اخلاقیات قرآن | اعتماد
«آیین اخلاق در قرآن» با نام فرعی «پژوهشی تطبیقی درباره اخلاق نظری در قرآن همراه با آیات اخلاق عملی» اثر نامبردار دکتر محمد عبدالله دراز ( 1958م-1894) دانشمند و ادیب مصری است که در سال 1947 م به منظور تحصیل مدرک دکترای فلسفه در دانشگاه سوربن فرانسه نوشته شد. نام اصلی این اثر«Le Morale Du Coran» است. بعدها این کتاب توسط دکتر عبدالصبور شاهین (استاد زبان دانشگاه قاهره) از فرانسه به عربی (با نام: «دستور الاخلاق فی القرآن: دراسـة مقارنـة للاخلاق النظریـة فی القرآن ملحق بها تصنیف للآیات المختارة التی تکون الدستور الکامل للاخلاق العملیـة») ترجمه شد. متن کتاب پس از ترجمه دکتر شاهین به وسیله سیدمحمد بدوی، استاد علمالاجتماع دانشگاه اسکندریه مصر، تطبیق شده و ارجاعات مورد بررسی قرار گرفت.

مرجع پیدایش تمدن اسلامی
قرآن مرجع پیدایش تمدن اسلامی و محور معارف اسلام است. اخلاق، محور بنیادینی است که تمام ادیان سماوی بر آن اتفاق دارند و با فطرت آدمی نیز آمیخته است. محورهای اخلاق تشکیلدهنده بخش بزرگی از مشترکان میان اسلام و دیگر ادیان است. مهمترین ماموریت ادیان اصلاح حال آدمی و ارتقای او به سطح رفیعی از ارتباط با خدا و انسان است. اگر عقاید و اخلاق و شریعت وجه امتیاز ادیان است، ناگفته پیداست که متن هر دینی متکفل تبیین این دسته امور برای پیروان خود باشد و باز طبیعی است که قرآن به چارهجویی معضل اخلاقی آدمی عنایت ویژه کند. قرآن، کتابِ هدایت است «إِنّ هذا الْقُرْءان یهْدِی لِلّتِی هِی أقْومُ» (الإسراء: 9) و اخلاق رکن حائز اهمیتی از منشور راهبرانه قرآن قلمداد میشود.
دو نوع امر اخلاقی در قرآن
در مجال نظری عمدتا مولفان مسلمان به دو قسم از امر اخلاقی در قرآن نظر داشتهاند:
1- نوع اول سفارشهای اخلاقی به منظور اصلاح اخلاق که کتابهایی همچون «مداراة النفوس» ابنحزم در این دسته جای میگیرد.
2- نوع دوم تبیین طبیعت نفس و ملکات آن و تعریف فضیلت و اقسام آن که عمدتا بر اساس الگوی افلاطونی یا ارسطویی صورت گرفته است. گاهی نیز به هر دو زمینه توجه میشود و کتابهایی نظیر «الذریعـه» از راغب اصفهانی و «احیاء علوم الدین» از غزالی نمونههای مثالزدنی در این خصوصند. در عرصه عملی اخلاق، امام ابوحامد غزالی در کتاب «جواهر القرآن» کوشیده است، مضامین گوهرین اخلاق در قرآن را بازخوانی کند و آن را بر دو عنصر اساسی که یکی مرتبط به امرِ «معرفت» و دیگری مرتبط به «سلوک» است، ارایه دهد. اما در این کتاب هم تنها به جمع آیات بسنده شده و شاهد یک نظم منسجم و وحدت منطقی بین اجزا نیستیم.
