ویرایش جدید کتاب «راهنمای میدانی پروانه‌های ایران» پس از 7 سال توسط انتشارات ایرانشناسی منتشر شد.

نسخه اولیه‌ی راهنمای میدانی پروانه‌های ایران در سال 91 و با 272 صفحه به قلم علیرضا نادری منتشر شده بود.

راهنمای میدانی پروانه‌های ایران

به گزارش ایسنا، این کتاب اکنون با ۵۲۸ صفحه و شمارگان ۵۰۰ نسخه روانه بازار کتاب شده است.

در معرفی کتاب «راهنمای میدانی پروانه‌های ایران» عنوان شده است: «راهنمای میدانی پروانه‌های ایران» تمامی گونه‌های پروانه‌ها (۴۴۲ گونه) در پنج خانواده و ۱۷ زیرخانواده که در ایران هستند، معرفی شده‌اند.

کتاب «راهنمای میدانی پروانه‌های ایران» دربردارنده هفت بخش است. نخستین بخش کتاب به بررسی موضوعاتی همچون تاریخچه پروانه‌شناسی، رده‌بندی پروانه‌ها، شکل‌شناسی پروانه‌ها، چرخه زندگی پروانه‌ها، اکولوژی و رفتارشناسی پروانه‌ها، تهدیدات و حفاظت از پروانه‌ها می‌پردازد. 

هریک از بخش‌های بعدی کتاب به معرفی خانواده‌ها و زیرخانواده‌های پروانه‌های ایران اختصاص یافته است. بر اساس آن‌چه در پیش‌گفتار کتاب آمده است: «امروزه در جهان بیش از ۱۸ هزار گونه پروانه شناسایی و نام‌گذاری شده است. از این تعداد حدود ۴۴۰ گونه در ایران وجود دارند که حدود هفتاد تا هشتاد گونه آن اندمیک (بومی انحصاری) هستند.»

شناسایی عمومی پروانه‌ها، روش‌های شناسایی پروانه‌ها، نمایه نام علمی پروانه‌ها، فهرست پروانه‌های ایران و... مواردی است که در بخش ضمایم کتاب آورده شده است. 

این کتاب حاصل تلاش مؤلف در بیش از ۵۰۰ سفر میدانی، جمع‌آوری هزاران نمونه پروانه و مطالعه مجموعه‌های علمی متعدد داخلی و خارجی در بیش از ۲۸ سال گذشته است.

«راهنمای میدانی پروانه‌های ایران» به نوعی تنظیم‌شده تا خوانندگان از هر منطقه کشور، قادر باشند گونه‌هایی از منطقه خود را در آن پیدا کنند. چارچوب ساده کتاب و نحوه ارائه  تصاویر پروانه‌های زنده  نیز سبب تسهیل استفاده از آن می‌شود. 

این کتاب که مبتنی بر اطلاعات پایه‌ای موجود و تجربیات شخصی مؤلف است، نیازهای اولیه مخاطبین را برای شناسایی گونه‌های پروانه‌های ایران برآورده می‌کند و می‌تواند گامی در جهت حفاظت از این گونه‌های ارزشمند باشد.

در بخشی از کتاب درباره پروانه‌نگری در ایران آمده است: «هر نقطه از ایران دارای تنوع خاص است، به همین دلیل مشکل بتوان نقطه‌ای خاص را برای پروانه‌نگری پیشنهاد داد، ولی بی‌شک برای دیدن تنوع زیاد و پروانه‌های بیشتر در یک روز مناطق کوهستانی البرز، ارسباران، زاگرس میانی و نیز مناطق جنگلی گلستان توصیه می‌شود. استان‌های آذربایجان شرقی و غربی از پرتنوع‌ترین مناطق کشور برای پروانه‌ها به‌شمار می‌آیند. استان‌های واقع در حاشیه کویر لوت و کویر مرکزی اگرچه از تنوع کمتری برخوردارند، تعداد بیشتری از گونه‌های اندمیک نسبت به شمال غرب کشور را در خود جای داده‌اند.»

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...