دار گرین برپا شد

30 خرداد 1400

نمایشنامه «دار» [Hang] اثر دبی تاکر گرین [Debbie Tucker Green] منتشر شد.

دار» [Hang] اثر دبی تاکر گرین [Debbie Tucker Green]

به گزارش کتاب نیوز، کتاب نمایشنامه «دار» نوشته دبی تاکر گرین توسط نشر مهر اندیش به چاپ رسیده است.

دِبی تاکِر گرین نمایشنامه‌نویس، فیلم‌نامه‌نویس و کارگردانِ سیاه‌پوست از خانواده‌ای جامائیکایی در انگلستان متولد شده است. اولین نمایشنامه‌اش دو زن را در سال ۲۰۰۰ میلادی، و بعد از حدوداً ده سال کارِ مدیریت صحنه در تئاترهای لندن، نوشت. خودش را با دو نمایشنامۀ پروانۀ کثیف (۲۰۰۳) و تولد ناصحیح (۲۰۰۳) به‌عنوانِ یکی از خلاق‌ترین و آینده‌دارترین نمایشنامه‌نویسانِ انگلستان و اروپا معرفی کرد. بعد از اجراهای موفق نمایشنامه‌های نام‌برده‌شده' مورد توجه برجسته‌ترین کمپانی‌های تئاتر انگلستان ازجمله رویال نشنال، رویال شکسپیر، رویال کورت و یانگ ویک قرار گرفت. رویال کورت به‌عنوانِ ماشین آماده‌سازی و معرفی استعدادهای برتر در تئاتر، مخصوصاً در نمایشنامه‌نویسی، از سال ۲۰۰۵ به‌طور مداوم میزبان نمایشنامه‌های گرین بوده است. سنگسار مری (۲۰۰۵)، رَندوم (۲۰۰۸)، قوانین جنگ (۲۰۱۰)، حقیقت و مصالحه (۲۰۱۱)، مهره (۲۰۱۳)، احساسات کاملاً محبت‌آمیز و عاشقانه به یک نفر (۲۰۱۷) و گوش برای چشم (۲۰۱۸) از نمایشنامه‌های گرین هستند که رویال کورت آن‌ها را تولید و اجرا کرده است. اکثر این آثار توسط خودِ دِبی تاکِر گرین کارگردانی شده‌اند. نمایشنامۀ پیش رو، دار (۲۰۱۵)، نیز توسط رویال کورت تولید و توسط گرین کارگردانی شده است.

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:

نمایشنامۀ‌ دار در سال ۲۰۱۵ میلادی توسط دِبی تاکِر گرین به نگارش درآمد و در همان سال توسط کمپانی تئاتر رویال کورت انگلستان و به کارگردانی خودِ دِبی تاکِر گرین به روی صحنه رفت. داستانِ نمایش بر پایۀ حکم اعدام و تصمیمِ خودِ مجرم، که یک زن سیاه‌پوست است، برای چگونگیِ اجرای این حکم است. خشم، اضطراب، استرس، تعلیق و عدم اطمینان’ این نمایشنامه را به یکی از موفق‌ترین آثارِ دِبی تاکِر گرین تبدیل کرده است.

«دار» نوشته دبی تاکر گرین را نشر مهر اندیش در 88 صفحه با قیمت 25 هزارتومان منتشر کرده و در کتابفروشی ها در دسترس علاقمندان به آثار نمایشی است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...