رمان کودک «شارلوی ٢٧٢۶» نوشته پروین پناهی توسط نشر پیدایش وارد بازار کتاب شد.

شارلوی ٢٧٢۶ پروین پناهی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، پروین پناهی با اعلام این خبر گفت: «شارلوی ۲۷۲۶» یک پری دریایی کوچک است که با مادرش در قصرهای بلورین دریا زندگی می‌کند. او شنیده که پدرش در قصر غول هزارچشم کار می‌کند. یک روز وقتی شارلو از مدرسه برمی‌گردد به لاسترمز زیرآب‌زن برمی‌خورد. لاسترمز او را فریب می‌دهد و با ترفندی به قلعه‌ی غول هزار چشم می‌برد.

وی در ادامه افزود: در این داستان غول هزارچشم سال‌هاست از تمام موجودات دریایی کار اجباری می‌کشد و هر کسی را که از دستوراتش سرپیچی کند، از بین می‌برد؛ اما شارلو به دنبال راه نجاتی برای خود، پدر و دیگر موجودات دریایی است...

پناهی تصریح کرد: این کتاب در عین حال که داستانی جذاب و تخیلی دارد، بچه‌ها را با دنیای زیر آب و عجایب آن نیز آشنا می‌کند. ماجراجویی و هیجاناتی که شارلوی ۲۷۲۶ برای خلاصی از دست غول هزارچشم از سر می‌گذراند جالب و نفس‌گیر است و باعث می‌‌شود بچه‌ها حین پیگیری این جریانات کشف‌های تازه‌ای داشته باشند و بر دانستنی‌های خود بیفزایند.

«شارلوی ٢٧٢۶» را بهار اخوان تصویرگری و مژگان کلهر ویرایش کرده است. نشر پیدایش این کتاب را با شمارگان ١٠٠٠ نسخه و قیمت ٣٢‌هزار تومان در ١٠٨ صفحه روانه بازار نشر کرده است.

پروین پناهی، عضو انجمن نویسندگان کودک و نوجوان است و پیش از این آثاری چون «شاه و ماهی»، «آلتای»، «تپه‌ی هفت دیو»، «هاچی و بلدرین» و «فوتی فروتی غوله» را به حوزه ادبیات کودک و نوجوان عرضه کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...