"زمین غیر عادی"دومین مجموعه داستان جومپا لاهیری که اول آوریل منتشر شد، هم اینک پرفروش‌ترین کتاب آمریکاست.

این نویسنده هندی تبار که با رمان‌های "مترجم دردها" و "همنام" خود را به عنوان یکی از نویسندگان پرفروش جهانی مطرح کرد، با جدیدترین داستان‌هایش از رقبایی چون جان گریشام، خالد حسینی و استفن کینگ پیشی گرفت.

این کتاب شامل هشت داستان کوتاه است که در اصل دنباله "مترجم دردها" و "همنام" به حساب می‌آید. درونمایه این داستان‌ها که در هند، انگلیس و ایتالیا رخ می‌دهند مشکلات خانوادگی، ازدواج‌های ناموفق و نظایر آن است.

به گزارش مهر به نقل از دیلی نیوز، کتاب جدید "جومپا لاهیری" با داستان "از بروکلین تا سیاتل" آغاز می‌شود. این قصه ماجرای زندگی دختری است که می‌خواهد پدر خود را که از مادرش جدا شده به خانه بازگرداند و این تصمیم تنش‌ها و دردسرهایی را برای او به بار می‌آورد.

نویسنده در سایر داستان‌های خود نیز شخصیت‌هایی را از اقشار آسیب دیده و دخترانی که قربانی مشکلات خانوادگی هستند، انتخاب کرده است. 

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...