جایزه ادبی مدیسی [Prix Médicis] اسامی برگزیدگان ۲۰۱۹ را در سه بخش رمان فرانسوی، رمان خارجی و کتاب غیرداستانی اعلام کرد.

به گزارش مهر به نقل از لیورابدو، جوایز مدیسی ۲۰۱۹ به لوک لانگ، اودو آوا اولافسدوتیه و بول اوژیه اهدا شد.

گروه داوران مدیسی که به عادت معمول در رستوران مدیترانه گرد آمدند لوک لانگ[Luc Lang] را برای رمان «وسوسه» [la Tentation] از انتشارات استوک به عنوان برنده جایزه رمان فرانسوی معرفی کردند.

prix medicis 2019 la Tentation مدیسی

در بخش رمان خارجی «میس ایسلند» نوشته اودو آوا اولافسدوتیه نویسنده ایسلندی به ترجمه اریک بوری از انتشارات زولما به عنوان برنده انتخاب شد و جایزه بهترین کتاب غیرداستانی به زندگی‌نامه «فراموش کرده‌ام» ‌نوشته بول اوژیه از انتشارت لو سویی ‌رسید.

لوک لانگ در سومین دور با کسب ۷ رای موفق شد تا عنوان برنده امسال را از آن خود کند. سانتیاگو اچ. آمیگورنا برای «گتوی داخلی»، بریژیت ژیرو برای «روز شجاعت» و کریستین مونتالبتی برای «جد من پواسون» هر یک ، یک رای از داوران در دور نهایی کسب کردند.

«وسوسه» تریلری خانوادگی درباره شخصیتی به نام فرانسواز است. او جراحی ۵۰ ساله از لیون است که گوزنی را در یک مهمانی شکار زخمی می‌کند. در لحظه پایان شکار، نظر او عوض می‌شود و می‌گذارد تا حیوان به خواب رود و از او مراقبت می‌کند. دو فرزند او نیز به پدر می‌پیوندند.

هیات داوران درباره این کتاب گفتند: آنچه درباره لوک لانگ درخشان است، قدرت زبان او و قدرت صحنه‌هایی است که وی می‌تواند بسازد.

جایزه مدیسی در بخش رمان خارجی به رمان «میس ایسلند»  نوشته اودو آوا اولافسدوتیه رسید. داستان وی در سال ۱۹۶۳ در شمال ایسلند می‌گذرد و درباره هکلا دختر جوان ۲۱ ساله‌ای است که خانواده‌اش را ترک می‌کند تا به رویایش برای نویسنده شدن جامه عمل بپوشاند. اما در پایتخت کشورش بیشتر تشویق می‌شود تا در رقابت‌های انتخاب دختر شایسته ایسلند شرکت کند.

بول اوژیه و آن دیاتکین از انتشارات سویی نیز برای «فراموش کرده‌ام» در بخش غیرداستانی انتخاب شده‌اند. این کتاب یک بیوگرافی درباره زندگی بازیگر و نگاه وی به گذشته‌اش است.

برندگان سال پیش پی‌یر گویوتا برای رمان «دیوانگی» در بخش رمان فرانسوی، ریچل کوشنر برای رمان «کلوپ مریخ» به ترجمه سیلیو اشنایتر در بخش رمان خارجی و  استفانو ماسینی برای «برادران لمن» در بخش کتاب غیرداستانی به عنوان برنده انتخاب شده بودند.

جایزه مدیسی که از سال ۱۹۵۸ اهدا می‌شود در دور اول ۱۵ نامزد اولیه را در بخش بهترین رمان فرانسوی زبان و ۱۳ رمان برتر ترجمه شده از زبان‌های دیگر را انتخاب کرده بود.

گروه داوران امسال جایزه مدیسی متشکل از مارین آلفانت، میشل برودو، ماری داریوسک، دومینیک فرناندز، آن گارتا، پاتریک گرانویل، آندری مکین، فردریک میتران، پاسکال رز و آلن واینشتاین بود.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...