مجموعه پنج‌جلدی «جغرافیای جامع ایران» زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی منتشر شد.

پنج‌جلدی جغرافیای جامع ایران کاظم موسوی بجنوردی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، رییس مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی با مدیریت علمی و سرویراستاری عباس سعیدی از سوی انتشارات این مرکز منتشر شده است.

در معرفی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی از این کتاب آمده است: 

شناخت ویژگی‌های جغرافیایی هر سرزمین، نه تنها بسترساز آگاهی‌های عمومِ مردمان نسبت به محیط زندگانی خویش است، بلکه مبنای دانسته‌های لازم برای آموزش جوانان و تصمیم‌سازی‌های فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی- سیاسی مسئولان و کارشناسان هر کشوری است. مجموعه پنج‌جلدی «جغرافیای جامع ایران» را می‌توان نخستین تلاش چندساله استادان و پژوهشگران و محل آزمونی برای «کار جمعی علمی» در راستای شناخت همه‌جانبه و معرفی جغرافیای سرزمین ایران به شمار آورد.

بسترسازی و تدارک «جغرافیای جامع ایران» از سوی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، بیشتر بر اهداف زیر استوار بود:

الف ـ شناخت همه‌جانبه کشور، شامل خصوصیات محیطی- اکولوژیک و نیز ویژگی‌های اجتماعی - اقتصادی و سیاسی سرزمین
ب ـ ارائه مرجعی علمی و مستند برای استفاده آحاد مردم، به‌ویژه نخبگان و تحصیل‌کردگان، کارشناسان، مدیران و تصمیم‌سازان کشور به‌منظور شناخت بهتر خصوصیات سرزمین

در تدوین این مجموعه، تلاش شده است مباحث مختلف ضمن برخورداری از استقلال موضوعی، به نحوی پیوسته و مرتبط و به دنبالِ هم تنظیم و تدوین شود، هرچند بیشتر به سبب حجم مطالب، در مجلدات مختلف، به شرح زیر، ارائه شده است:

جلد نخست: ویژگی‌های محیط طبیعی ایران
جلد دوم: ویژگی‌های تاریخی- سیاسی و جمعیت
جلد سوم: تقسیمات کشوری: استان‌ها
جلد چهارم: شیوه‌های زیستی و سکونتگاه‌های انسانی
جلد پنجم: شهرنشینی و اقتصاد

تدوین شایسته جغرافیای جامع ایران مستلزم کار جمعی بود. به سخن دیگر از الزامات اولیه تدوین چنین اثری جامع درباره جغرافیای سرزمین پهناور ایران که حاوی مباحثی همچون زمین‌شناسی تا اقلیم، منابع طبیعی، جمعیت‌شناسی، شیوه‌های متنوع زندگی اجتماعی تا فعالیت‌ها و روابط اقتصادی و سیاسی باشد، همیاری نیروهای دانا و نخبه در زمینه‌های مطالعاتی مختلف بود.

