جواد پیشگر از کارگردانی نمایش رادیویی «بادبادک ‌باز» براساس رمانی با همین نام نوشته خالد حسینی با ترجمه زیبا گنجی و پریسا سلیمان‌زاده در 10 قسمت برای برنامه «قصه شب» رادیو ایران خبر داد.

این کارگردان نمایش‌های رادیویی در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان این خبر، گفت: این رمان را امیرحسین نجفی برای رادیو تنظیم کرده است و بازیگرانی مانند احمد گنجی، امیر جوشقانی، اسماعیل بختیاری، محمد عمرانی، مهرداد عشقیان، عباس وفایی، بیوک میرزایی، شمسی صادقی، سعیده فرضی، مینو جبارزاده و مهدی نمینی مقدم در آن نقش‌آفرینی می‌کنند.
وی ادامه داد: «بادبادک باز» به داستان زندگی خانواده‌یی افغانی می‌پردازد که بر اثر هجوم بیگانگان خانه و کاشانه خود را رها کرده و به آمریکا مهاجرت می‌کنند و …

پیشگر با بیان این‌که مهدی شرفی سردبیر، ماهداد توکلی تهیه‌کننده و فرشاد آذرنیا افکتور این برنامه هستند، اظهار کرد: براساس میزان توانایی، ویژگی و خصوصیت موجود در صدا بازیگران این نمایش انتخاب شده‌اند ضمن این‌که تمایلی به استفاده از گویش افغانی در این کار نداشتیم.
وی اعلام کرد: ضبط این نمایش پنج‌شنبه (28 آذر) به پایان می‌رسد.

................ هر روز با کتاب ...............

هفته‌هاست که حتی یک ماهی نیامده است که به طعمه‌ی قلاب‌های او دهن بزند، ولی ناامید نمی‌شود و برای بار هشتاد و پنجم راه دریا را در پیش می‌گیرد... وقت ظهر، ماهی بزرگی به قلاب می‌اندازد... ماهی در اعماق حرکت می‌کند و قایق را به دنبال خود می‌کشد...ماهی‌گیر پیر زمزمه می‌کند: «ای ماهی، من دوستت دارم و احترامت می‌گذارم، خیلی احترامت می‌گذارم. ولی تو را خواهم کشت»... ماهی سیمین‌فامْ سرانجام خط‌های ارغوانی پوست خود را بر سطح دریا نشان می‌دهد ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...
نخستین بخش از سه‌گانه‌ پی‌پی جوراب‌بلند در کشتی و پی‌پی جوراب‌بلند در دریاهای جنوب... دخترکی نه‌ساله به تنهایی در خانه‌ای چوبی در وسط باغی خودرو، واقع در یکی از شهرهای کوچک سوئد، زندگی می‌کند... تقریباً یتیم است، زیرا که مادرش مرده است و پدرش در جزیره‌ی دوردستی در آفریقا حکومت می‌کند... با شادی آمیخته به ترس خود را به دست ماجراهای افسارگسیخته‌ای می‌سپارند... برداشت‌های سنتی از تعلیم و تربیت را دگرگون می‌کند ...
شرکت در اعتصابات کارگری، میل به گیاه‌خواری، بستری‌شدن در تیمارستان، تمایلات همجنس‌گرایانه و… وجوه اشتراکی است که تشخیص راوی، اف، پیرمرد منحرف و نیز پیرمردی که سردسته‌ تروریست‌ها خوانده می‌شود را از یکدیگر برای مخاطب با دشواری همراه می‌کند... تصمیم او مبنی بر تطهیر روح خود از طریق خودآزاری جسمی بهانه‌ای می‌شود تا راوی با تعابیر طنزآمیزی چون محراب‌های فسقلی پلاستیکی، صلیب‌های تزیینی، قدیسه تقلبی و زلم‌زیمبوهای مذهبی به تمسخر کلیسا و اربابان آن بپردازد ...
می‌خواستم از بازی سرنوشت بنویسم. از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه مرگ می‌بیند و آماده پذیرش آن است، ناگهان... با مرگ مرتضی و به اسارت درآمدن زلیخا... با به دنیا آمدن «یوسف» بار دیگر زلیخا به زندگی برمی‌گردد... تصور معمول ما همیشه این بوده که آنچه در دوره‌های مختلف تاریخی ایران از سر گذرانده‌ایم تنها مختص به تاریخ ما و ایران زمین بوده است ...