یک پیوستگی ارگانیک و مولفه‌های مشترک وجود دارد که اگر با دقت دنبال شود، قابل ردیابی است. ولی این داستان‌ها به عنوان یک اثر ادبی مستقل مطرح‌اند و وابسته به سینمای تاکه‌شی نیستند، و خواننده برای ارتباط برقرارکردن با آنها نیازی به دیدن فیلم‌های کیتانو ندارد. به‌هرحال این کتاب وجه دیگری از فعالیت هنری تاکه‌شی کیتانو و دنیای ذهنی او را معرفی می‌کند.

شما این داستان‌ها را مقدمه‌ای برای ورود به دنیای خشن و مردانه تاکه‌شی می‌دانید؛ آیا این به دلیل وجود مفهوم برادری و تم مشابه در این کتاب است؟
بیشتر فیلم‌های کیتانو، در ژانر گانگستری و نوآر قرار می‌گیرند و درباره مردان و رفاقت‌ها و خیانت.های آنهاست، هرچند زنان فم فتال (نابودگر) هم در فیلم‌های او وجود دارند. این فیلم‌ها درباره یاکوزاها و دنیای زیرزمینی گانگسترهای خشن و بی‌رحم ژاپنی است. خب در داستان‌های «پسربچه» با این نوع آدم‌ها و فضاها سر و کار نداریم؛ اما همان‌طور که قبلا گفتم، یک نوع شرارت، قلدری و خشونت کودکانه یا نوجوانانه در هر سه داستان هست که شکل تشدیدشده‌اش را در دنیای بزرگسالان و گانگسترهای فیلم‌های کیتانو می‌بینیم.

همان‌طور که خودتان هم در مقدمه کتاب «پسر بچه» اشاره کردید اصولا آثار سینمایی تاکه‌شی کیتانو، مردانه‌محور است و صحنه‌هایی ترسناک را به تصویر می‌کشد؛ آن‌طور که از اسم کتاب پیداست، گویا این اثر هم همانند فیلم‌های او مردانه است. آیا تم ترسناک هم دارد؟
فیلم های کیتانو، خشن، بی‌رحمانه و تهدیدآمیز است؛ اما ترسناک نیست؛ یعنی در ژانر فیلم‌های ترسناک قرار نمی‌گیرند. در این داستان‌ها هم یک نوع ترس کودکانه از قرارگرفتن در محیط‌های غریب و ناآشنا و یا بیم از شکست در زندگی وجود دارد یا مورد آزار افراد شرور قرارگرفتن اما از ترس‌های متافیزیکی و عناصر ماوراءالطبیعی خبری نیست. داستان‌های موجود در این اثر روان و ساده به نظر می‌آیند و تقریبا هیچ پیچیدگی در آن‌ها دیده نمی‌شود. روایتی از یک داستان ساده است. شاید تا حدی هم بتوان گفت خسته‌کننده به نظر می‌رسند؛ از این جهت که روایت یکنواخت است.

داستان‌های این کتاب مربوط به دنیای کودکان است که کیتانو آنها را به زبان ساده‌ای نوشته است و از کودکی خود کیتانو و آدم‌های پیرامون او الهام گرفته شده است. داستان بچه‌مدرسه‌‌ای‌هایی که بزرگسالان، نیازهای آنها را درک نمی‌کنند؛ بچه‌هایی که می‌خواهند مستقل باشند و توانایی‌ها و قابلیت‌های خود را اثبات کنند و نشان دهند که برخلاف تصور بزرگ‌ترها، آدم‌های ذلیل و درمانده‌ای نیستند و می‌توانند به تنهایی گلیم خود را از آب بیرون بکشند. برخی از آنها مثل بچه‌های سینمای ایران، سرخورده از محیط زندگی خود، با داشتن انگیزه‌هایی قوی، محیط خود را ترک کرده و به سفر می‌روند و تجربه‌های سختی را از سر می‌گذرانند و به بلوغ می‌رسند و شناخت تازه‌ای از جامعه و نیز توانایی‌ها و ضعف‌های خود به دست می‌آورند. به نظر من اینها مسائل مهمی است. درست است که روایت ها ساده‌اند و صحنه‌های عجیب و غریب از نوع داستان های «هری پاتر» در آنها نیست اما در نوع خود جذاب و الهام بخش‌اند.

نشر کتاب پارسه کتاب «پسر بچه» اثر تا که‌شی کیتانو را با ترجمه پرویز جاهد در 136 صفحه، با شمارگان 1100 نسخه و با قیمت 30‌هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...