اهمیت اثر عبدالله دراز
کوشش عبدالله دراز را میتوان نخستین پژوهش فلسفی در خصوص نظام اخلاقی قرآن برشمرد. او در مقدمه کتاب به فقدان پژوهشی درخور و جامعنگر در زمینه اخلاق قرآنی اشاره میکند: «با مراجعه به مکتب اسلامیمان میبینیم که تاکنون جز دو نوع از تعالیم اخلاقی آن، ناشناخته مانده است و آن دو نوع، یا نصایح عملی هستند که هدفشان استوارسازی اخلاق جوانهاست... یا توصیف خالص و معرفی طبیعت نفس و ملکات آن است. سپس تعریف فضیلت و اقسام آن که در بیشتر جهات بر حسب نمونه افلاطونی یا ارسطویی مرتب شده است.» (ص69)
قرآن و فلسفه اخلاق
هدف مولف این کتاب ترسیم خطوط اصلی اخلاق نظری و عملی از دیدگاه قرآن است. این کتاب اولین پژوهش قرآنی است که با عنایت به نظریات جدید فلسفه اخلاق تحریر شده است. مباحث کتاب در دو محور اخلاق نظری و اخلاق عملی شکل گرفته است که بخش نخست، حجم اصلی کتاب را در بر دارد. دراز در این بخش که تقریبا 9 دهم کتاب را شامل میشود به اخلاق نظری از نظر قرآن میپردازد و طی 5 فصل مباحثی همچون الزام و تکلیف اخلاقی، مسوولیت اخلاقی و شرایط آن، مجازات و اقسام آن (اخلاقی، قانونی، الاهی)، نیت و انگیزه عمل و در آخر، جُهد و تلاش اخلاقی را با استناد به آیات قرآنی و در برخی موارد در مقایسه با نظریات دانشمندان غربی به به ویژه کانت مطرح میکند.
وحی و طبیعت اخلاقی بشر
اساس اندیشه اخلاقی دکتر دراز، باور به فطری بودن احساس اخلاقی است و اینکه همین احساس اخلاقی در پرتو وحی به ظهور و بروز کامل میرسد و از این رو وحی، واجد هیچ گونه تحمیلی بر طبیعت آدمی نیست بلکه مایه ظهور و تبلور طبیعت اخلاقی ماست.فصل نخست کتاب به بررسی نظریه «الزام اخلاقی» میپردازد و آرای دانشمندانی چون برگسون و کانت را نقد میکند. نویسنده در این فصل، نخست ریشههای تعهد و الزام اخلاقی در قرآن، سنت، اجماع و قیاس را میکاود سپس ویژگیهای تکلیف اخلاقی از جمله امکان عمل، عمل آسان، محدودیت وظایف و تدریجی بودن آنها را میشمارد، آنگاه دو قسم از تناقضات لازم؛ یعنی وحدت و تنوع و سلطه و آزادی را بیان همچنین نظریه کانت را در این باره نقد و بررسی میکند.فصل دوم کتاب به مفهوم مسوولیت اخلاقی در قرآن نظر دارد و نتیجه میگیرد که مسوولیت اخلاقی و الزام اخلاقی همواره توأمانند.فصل سوم به مبحث کیفر و مجازات از منظری اخلاقی توجه دارد. فصل چهارم به مقوله نیت و انگیزهها میپردازد. فصل پنجم به رفتار اخلاقی اختصاص یافته است.
اخلاق عملی در قرآن
اما بخش دوم کتاب به اخلاق عملی اختصاص یافته است. در این زمینه دکتر دراز به واکاوی اخلاق عملی در عرصههای فردی، خانوادگی، اجتماعی، حکمرانی و تعبّدی پرداخته است. وی روش و نظامی را برای معرفی اخلاق عملی در قرآن برگزیده که با روش غزالی و دیگران متفاوت است. وی به جای اینکه تمام آیاتی را که به رفتار انسان مربوط است، یکجا جمع کند یا آیات اخلاقی را به ترتیب سورهها یا ترتیب ابجدی بیان کند طی 5 فصل بخشی از آیات اخلاقی را در نظمی منطقی و بر حسب نوع رابطه و علاقهای که این نوع آیات با هم داشتهاند در مقولههای مختلفی نظاممند کرده است.
