جواد پیشگر از کارگردانی نمایش رادیویی «بادبادک ‌باز» براساس رمانی با همین نام نوشته خالد حسینی با ترجمه زیبا گنجی و پریسا سلیمان‌زاده در 10 قسمت برای برنامه «قصه شب» رادیو ایران خبر داد.

این کارگردان نمایش‌های رادیویی در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان این خبر، گفت: این رمان را امیرحسین نجفی برای رادیو تنظیم کرده است و بازیگرانی مانند احمد گنجی، امیر جوشقانی، اسماعیل بختیاری، محمد عمرانی، مهرداد عشقیان، عباس وفایی، بیوک میرزایی، شمسی صادقی، سعیده فرضی، مینو جبارزاده و مهدی نمینی مقدم در آن نقش‌آفرینی می‌کنند.
وی ادامه داد: «بادبادک باز» به داستان زندگی خانواده‌یی افغانی می‌پردازد که بر اثر هجوم بیگانگان خانه و کاشانه خود را رها کرده و به آمریکا مهاجرت می‌کنند و …

پیشگر با بیان این‌که مهدی شرفی سردبیر، ماهداد توکلی تهیه‌کننده و فرشاد آذرنیا افکتور این برنامه هستند، اظهار کرد: براساس میزان توانایی، ویژگی و خصوصیت موجود در صدا بازیگران این نمایش انتخاب شده‌اند ضمن این‌که تمایلی به استفاده از گویش افغانی در این کار نداشتیم.
وی اعلام کرد: ضبط این نمایش پنج‌شنبه (28 آذر) به پایان می‌رسد.

نماینده‌ی دو طیف متفاوت از مردم ترکیه در آستانه‌ی قرن بیستم‌اند... بر فراز قلعه‌ای ایستاده که بر تمامی آن‌چه در طی قرن‌ها به مردم سرزمین‌اش گذشته اشراف دارد... افسری عالی‌رتبه است که همه‌ی زندگی خود را به عشقی پرشور باخته، اما توان رویارویی با معشوق را ندارد... زخمی و در حالتی نیمه‌جان به جبهه‌های جنگ فرستاده می‌شود... در جایی که پیکره‌ی روح از زخم‌های عمیق عاطفی پر شده است، جنگ، گزینه‌ای است بسی بهتر از زیستن در تلخیِ حسرت و وحشتِ تنهایی ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...