فصلنامه اجتماعی، فرهنگی، هنری، ادبی "نگاه نو" ویژه آلبر کامو به مدیر مسئولی و سردبیری علی میرزایی منتشر شد.

به گزارش مهر، این شماره از مجله که دومین ویژه‌نامه "نگاه نو" در طول بیست سال انتشار آن محسوب می‌شود با مطالب مختلفی درباره این نویسنده فرانسوی‌زبان در دو بخش "کامو به قلم کامو" و "درباره کامو و آثارش" به چاپ رسیده است.

از نویسندگان و مترجمانی که در ویژه‌نامه کامو آثارشان منتشر شده می‌توان از عزت‌الله فولادوند، مژده دقیقی، خشایار دیهیمی، ابولحسن نجفی، پیروز سیار،‌ افشین معاصر، رضا رضایی، فیروز دیلمقانی و روشن وزیری نام برد.

در مطلب " نان و آزادی" نوشته کامو می‌خوانیم: آزادی همزمان با عدالت انتخاب می‌شود و حقیقت این است که نمی‌توانیم یکی را بدون دیگری انتخاب کنیم. اگر کسی نان شما را ببرد آزادی شما را نیز گرفته است اما اگر آزادی شما را بگیرد یقین داشته باشید که نانتان نیز در خطر است زیرا از آن پس نانتان وابسته به هوس و دلخواه ارباب خواهد بود نه به تلاش خودتان.

ادای احترام به یک تبعیدی،‌سکوت پاریس، خون آزادی، شب حقیقت، کامو دلباخته حقیقت، شرحی بر
بیگانه، کدامین سلاح علیه ترور و کامو شیفته فوتبال بود، عناوین تعدادی از مطالب خواندنی این شماره " نگاه نو" است.

فصلنامه "نگاه نو" در 5000 نسخه ، 116 صفحه  و به قیمت 3500 تومان منتشر شده است.
 

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...