دستورات ایجابی اخلاق فردی در قرآن
فصل نخست اخلاق عملی، اخلاق فردی است. اخلاق در عرصه فردی متضمن خواستههای ایجابی و سلبی است. در خواستههای ایجابی میتوان اخلاق فردی در قرآن را مبتنی بر محورهای زیر دانست: آموزش عمومی: «پس اگر نمیدانید از پژوهندگان کتابهای آسمانی جویا شوید.» (نحل: ۴۳)، آموزش اخلاقی: «و شایسته نیست مومنان همگی [برای جهاد] کوچ کنند پس چرا از هر فرقهای از آنان دستهای کوچ نمیکنند تا [دستهای بمانند و] در دین آگاهی پیدا کنند و قوم خود را وقتی به سوی آنان بازگشتند، بیم دهند باشد که آنان [از کیفر الهی] بترسند.» (توبه: ۱۲۲)، تلاش اخلاقی: «و کسانی که در راه ما کوشیدهاند به یقین راههای خود را بر آنان مینماییم و در حقیقت خدا با نیکوکاران است.» (عنکبوت: ۶۹)، تزکیه نفس: «سوگند به نفس و آن کس که آن را درست کرد سپس پلیدکاری و پرهیزگاریاش را به آن الهام کرد که هر کس آن را پاک گردانید قطعا رستگار شد و هر که آلودهاش ساخت قطعا درباخت.» (شمس: 7 تا 10)، پایداری: «پس همانگونه که دستور یافتهای، ایستادگی کن و هر که با تو توبه کرده [نیز چنین کند] (هود: ۱۱۲)، پاکدامنی، بزرگمنشی، چشمپوشی: «به راستی که مومنان رستگار شدند. همانان که در نمازشان فروتنند و آنان که از بیهوده رویگردانند. و آنان که زکات می پردازند. و کسانی که پاکدامنند. مگر در مورد همسرانشان یا کنیزانی که به دست آوردهاند که در این صورت بر آنان نکوهشی نیست. پس هر که فراتر از این جوید آنان از حد درگذرندگانند.» (مومنون: 1-7)، تسلط بر نفس: «و اما کسی که از ایستادن در برابر پروردگارش هراسید و نفس خود را از هوس باز داشت پس جایگاه او همان بهشت است.» (نازعات: 40 و 41)، خودداری از شکمپرستی و شهوتپرستی: «سپس روزه را تا [فرا رسیدن] شب به اتمام رسانید و در حالی که در مساجد معتکف هستید [با زنان] درنیامیزید این است حدود احکام الهی پس [زنهار به قصد گناه] بدان نزدیک نشوید.» (بقره: 187)، کظم غیظ: «همانان که در فراخی و تنگی انفاق میکنند و خشم خود را فرو میبرند و از مردم در میگذرند و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.» (آلعمران: ۱۳۴)، راستی: «ای کسانی که ایمان آوردهاید از خدا پروا دارید و سخنی استوار گویید.» (احزاب: ۷۰)، نرمش و فروتنی: «و بندگان خدای رحمان کسانیاند که روی زمین به نرمی گام برمیدارند و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ میدهند.» (فرقان: ۶۳)، مواظبت در اظهارنظرها: «ای کسانی که ایمان آوردهاید اگر فاسقی برایتان خبری آورد، نیک وارسی کنید مبادا به نادانی گروهی را آسیب برسانید و [بعد] از آنچه کردهاید، پشیمان شوید.» (حجرات: ۶)، اجتناب از بدگمانی: «و چیزی را که بدان علم نداری، دنبال مکن زیرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد.» (اسراء : ۳۶)

استقامت و پایداری: «و قطعا شما را به چیزی از [قبیل] ترس و گرسنگی و کاهشی در اموال و جانها و محصولات میآزماییم و مژده ده شکیبایان را.» (بقره: ۱۵۵)، الگوی نیکو: «قطعا برای شما در [پیروی از] آنان سرمشقی نیکوست [یعنی] برای کسی که به خدا و روز بازپسین امید میبندد و هر کس روی برتابد [بداند که] خدا همان بینیاز ستوده[صفات] است.» (ممتحنه: 6)، میانهروی: «و دستت را به گردنت زنجیر مکن و بسیار [هم] گشادهدستی منما تا ملامت شده و حسرتزده بر جای مانی.» (اسراء : ۲۹)، اعمال شایسته: «همانکه مرگ و زندگی را پدید آورد تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید و اوست ارجمند آمرزنده.» (ملک: ۲)، سبقت گرفتن بر یکدیگر در کار خیر: «و برای هر کسی قبله ای است که وی روی خود را به آن [سوی] میگرداند پس در کارهای نیک بر یکدیگر پیشی گیرید.» (بقره: ۱۴۸)، خوب شنیدن و پیروی کردن: «به سخن گوش فرا میدهند و بهترین آن را پیروی میکنند اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان.» (زمر: ۱۸)، خلوص نیت: «و هر مالی که انفاق کنید به سود خود شماست و (لی) جز برای طلب خشنودی خدا انفاق مکنید، و هر مالی را که انفاق کنید (پاداش آن) به طور کامل به شما داده خواهد شد و ستمی بر شما نخواهد رفت.» (بقره: ۲۷۲) .
