هفتمین شماره ماهنامه «آرمان هنر» با آثار و گفتارهای مختلفی از اصحاب فرهنگ و هنر درباره سینما، تئاتر، فیلمنامه، ادبیات، کتاب و روانشناسی منتشر شد.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، جلد آخرین شماره سال 1400 این نشریه به گفت‌وگوی تفصیلی با محمد‌علی فارسی مستند‌ساز باسابقه کشور اختصاص پیدا کرده که در این گپ‌و‌گفت، «فارسی» به آسیب‌شناسی صریح و شفاف سینمای مستند در ایران و معضلات این عرصه پرداخته است.

در پروند نقد سینمای ایران و جهان این ماهنامه نیز، فیلم‌های «دست خدا» پائولو سورنتینو، «قدرت سگ» جین کمپیون، «درخشش» استنلی کوبریک، «مرد بازنده» محمدحسین مهدویان و «بدون قرار قبلی» بهروز شعیبی به بوته نقد گذاشته شده‌اند.

همچنین در شماره هفتم این ماهنامه فرهنگی و هنری، در بخش نقد فیلمنامه، قسمت اول مطالعه تطبیقی داستان‌های ادگار آلن پو و فیلمنامه آثار «راجر کورمن» به قلم پیام رنجبران نویسنده و منتقد سینما منتشر شده است.

بایدها و نبایدهای «اخلاقی» جامعه در سال نو، روان درمانی و معنویت - بخش ششم، نکاتی درباره «کتاب صوتی»، درنگی کوتاه در «‌پلی بک‌»کردن خوانندگان در اجراهای زنده، ضریب اشغال ۷ میلیونی برای سینما در سال ۱۴۰۰، درباره یک مثلا پاپاراتزی، معرفی سلسله انتشارات «چتر دانش» و اخباری درباره تازه های نشر، عناوین دیگر مطالبی است که در این شماره از «آرمان هنر» منتشر شده‌اند.

«آرمان هنر» به مدیرمسئولی «سیده‌الهام کاظمی» و سردبیری «صدرا صدوقی» در ۳۲ صفحه وزیری با قیمت ۱۵هزار تومان منتشر می‌ شود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...