شماره بهاری مجله شیرازه کتاب با عنوان اصلی «انقلاب در ویترین» منتشر شد و روی پیشخوان مطبوعات آمد.

شیرازه کتاب انقلاب در ویترین

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، شماره جدید مجله شیرازه کتاب ویژه فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۰ به‌تازگی با عنوان اصلی «انقلاب در ویترین» منتشر شده و روی پیشخوان مطبوعات آمده است. در این‌شماره تلاش شده براساس عنوان اصلی، عملکرد و دستاوردهای کتابفروشان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار بگیرد.

سردبیر مجله «شیرازه کتاب» در سرمقاله این شماره با عنوان «فرهنگ را تعطیل نکنید!»، یادآور شده علی‌رغم همه ظرفیت‌هایی که در بخش کتاب و فرهنگ وجود دارد تا در دوره شیوع کرونا روحیه ملی را ترمیم کند، عملکرد مسئولان ما را به جایی رسانده که این روزها باید تعطیل نکردن فرهنگ را از دولت مطالبه کنیم.

در بخش بعدی که «خانواده نشر» نام دارد، پس از انتشار نامه هیئت‌مدیره مجمع ناشران انقلاب اسلامی خطاب به رئیس‌جمهور درباره مساله کاغذ، نامه انجمن کتاب‌فروشان جبهه فرهنگی انقلاب (خوشه) به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره تعطیلی کتاب‌فروشی‌ها منتشر شده است. در ادامه هم، گزارشی از سومین دوره پویش کتاب‌قهرمان و گزارشی از نخستین دوره ‌جایزه کتاب تاریخ انقلاب اسلامی به چاپ رسیده است.

گفت‌وگو با محمد شیخلر عضو مؤسسه‌ ایمان جهادی و انتشارات صهبا درباره مراحل شکل‌گیری این مؤسسه؛ و همچنین گفت‌وگو با عباس جهانگیری درباره انتشارات بین‌المللی حافظ از دیگر مطالب این‌شماره شیرازه کتاب هستند.

پرونده ویژه این شماره از مجله «شیرازه کتاب»، بررسی عملکرد و دستاوردهای کتاب‌فروشان جبهه فرهنگی انقلاب و اقدامات آن‌ها در دهه ۹۰ است. در این بخش، با محمد راهی مدیر عامل انجمن کتابفروشان جبهه فرهنگی انقلاب(خوشه)، حسین سعیدی مدیرعامل انتشارات به‌نشر، مهدی محمدی مدیر فروشگاه به‌نشر در شهر مشهد، علی اسماعیلی مدیرعامل کتابشهر ایران، مهدی شکوهی مدیر کتابشهر مشهد، محمد حیدری مدیر کتابشهر بوشهر و حامد سلیمانی مدیر انتشارات کتاب پارک، گفتگو شده است. علاوه بر این، مجموعه گزارش‌هایی هم از کتاب‌فروشی‌های مناطق کم‌برخوردار، ظهور نسل جدید کتاب‌فروشان و ظهور کتاب‌فروشی‌های مجازی، و راهکارهایی برای راه‌اندازی یک کتاب‌فروشی کوچک محلی در این‌پرونده منتشر شده‌اند.

در بخش «طعم کتاب» از این‌مجله، علاوه بر سری نهم «نکته‌هایی برای نوشتن» که فاطمه سلیمانی ازندریانی آن را نوشته، نگاهی هم به کتاب‌های «عصرهای کریسکان»، «سلول‌های بهاری»، «از چیزی نمی‌ترسیدم» و «اسطوره‌های عشق» شده است. در پایان این بخش نیز بسته پیشنهادی کتاب برای فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۰ به مخاطبان ارائه شده است.

«کافه شیرازه» این‌شماره از مجله شیرازه کتاب هم دربرگیرنده مطالبی از سیده‌نرگس نظام‌الدین، عاطفه جعفری، علیرضا محبی، میثم رشیدی مهرآبادی و سجاد شیرافکن است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...