شصت‌وهشتمین شماره از نشریه «نقد و بررسی کتاب تهران» با بخش ویژه «کهن‌ماندگی در ساختار زبان شعری نیما یوشیج» منتشر شد.

شصت‌وهشتمین شماره از نقد و بررسی کتاب تهران

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، شماره بهار ۱۴۰۰ این مجله در ۱۸۴ صفحه و با قیمت ۳۰هزار تومان منتشر شده است.

در بخش مقالات شصت‌وهشتمین شماره از نشریه «نقد و بررسی کتاب تهران»، نوشتارهایی را از یدالله بهزاد کرمانشاهی، محمد استعلامی، احمد کتابی، تورج نیرنوری، احمد حبیبی، فرید جواهرکلام و... می‌خوانیم.

کندوکاو این شماره نیز با «چاپخانه‌های ایران در دهه ۱۳۵۰» نوشته سیدفرید قاسمی همراه است.

همچنین در بخش داستان «طاغوت و یاقوت هر دو زن بودند» از الهه عروضی و همایون کاتوزیان، در بخش ویژه «کهن‌ماندگی در ساختار زبان شعری نیما یوشیج» از محمود کیانوش و در بخش نام بعضی نفرات «صد و سی و دومین سالروز تولد ذبیح بهروز» از علی حصوری و محمود خوشنام آمده است.

از دیگر بخش‌های این شماره، شعر با آثاری از سعدی، محمدرضا شفیعی کدکنی، رهی معیری، منوچهر آتشی و... است.

علاوه‌بر این، در بخش خاطرات فرهنگی «گل‌خواری و گل‌خواران» از سیروس پرهام را می‌خوانیم.

کهنه کتاب این شماره «نقد و بررسی کتاب تهران» را نیز محمدحسین عزیزی نوشته است.

کتاب‌های خارجی، کتاب‌های فارسی، کتاب‌ها و نشریه‌های تازه، خواندنی‌ها و نکته‌ها، معرفی کوتاه و گزارش‌ها از دیگر بخش‌های شماره ۶۸ این نشریه است که توسط هرمز همایون‌پور منتشر می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...