فیلم مستند "گفتگو با سایه" که به بررسی جدیدی از زندگی و آثار صادق هدایت پرداخته است، در انجمن قلم ایران به نمایش درمی‌آید.

به گزارش کتاب‌نیوز در این برنامه که عصر روز چهارشنبه 21 شهریور با حضور "خسرو سینایی" و "حبیب احمد‌زاده" برگزار می‌شود، حاضران با ابعاد رازآلود زندگی و آثار هدایت آشنا شده و به پرسش و پاسخ و نقد این اثر می‌پردازند.

بنا بر این گزارش، پخش این فیلم در کتاب‌فروشی انجمن قلم ایران و در ادامه‌ی برگزاری جلسات هفتگی اعضای انجمن و علاقه‌مندان ادبیات انجام می‌شود. تهیه کنندگان مستند "گفتگو با سایه" با استفاده از اسناد باقی مانده از هدایت (شامل آثار، عکس‌ها، نامه‌ها، کارت پستال‌ها، خاطرات دوستان و منسوبین و خانه پدری هدایت) بخش‌هایی از زندگی و روحیات او را به تصویر کشیده‌اند.

حبیب احمد‌زاده در مقام محقق این فیلم ماحصل تحقیق چند ساله‌ی خود را قبل از انتشار در قالب کتاب به خسرو سینایی سپرد تا بر اساس آن، زندگی و کارنامه‌ی ادبی هدایت به شکل تصویری ارائه شود.

"گفتگو با سایه" روز چهارشنبه ساعت 17 در سالن اجتماعات انجمن قلم ایران به نشانی تهران، خیابان سیدجمال‌الدین اسدآبادی، نبش کوچه 44، شماره 390 به نمایش در می‌آید.

شایان ذکر است براساس پیگیری خبرنگار کتاب‌نیوز مشخص شد، برخلاف اعلام خبرگزاری‌ها حضور برای کلیه علاقه‌مندان آزاد خواهد بود.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...