نخستین شماره مجله «نوشتار» ویژه کتاب، نشر و ترویج گفتمان علم منتشر شد.

نوشتار ویژه کتاب، نشر و ترویج گفتمان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این مجله که تاکنون دو پیش‌شماره از آن نیز منتشر شده به تحلیل، بررسی و نقد فرآیندهای موجود در حوزه کتاب، نشر و ترویج گفتمان علم اختصاص دارد.

در هر شماره از این مجله در قالب پرونده ویژه، آثار یکی از اندیشمندان معاصر نقد و بررسی می‌شود که شماره نخست مجله به آثار و پروژه فکری دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن پرداخته است.

سرمقاله این شماره با عنوان «تأملی درباره جهان اینترنتی، مطالعه و پریشان‌خاطری» تأملاتی را درباره وضعیت کنونی و پیش ‌روی مطالعه در جهان جدید شامل می‌شود.

در بخش گفت‌وگوی این مجله، مصاحبه‌های تخصصی با استادان دانشگاه‌ها و ناشران دانشگاهی با عنوان‌های «فانتزی نشر دانشگاهی در علوم انسانی و اجتماعی»، «قانونی ۵۰ساله اما ناشناخته»، «علم در خلأ به وجود نمی‌آید»، «غفلت تاریخی از تدوین دستور زبان فارسی» و... انجام شده است.

در بخش کتاب‌شناسی این مجله تعدادی از تازه‌ترین کتاب‌های ایران و جهان به تفصیل معرفی شده است.

«حکایت نقدی که خوب است اما برای همسایه»، «روشنفکری که دغدغه دین داشت»، «از مراسم‌های بی‌سروصدا تا حاشیه‌های دنباله‌دار» و «جنجالی‌ترین برندگان "نوبل" ادبیات» از جمله عنوان‌های بخش رویداد این مجله است.

مجله «نوشتار» با صاحب‌امتیازی سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی و مدیرمسئولی حامد علی‌اکبرزاده به صورت فصلنامه منتشر می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

جستجوی یک دوچرخه‌ی دزدیده‌شده بهانه‌ای به دست نویسنده می‌دهد تا از بیکاری در کشوری سخن گوید که نیم قرن است از این درد رنج می‌کشد... در این رهگذر، محله‌های فقیر و مردمان آن توصیف شده‌اند: دزدان و همدستان آنها، روسپیان و پااندازان، و تاجران مشکوک... شخصیت اصلی داستان سعی می‌کند که پلیس را درگیر این داستان کند، اما کاملاً شکست می‌خورد... با وساطت روسپی می‌تواند دوچرخه‌اش را دوباره از دزد خریداری کند ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...