کتاب «پرتره‌ها و اشخاص» توسط انتشارات گیلگمش، ناشر کتاب‌های علوم انسانی، تاریخ و فلسفه‌ نشر چشمه، منتشر شد. 

پرتره‌ها و اشخاص» [Portraits and persons : a philosophical inquiry] نوشته‌ سینتیا فریلند [Cynthia Freeland]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، «پرتره‌ها و اشخاص» [Portraits and persons : a philosophical inquiry] نوشته‌ سینتیا فریلند [Cynthia Freeland] با ترجمه حسین عظیمی در ۴۲۸ صفحه با قیمت ۹۵ هزار تومان در انتشارات گیلگمش منتشر شده است.

در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: سینتیا فریلند (۱۹۵۱) فیلسوفِ هنر است و در زمینه‌ زیباشناسی، فلسفه‌ باستان، فلسفه‌ فیلم و نظریه‌ فمینیستی می‌نویسد. فریلند را در ایران با کتاب‌های اما آیا این هنر است؟ و نظریه‌ هنر می‌شناسند. با این‌همه پرتره‌ها و اشخاص را یکی از مهم‌ترین کتاب‌هایش می‌دانند که به‌ قول خودش تلاشی است برای پُر کردن جای خالی تأمل فلسفی در ماهیت شخص انسان و توانایی هنر در به دست آوردن و بازنمایی‌اش. و دلیلش همین است که به‌ زعم فریلند فیلسوفان در طول تاریخ پرتره را جدی نگرفته‌اند، یا درست‌تر این‌که جدی نگرفته‌اند.

هر چند به ‌قول او «پرتره یکی از عام‌ترین و کهن‌ترین اَشکال هنری است» و جز این «پرتره نمایانگر تلاش‌های جدیِ شماری از بهترین هنرمندان جهان در مطالعه‌ مردم (مطالعه‌ دیگران و یا خود هنرمندان) است.» و همین‌ها او را به نتیجه‌ دیگری هم رسانده؛ این‌که «در پرتره، هم هنرمند و هم مشاهده‌کننده درگیر مسئله‌ دیرپای فلسفیِ ارتباط ذهن و بدن می‌شوند.» پرتره‌ها و اشخاص بر پایه‌ این نکته‌ها شکل گرفته و به شیوه‌ای نامعمول شروع می‌شود؛ چرا که فریلندِ فیلسوف کتابش را با بخشی درباره‌ حیوانات شروع می‌کند که در نظر بسیاری قاعدتاً نمی‌شود تصویرشان را در شمار پرتره‌ها جای داد، اما کار مهم او از همین‌جا شروع می‌شود که پرتره‌ها و اشخاص را از خلال فصلی که به حیوانات می‌پردازد شروع می‌کند و به ارزشِ پرتره‌ها برای ارتباط با ازدست‌رفته‌ها می‌رسد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...