نواهی قرآن در اخلاق فردی
نواهی اخلاقی قرآن در عرصه فردی بنا به نظر دراز چنیناند: خودکشی، قطع عضو و تغییر چهره: «و خودتان را مکشید زیرا خدا همواره با شما مهربان است.» (نساء : ۲۹)، دروغ: «و از گفتار باطل اجتناب ورزید» (حج: 30)، دورویی: «و از میان مردم کسی است که در زندگی این دنیا سخنش تو را به تعجب وا میدارد و خدا را بر آنچه در دل دارد، گواه میگیرد و حال آنکه او سختترین دشمنان است.» (بقره: ۲۰۴)، رفتار بر خلاف گفتار: «آیا مردم را به نیکی فرمان میدهید و خود را فراموش میکنید با اینکه شما کتاب [خدا] را میخوانید آیا [هیچ] نمیاندیشید.» (بقره: ۴۴)، بُخل: «و هر کس از خست نفس خود مصون ماند ایشانند که رستگارانند.» (حشر: 9)، ولخرجی: «و ولخرجی و اسراف مکن چراکه اسرافکاران برادران شیطانهایند و شیطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است.» (اسراء : ۲۶و۲۷)، ریاکاری: «پس وای بر نمازگزارانی که از نمازشان غافلند. آنان که ریا میکنند. (ماعون: 4 تا ۶)، خودبزرگبینی: «و از مردم [به نخوت] رخ بر متاب و در زمین خرامان راه مرو که خدا، خودپسند لافزن را دوست نمیدارد.» (لقمان: 18)، غرور، خودپسندی و فخرفروشی: «خودتان را پاک مشمارید او به [حال] کسی که پرهیزگاری نموده داناتر است» (نجم: ۳۲)، فخرفروشی به قدرت و دانش: «و چون پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان آوردند به آن چیز [مختصری] از دانش که نزدشان بود، خرسند شدند و [سرانجام] آنچه به ریشخند میگرفتند آنان را فروگرفت.» (غافر: ۸۳)، وابستگی به دنیا: «و زنهار به سوی آنچه اصنافی از ایشان را از آن برخوردار کردیم [و فقط] زیور زندگی دنیاست تا ایشان را در آن بیازماییم، دیدگان خود مدوز و [بدان که] روزی پروردگار تو بهتر و پایدارتر است.» (طه: ۱۳۱)، حسد و طمع: «بلکه به مردم برای آنچه خدا از فضل خویش به آنان عطا کرده، رشک میورزند در حقیقت ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنان ملکی بزرگ بخشیدیم.» (نساء : ۵۴)
تأسف بر گذشته و خوشحالی برای آینده: «تا آنکه بر آنچه از دست شما رود، اندوه مخورید و بر آنچه به شما بخشد، شادمانی مکنید...» (حدید: ۲۳)، زناکاری: «و به زنا نزدیک مشوید چراکه آن همواره زشت و بد راهی است.» (اسراء : ۳۲)، میگساری و پلیدیها: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، شراب و قمار و بتها و تیرهای قرعه پلیدند [و] از عمل شیطانند پس از آنها دوری گزینید، باشد که رستگار شوید.» (مائده: ۹۰)، هر نوع آلودگی اخلاقی یا مادی: «و لباس خویشتن را پاک کن و از پلیدی دور شو.» (مدثر: 4 و۵)، کسب حرام: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، اموال همدیگر را به ناروا مخورید مگر آنکه داد و ستدی با تراضی یکدیگر از شما [انجام گرفته] باشد.» (نساء : 29)، مدیریت بد: «و اموال خود را که خداوند آن را وسیله قوام [زندگی] شما قرار داده به سفیهان مدهید و[لی] از [عواید] آن به ایشان بخورانید و آنان را پوشاک دهید و با آنان سخنی پسندیده بگویید.» (نساء : ۵)
