نشر قو کتاب غولی بالای ابرها اثر مرجان ظریفی را روانه کتاب‌فروشی‌ها کرد.

غولی بالای ابرها مرجان ظریفی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، در این داستان که برای مخاطب کودک نگارش پیدا کرده است بچه‌زرافه‌ای به اسم گوش قهوه‌ای برای کشف راز ساکنان بالای ابرها، به بلندترین نقطه محل زندگی‌اش سفر می‌کند. او در آنجا کسی را پیدا نمی‌کند اما با مساله تازه‌ای روبرو می‌شود؛ غول ساکن بالای ابرها.

مرجان ظریفی که به تازگی مجموعه داستان «آتا یعنی پدر» را برای نوجوانان منتشر کرده است، در این اثر داستان به زیبایی به تقویت حس کنجکاوی مخاطبان خود پرداخته است و آن‌ها را برای جستجو به منظور کشف سوالات و ابهامات خود درباره زیستشان تشویق می‌کند

این داستان به همین اعتبار در زمره روایت‌های داستانی کوتاه حکمت‌آموز از زبان حیوانات برای مخاطبان کودک طبقه‌بندی می‌شود.

کتاب همچنین از تصویرگری‌های میثم موسوی نیز بهره برده است. تصویرگری‌های این کتاب در قالب نقاشی‌های فانتزی که فضای واقعی و غیرخیال را پیش چشم مخاطب می‌گذارند به انجام رسیده است. استفاده از رنگ‌های گرم و نیز تنوع کاربرد آن‌ها در زمره مهمترین موضوعاتی است که این تصویرگری با استفاده از آن در جذب مخاطبان خود کوشیده است.

مرجان ظریفی نویسنده این کتاب که سابقه مربی‌گری در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را نیز دارد تجربه نویسندگی برای گروه سنی کودک، نوجون وبزرگسال را توامان با هم دارد و به همین اعتبار داستان‌های او برای گروه‌های سنی مختلف و توامان با هم قابل خوانش و استفاده است.

نشر قو این کتاب را با قیمت ۲۵ هزار تومان روانه بازار کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...
الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...