مجموعه چشمگیری از محققان طراز اول در تدوین این اثر مشارکت داشته‌اند؛ از جمله: دکتر منیژه احمدی، دکتر محمدحسین آدابی، مهندس احمد آرین‌نیا، دکتر عیسی ابراهیم‌زاده، دکتر مصطفی ازکیا، دکتر جواد اطاعت، دکتر بهرام امیراحمدیان، پروفسور اکارت اهلرس، مهندس کامبیز بهرام سلطانی، دکتر کمال پولادی، دکتر پرویز پیران، دکتر حسین تقدیسی، دکتر جمیله توکلی‌نیا، شیوا جعفری، دکتر محمدحسین جزیره‌ای، دکتر صدیقه حسینی حاصل، دکتر سعید حکیمی، دکتر فضیله خانی، دکتر محمدحسین رامشت، دکتر بیژن رحمانی، دکتر عبدالرضا رحمانی فضلی، دکتر حسن رضایی باغ‌بیدی، دکتر محمدتقی رضویان، دکتر عباس سعیدی، مهندس مانی سعیدی، دکتر رضا شعبانی، دکتر ناصر شفیعی ثابت، دکتر اسماعیل شهبازی، مهندس گودرز شیدائی،دکتر اسماعیل شیعه، دکتر جواد صفی‌نژاد، دکتر گیتی صلاحی اصفهانی، دکتر مهدی طالب، دکتر مصطفی طالشی، دکتر فرهاد عزیزپور، دکتر اسماعیل علی‌اکبری، دکتر بهلول علیجانی، مهندس اسکندر فیروز، دکتر منصور قربانی، دکتر کیانوش کیانی هفت لنگ، دکتر محمدحسن گنجی، مهندس کاوه معصومی، دکتر مصطفی مؤمنی، دکتر داریوش مهرشاهی، دکتر عبدالحمید نظری، دکتر علی‌اصغر نظری، دکتر اصغر نظریان و دکتر محمد نمکی.

................ هر روز با کتاب ...............

ایران را با شیلی مقایسه کرده‌اند و از اینکه چرا محمدرضا شاه همچون پینوشه با حمایت آمریکا انقلابیون را در ایران سرکوب نکرده و حمام خون راه نینداخته ناراضی هستند... یک نظامی خودساخته و گستاخ با تغییراتی برق آسا برای ایجاد ترقیاتی که بیشتر از سطح فرهنگ و سواد او بود یا جوانی ضعیف که اگر چه تربیت و آموزشی عالی داشت اما عملا در پانزده سال نخست سلطنتش قدرتی نداشت ...
سیمین جان، عزیز دلم، دختر سیاه‌سوخته شیرازی، چه بگویم؟ عمرم! جان من به لب آمد تا کاغذت رسید... سیمین جان، یک خریت کرده‌ام که ناچارم برایت بنویسم... هوای تو را بو کردم و در جست‌وجوی تو زیر همه درخت‌ها را گشتم ... همین‌طور گریه می‌کردم و هق‌هق‌کنان می‌رفتم... همین یک دسته کوچک مو کافی است... دانه دانه مرتب کرده‌ام و وسط آن را با یک نوار کوچک چسب روی یکی از عکس‌هایت چسبانده‌ام و بو می‌کنم. و راستی چه خوب بوی تو را دارد ...
گروهی از دانش‌آموزان انگلیسی هشت تا سیزده ساله... نخست می‌کوشند تا سازمان اجتماعی و سیاسی ثابتی برقرار کنند... بعد از آنکه ماده خوکی را به نحو وحشتناکی می‌کشند توتمی تأسیس می‌کنند... جزیره به صورت جهنمی درمی‌آید. شکارچیانِ ژولیده‌مو، با بدن نقاشی‌شده، مانند جنگجویان، مسلح به نیزه و تشنه‌ی خون... قصه قابل تفسیرهای مختلف (فرویدی، جامعه‌شناختی و مابعدالطبیعی) است ...
در آغاز دهه‌ی 60 انتشار یافت که خود شاهد جنبش فرهنگی نیرومندی بود: در امریکای شمالی، نخستین نسلی که با تلویزیون بزرگ شده بود، به سن رشد می‌رسید... گسترش فرهنگ کتاب اندیشه‌ی فردیت و ساختار اجتماعی دولت ملی را پدید آورد... با کشف الکتریسیته در مرحله‌ی چهارم تحول، جریان جایگزینی یک «کهکشان» تازه، با «کهکشان گوتنبرگ» آغاز می‌شود... نسل‌هایی که با تلویزیون و دیگر رسانه‌های نوین بزرگ شده‌اند، این توانایی را می‌یابند که آن یکپارچگی روانی جامعه‌ی قبیله‌ای را در «دهکده‌ی جهانی» برقرار سازند ...
مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...