مهمترین محورهای اخلاق خانوادگی در قرآن
فصل دوم به اخلاق خانواده اختصاص دارد و به روابط والدین و فرزندان، روابط همسران و وظایف متقابل آنها، روابط با خویشان و در آخر به مباحث مربوط به ارث میپردازد. از نظر قرآن و به روایت دراز، اهم محورهای اخلاق خانوادگی به قرار زیرند: احسان به پدر و مادر و تواضع در برابر آنها و اطاعت از آنها (نساء : 36)، (اسراء : 23و24)؛ حرمت نهادن به زندگی فرزندان (انعام: 151)، (اسراء : 31)، (تکویر، 8 تا 14)؛ تربیت اخلاقی فرزندان و تمام خانواده: (احزاب: 59)، (تحریم: 6)، برابری در حقوق و وظایف (بقره: 228)، مشورت و رضایت زوجین (بقره: 233)، برخورد انسانی (طلاق: 6)، معاشرت نیکو حتی در وقت ناراحتی (نساء : 19)، آشتی پس از اختلاف (نساء : 128)؛ تعیین داور (نساء : 35)
مهمترین نواهی قرآن در حوزه اخلاق اجتماعی
دراز در فصل سوم اخلاق اجتماعی را طرح میکند که عمدهترین محورهای آن به قرار زیر است:
نواهی: آدمکشی (انعام: 151)، دزدی (مائده: 38)، غش (مطففین: 1 تا 3)، رباخواری (بقره: 278-279)، اختلاس (اعراف: 85)، هر نوع تملک نامشروع (نساء: 29)، خوردن مال یتیم (نساء: 2)، خیانت بر امانت و اعتماد (انفال: 27)، آزار بیدلیل (احزاب: 58)، ستمگری (طه: 111)، کمک در کار بد (مائده: 2)، دفاع از خیانتکاران (نساء: 105)، وفا نکردن به عهد و پیمان (نحل: 91)، مکر و حیله (نساء: 107و108)، خیانت و تبهکاری داوران (بقره: 188)، گواهی خلاف (حج: 30)، حقپوشی (بقره: 283)، بدگویی (نساء: 148-149)، بدرفتاری با یتیم و فقیر (ضحی: 9-10)، مسخره کردن (حجرات: 11)، تحقیر مردم (لقمان: 18)، تجسس (حجرات: 11)، افتراء و غیبت (همزه: 1، حجرات: 12، مجادله: 9)، نیت بد و زودباوری (حجرات: 6)، نسبت زنا دادن (نور: 4-5)، دخالت زیانآور (نساء: 85)، بیتفاوتی در برابر زیان عمومی (مائده: 78-79)

مهمترین اوامر قرآن در حوزه اخلاق اجتماعی
اوامر قرآن در حوزه اخلاق اجتماعی طبق صورتبندی دراز: بازگرداندن امانت (نساء: 58)، وفای به عهد (مائده: 1)، ادای شهادت راست (انعام: 152)، آشتی دادن افراد (حجرات: 10)، میانجیگری (نساء: 85)، دلسوزی متقابل (بلد: 17)، گذشت (شوری: 37)، دفع بدی با نیکی (رعد: 22)، برادری و بزرگواری (حشر: 9)، عدالت، مرحمت و احسان (نحل: 90)
در فصل چهارم و در ادامه بحث اخلاق عملی، مولف کتاب به «اخلاق دولتمردان» و چند و چون رابطه میان رییس و مردم و روابط خارجی اشاره میکند.
در فصل پنجم نیز با عنوان اخلاق دینی، وظایف انسان در قبال خدا ذکر شده و برخی آیات که بر ایمان به خدا، شکر نعمتهای الاهی، توکل به خدا، نومید نشدن از رحمت او و... دلالت دارد به عنوان آیات مرتبط با اخلاق دینی به اجمال ذکر شده است.از امتیازات این کتاب، توجه به مبانی و مبادی اخلاق در قرآن(اخلاق نظری) است که در کنار اخلاق عملی برای نخستین ئبار مباحثی مهم و گسترده را به صورت منظم در این موضوع سامان داده است.