هوشنگ مرادی کرمانی موافقت خود را برای ساخت فیلمی سینمایی بر اساس کتاب زندگینامه خود با نام "شما که غریبه نیستید" اعلام کرد.

دفتر اقتباس ادبی بنیاد سینمایی فارابی درباره فعالیت‌های جدید این دفتر به مهر گفت: بتازگی کتاب شما که غریبه نیستید هوشنگ مرادی کرمانی در شورای این دفتر به تصویب رسیده و نویسنده هم موافقت خود را برای ساخت فیلمی بر اساس این کتاب اعلام کرده که در حال انجام مذاکرات برای آغاز اقتباس سینمایی از آن هستیم.

مصطفی جمشیدی در ادامه به دو اثر از محمدعلی جمال‌زاده اشاره کرد و افزود: دو کتاب دارالمجانین و فارسی شکر است جمالزاده آماده اقتباس هستند و مشغول مذاکره با تهیه کننده و انتخاب فیلمنامه‌نویس و رایزنی‌های لازم هستیم. با ساخته شدن این سه فیلم، حلقه فیلم‌های متعلق به شاخه ادبیات معاصر کشورمان تکمیل می‌شود.

چندی پیش هم در پروژه‌ای مشابه، خبرگزاریها خبر از ساخت فیلم زندگی بسیاری از هنرمندان و نویسندگان معاصر به تهیه‌کنندگی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران دادند، ولی امروز از ادامه این مجموعه فیلم‌ها خبری در دست نیست.

امیدواریم که بنیاد آشوب‌زده فارابی به انجام این مهم توفیق یابد.

دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...
الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...