به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «معماری مدارس پایدار» [Sustainable School Architecture: Design for Elementary and Secondary Schools] اثر لیزا گلفاند [Lisa Gelfand] با همکاری اریک کوری فرید را حمیدرضا عظمتی و سمیه پورباقر ترجمه و توسط سازمان سمت در 416 صفحه با شمارگان 300 نسخه و قیمت 47 هزار تومان منتشر شد.

معماری مدارس پایدار» [Sustainable School Architecture: Design for Elementary and Secondary Schools] اثر لیزا گلفاند [Lisa Gelfand]

لیزا گلفاند، از جمله کارشناسان برجسته در طراحی و ساخت مدارس سبز و مدیر عامل شرکت معماران گلفاند در سانفرانسیسکو است. وی با بیش از سه دهه تجربه، در کمیته فنی همکاری کالیفرنیا برای مدارس با کارایی بالا (CHPS) خدمت کرده است. شرکت برنده بسیاری از جوایز طراحی‌های پایدار بوده است و جزء پیشگامان روش‌های ابتکاری اجرایی در گستره معماری پایدار است. همکار وی اریک کوری فرید ، نیز مدیر مؤسسه معمار ارگانیک است که در سانفرانسیسکو و پالم اسپرینگز کالیفرنیا فعال است. وی به عنوان یک متخصص پایداری در سطح ملی، شناخته شده است و تألیفاتی در این زمینه دارد که انتشارات وایلی آن‌ها را منتشر کرده است.

در مقدمه مترجمان این اثر آمده است: «کتاب حاضر مجموعه کاملی از طراحی، ساخت و اداره یک مدرسه پایدار، به عنوان راهنمایی جامع و عملی، قابل استفاده است، همچنین ارائه نمونه‌های واقعی مورد بررسی در آن، بیانگر و معرف مثال‌های عملی مدارس پایدار است که ساخته ‌شده و در حال نگهداری و بهره‌برداریند، بنابراین به عنوان الگویی برای ساخت مدارس پایدار قابل استنادند. ارتقای کیفیت فضاهای آموزشی با تکیه بر اصول مدارس پایدار، نه تنها کاری دشوار و بعید نیست، بلکه شاهدان آن نوید دهنده موفقیت گام نهادن در این مسیرند.»

مترجمان در جایی دیگر از مقدمه آورده‌اند: «این کتاب به شکلی تنظیم‌ شده است که همگی مراحل معماری مدارس پایدار را پوشش ‌می‌دهد. در ابتدا به ‌ضرورت و فواید برپایی مدارس پایدار پرداخته شده، سپس گام‌های مورد نیاز برای گرد هم آوردن اعضای انجمن مدرسه و گروه طراحان، مربیان و پیمانکاران برای شروع کار ساخت مدرسه معرفی می‌شوند، پس از آن به بررسی اندیشه­های اولیه­ای که مدارس را شکل می‌دهند، سامانه‌هایی که در اداره آن‌ها نقش دارند و مصالحی که در ساختنشان به کار می‌روند، پرداخته می‌شود. در فصل‌های مربوط به مزایده و ساخت‌وساز، چگونگی تشکیل گروه سازنده مدرسه و همچنین شیوه مدیریت منابع انرژی نیز در فرایند ساخت و اثرات محیطی آن‌ها مطرح می‌شود.»

نویسندگان در دیباچه هدف کتاب را چنین بیان کرده‌اند: «هدف این کتاب این است تا در نقشه‌کشی، طراحی، ساخت و اداره یک مدرسه پایدار به شما کمک کند، این کار شدنی است. چنین کاری در مکان‌هایی بعید انجام شده است و باید در بسیاری از دیگر مکان‌ها هم انجام شود.

هدف دیگر کتاب، این است که به شما نشان دهد چگونه چنین کاری شدنی است. با توجه به باری که شیوه زندگی امروز بشر برای منابع موجود در سیاره زمین و همچنین دیگر مخلوقات ساکن در آن ایجاد کرده است، ما باید در بسیاری از فعالیت‌های کنونی‌مان، تجدیدنظر کنیم و فرزندانمان را هم طوری تربیت کنیم که درباره این فعالیت‌ها بیشتر فکر کنند. خود مدارس، فعالیت‌های مهمی را دربر می‌گیرند. اگر مدارس کاری هم انجام ندهند، کاهش مصرف انرژی و اثرات زیست‌محیطی آن‌ها گامی مثبت به حساب می‌آید. افزون بر این، مدرسه جایی است که فرزندانمان در آن برای اولین بار با جامعه‌شان روبه‌رو می‌شوند و همان‌قدر که در آن به حرف‌هایمان گوش می‌دهند، اعمالمان را هم زیر نظر می‌گیرند. هر آنچه ما در طراحی مدارس به نمایش می‌گذاریم، در آینده به شکلی تصاعدی در جامعه توسعه.»

در جایی دیگر معیار موفقیت مدارس پایدار را به این صورت بیان کرده‌اند: « معیار موفقیت یک مدرسه پایدار از نظر ما کیفیت محیط آموزشی است. محیط یک مدرسه پایدار باید نور کافی داشته باشد؛ هوای تازه در آن جریان داشته باشد و همچنین باید شاد و راحت باشد. همان‌طور که طبیعت برای ما جای کافی دارد، پردیس یک مدرسه پایدار هم باید جای کافی برای طبیعت داشته باشد. یک مدرسه پایدار در زندگی خانواده‌های کودکان مرکزیت دارد و مکانی ممتاز و آرام برای رشد و پیشرفت کودکان است. ما به تیم‌های طراحی که چنین محیطی را با موفقیت در مدارس عمومی، ساختمان‌های قدیمی، شهرها و بر روی کوه‌های مرتفع ایجاد کرده‌اند، ادای احترام می‌کنیم و نمونه کارهای آنان را در این کتاب ارائه می‌کنیم؛ با این امید که روزی فرا برسد که تمامی مدارسی که ساخته می‌شوند مدارس پایدار باشند.»

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...