چاپ چهارم کتاب «دریای جان: سیری در آراء و احوال شیخ فریدالدین عطارنیشابوری» [Das meer der seele: mensch welt und gott in den geschichren des fariduddin Attar] اثر ادیب و ایران‌شناس برجسته آلمانی هلموت ریتر [Hellmut Ritter] با ترجمه مرحوم استاد عباس زریاب‌خویی و و زنده یاد مهرآفاق بایبوردی به همت انتشارات بین‌المللی الهدی منتشر شد.

دریای جان: سیری در آراء و احوال شیخ فریدالدین عطارنیشابوری» [Das meer der seele: mensch welt und gott in den geschichren des fariduddin Attar]  هلموت ریتر [Hellmut Ritter]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، این کتاب با فهرستگان، عشق دنیوی با پیوند های اجتماعی و شرعی، عشق ناسوتی در شکل عاطفه مستقل از عشق شهوانی، عشق دینی به خوبرویان (شاهدان) , عشق بنده به پروردگار، فنا و اتحاد با الوهیت، خدا - جهان و ««جان » کل، سفر در خود - خود آگاهی ماوراء الطبیعی آخرین فنا و... به رشته تحریر درآمده است.

مولف در این کتاب آورده است: عطار نیشابوری گذشته از قریحه بالای شاعری بر علوم عقلی و نقلی نیز تسلط و آشنایی کاملی داشته است، هرچند وی از فلسفه یونان احتراز می جست ولی سر تا پای افکار و اشعار او با حکمت ذوقی و فلسفه عمیق دینی و طبیعی عجین شده است. اهتمام و علاقه او به گردآوری قصص قرآنی و احادیث دینی و حکایات آموزنده صوفیه که زینت بخش مثنوی ها و آثار در خور توجه است.

زبان عطار سلیس و بی تکلف و سبک شیوا و روان است، به طوری که معانی سنگین و عبارات پیچیده عرفانی در مثنوی های او به روشنی و بی‌وزنی بر بال و پر تخیل به پرواز در آمده و تا فراسوی حسیات سیر می‌کنند.

قدرت بیان و نیروی تفکر عطار نیشابوری فراگیر و منسجم است وی در خلق تعلیل های تخیلی استادی بی نظیر است و در این هنر بدیع که موجودات اساطیری و کیهانی و مخلوقات بی زبان را با زبان آنان به سخنان آورده با تاویلات گوناگون آنها را نیز به صورت حاملان زنده همان عواطف دینی که بر جان مردم آن پارسا حاکم است ، جلوه گر سازد، مهارت کم نظیر دارد ...

ناشر نیز درباره این کتاب آورده است:
با عنایت به اینکه کتاب «دریای جان» در سال ۱۳۷۴ برای اولین بار و در جلد اول به چاپ رسید، سازوکارها و فرایندهای فعلی که در سامانه درج و رهگیری شابک وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی استقرار نیافته بود، لذا شابک این کتاب به صورت شابک مجزی برای هر جلد تعریف شده بود. لیکن در شرایط فعلی که سامانه تولید و اختصاص شابک وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و خانه کتاب و ادبیات ایران، امکان اختصاص شابک دوره را فراهم آورده، چاپ حاضر که عملا چاپ چهارم جلد اول و چاپ سوم جلد دوم می‌باشد، با یک «شابک واحد» تقدیم اهل نظر و علاقه‌مندان زبان و ادبیات فارسی و روانه بازار نشر کشور می‌شود.

هلموت ریتر (۱۹۷۱ ـ ۱۸۹۲م) خاورشناس، کارشناس الهیات و متن‌شناسی زبان‌های لاتین و یونانی، استاد زبان‌های فارسی و عربی و نویسنده و پژوهنده‌ی پرتوان آلمانی به سبب تألیفات و ترجمه‌های گرانسنگی که در متون فارسی و فرهنگ پرغنای ایرانی دارد، برای بیشتر اهل تحقیق و مطالعه در ایران، نامی آشناست. او در گذر عمر پربارش عهده‌دار مسؤولیت‌هایی چون استادی کرسی شرق‌شناسی دانشگاه هامبورگ، ریاست انجمن آلمانی تحقیقات مشرق زمین در استانبول، استادی زبان‌های فارسی و عربی دانشگاه استانبول، استادی کرسی شرق‌شناسی دانشگاه فرانکفورت بود و تا پایان عمر لحظه‌ای از تکاپو در این راه نیاسود. «دریای جان» مهم‌ترین و چشمگیرترین اثر ریتر، حاصل سال‌ها تحقیق و تلاش پربار وی در عرفان اسلامی و متون منظوم ایرانی است که در آن به بایسته‌ترین وجهی آثار و احوال و ابعاد روحی شیخ فریدالدین عطار نیشابوری را به بررسی و تحلیل گذارده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...