کتاب «میکروکلیمای شهری؛ طراحی فضاهای بین ساختمان ها» [Urban microclimate : designing the spaces between buildings] اثر مشترک اویتر ارل، دیوید پیرل ماتر، تری ویلیامسن [David Pearlmutter, Evyatar Erell, and Terence Williamson] منتشر شد.

میکروکلیمای شهری؛ طراحی فضاهای بین ساختمان ها» [Urban microclimate : designing the spaces between buildings] اثر مشترک اویتر ارل، دیوید پیرل ماتر، تری ویلیامسن [David Pearlmutter, Evyatar Erell, and Terence Williamson]

به گزارش کتاب نیوز، «میکروکلیمای شهری» با ترجمه مهدی خزائی و مهدی مدیری توسط نشر نقد فرهنگ منتشر شد.

ناشر در معرفی این اثر آورده است: 

کتاب حاضر با توجه به خلأ مباحث مربوط به میکروکلیمای شهری و معماری و طراحی فضاهای بین ساختمان‌ها ترجمه شده است. در این کتاب دو موضوع اصلی مورد بررسی قرار گرفته است: 1. میکروکلیمای ساختمان که بر اقلیم داخلی ساختمان جهت رضایت ساکنان تأکید دارد 2. میکروکلیمای شهری که بر مسائل منطقۀ عمومی شهری و تأثیرات آن بر جوّ پایین متمرکز است. در حقیقت، در این کتاب تلاش شده است محیط داخلی و بیرونی ساختمان و همچنین معماری و طراحی فضاهای بین ساختمان‌ها بر اساس پارامترهای اقلیم‌شناسی و همچنین مؤلفه‌های شهری به صورت توأمان مورد بررسی قرار گیرد. از این‌ رو، کتاب حاضر برای طیف وسیعی از رشته‌های جغرافیا، معماری، شهرسازی و تمامی پژوهشگران و مدیرانی که به نوعی با اقلیم شهر و طراحی فضاهای شهری سروکار دارند، قابل استفاده است.

«میکروکلیمای شهری؛ طراحی فضاهای بین ساختمان ها» اثر مشترک اویتر ارل، دیوید پیرل ماتر، تری ویلیامسن در 392 صفحه در قطع رقعی و قیمت 140 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...