کتاب «درآمدی نو بر کتاب گویا» نوشته مریم چهرقانی با موضوع تاریخچه کتاب صوتی در ایران و دنیا توسط انتشارات کتاب کوچه منتشر شد.

درآمدی نو بر کتاب گویا مریم چهرقانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این اثر در چهار فصل اصلی با عناوین «مبانی نظری»، «راهنمای کاربردی» و «نهادها» تنظیم شده و فصل چهارم که فصل آخر این کتاب است، به معرفی موسسه نوین کتاب گویا پرداخته است.

دلیل انتخاب بررسی مفصل تاریخچه این انتشارات و گویندگان و آهنگسازان آن، قدمت این موسسه است که از سال ۱۳۸۶ فعالیت خود را در حوزه تولید و نشر کتاب صوتی آغاز کرده و تاکنون بیش از ۱۱۰۰ عنوان اثر منتشر کرده است.

در این کتاب مریم چهرقانی ابتدا شرح می‌دهد که کتاب گویا چیست و چه تاریخچه‌ای در ایران و جهان داشته است. او همچنین با آمارهای جهانی توضیح می‌دهد که کتاب گویا چه وضعیتی در دیگر کشورها داشته و کاربران آن معمولا چه کسانی هستند و در طی سال‌های اخیر تا چه اندازه میزان استقبال از کتاب گویا افزایش یافته است.

وی در بخش راهنمای کاربردی به نحوه انتخاب کتاب برای صوتی شدن اشاره می‌کند که عوامل مختلفی مانند توجه به حق مولف، نوع ویرایش، نوع روایت، انتخاب موسیقی، تجهیزات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری و... را در بر می‌گیرد.

در فصل نهادها چهرقانی با اشاره به جایزه‌های جهانی در حوزه تولید کتاب صوتی، به معرفی تولیدکنندگان داخلی و خارجی کتاب‌های گویا می‌پردازد و از تاریخچه هر یک از آنها سخن می‌گوید.

کتاب «درآمدی نو بر کتاب گویا» نوشته مریم چهرقانی با همکاری مصطفی آهنگر و مقدمه ناصر فکوهی در انتشارات کتاب کوچه در ۲۹۲ صفحه به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...