یک کارشناس نسخ خطی گفت: بیش از ۳۰ شاهنامۀ خطی، چاپ سنگی و نسخه‌هایی از دیگر آثار فردوسی، در کتابخانۀ وزیری یزد وابسته به آستان قدس رضوی نگهداری می‌شود.

به گزارش ایسنا، «منوچهر آرسته» با بیان این‌که شاهنامه، سند فرهنگی و هویت ملی ایرانی‌ها است، اظهار کرد: نسخه‌های نفیس بسیاری از این شاهکار ادبی و دیگر آثار منسوب به فردوسی در کتابخانۀ وزیری یزد نگهداری می‌شود.

وی به یکی از نفیس‌ترین شاهنامه‌های خطی این مرکز اشاره کرد و افزود: این نسخه در قرن سیزدهم قمری به خط نستعلیق بسیار ممتاز در ۲۷۹ برگ ۲۹ سطری کتابت و به دست حجت‌الاسلام و المسلمین سید علی محمد وزیری وقف کتابخانه شده است.

این کارشناس نسخ خطی کتابخانه وزیری یزد گفت: نسخه نفیس دیگر در قرن یازدهم قمری به خط نستعلیق ۲۹ سطری در ۳۰۲ برگ کتابت و تمامی اوراق دارای جدول‌کشی به زر، زنگار، لاجورد و جدول داخل متن است، نسخه ارزشمند دیگر به در قرن دوازدهم به خط نستعلیق ۱۹ سطری در ۳۲۴ برگ کتابت گردیده است.

آرسته در ادامه با بیان این‌که در کتابخانه وزیری به عنوان یکی از بزرگ‌ترین کتابخانه‌های ایران، شاهنامه‌هایی نگهداری می‌شود، تصریح کرد: شاهنامه مصور چاپ سنگی معروف به «شاهنامۀ امیر بهادری» یکی از این آثار نفیس کتابخانه است که توسط خوشنویس برجسته خط نستعلیق، «محمدحسین عمادالکتاب» کتابت شده و با ۴۹ تصویر به قلم نقاشان مشهور دورۀ قاجار همچون علی‌خان، محمدکاظم، حسین‌علی، مصورالملک تصویرسازی شده و طی سال‌های ۱۳۲۲ تا ۱۳۲۶ قمری در ۴ مجلد در قطع سلطانی با ۶ ستون ۳۳ سطری در تهران منتشر شده و نسخه دارای سرلوح بوده و در بخش پایانی آن، فرهنگ لغات قابل مشاهده است.

وی بیان کرد: شاهنامه چاپ سنگی مصور به خط «اولیا سمیع محمد ابراهیم شیرازی» مشهور به «آقا» که در سال ۱۲۷۲ قمری در چهار مجلد در شهر بمبئی هند به چاپ رسیده است، از دیگر آثار این گنجینه است که دارای قطع رحلی بزرگ بوده و در انتهای نسخه فهرست سلاطین عجم و ایام سلطنت ایشان، فرهنگ الفاظ نادره و اصطلاحات غریبه شاهنامه آمده است.

این کارشناس نسخ خطی در بخش دیگری از سخنان خود به دو اثر منسوب به فردوسی در این کتابخانه اشاره کرد و گفت: کتاب چاپ سنگی «یوسف و زلیخا»، که توسط محمد حسین تاجر کاشانی به خط نستعلیق کتابت و در قطع رقعی مشتمل بر ۱۶۷ صفحه در سال ۱۳۱۷ قمری در تهران چاپ شده، مزین به تصویرهایی به قلم تصویرگران چیره‌دست دورۀ قاجار است. همچنین «رستم‌نامه» مصور مشتمل بر ۱۷۸ صفحه در قطع وزیری، سال ۱۳۴۱ قمری در چاپخانه اقبال در تهران منتشر شده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...